Phd-proposal

انتظار دانشجوی دکتری از استاد راهنما

فرایند راهنمایی و نظارت، به عنوان یک جزء مهم برای انجام بهتر و اتمام به موقع پژوهش در دوره دکتری مطرح می‌باشد. راهنمایی نامناسب استاد، نه تنها سبب کاهش انگیزه دانشجو برای انجام پژوهش می‌گردد، بلکه کیفیت پژوهش انجام شده را نیز به ‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد مطالعات انجام شده، وظایف متعددی برای استاد راهنما، از دیدگاه دانشجویان، مشخص کرده‌اند. این وظایف و مسئولیت‌ها عبارت‌اند از ارائه حمایت‌های کافی، حساس بودن به زمان تکمیل پروژه، داشتن برخی صلاحیت‌ها (مانند آشنایی با پژوهش، تفکر انتقادی و غیره) راهنمایی و نظارت بر مراحل انجام پایان‌نامه از انتخاب موضوع گرفته تا نوشتن نتایج اخذ شده، خواندن دقیق نوشته‌ها و گزارشات دانشجو و دادن انتقاد سازنده برای پرورش ذهنی دانشجو، منعطف بودن، داشتن ذهن باز، داشتن صداقت و توانایی درک دانشجو، روابط مناسب و شفاف با دانشجو، تمایل به گوش دادن صحبت‌های دانشجو، وقت گذاشتن برای صحبت با دانشجو در مورد پژوهش و مراحل کار، اتخاذ سبک مناسب نظارت و راهنمایی با توجه به ویژگی‌های (مهارت‌ها، نگرش‌ها و انگیزه‌ها) متفاوت دانشجویان، تعادل در روابط با دانشجو، داشتن تجربه کافی در زمینه موضوع مورد پژوهش و تشویق دانشجو برای داشتن استقلال.

در واقع، پژوهش در بعد دانشجویی، اصلی‌ترین نمود خود را در واحد پایان نامه / رساله نمایان ساخته و دانشجویان با انتخاب این واحد، قدرت ابتکار، اعتماد به نفس و پشتکار خود را باروح جستجوگر خویش در هم آمیخته و حاصل آن را در قالب پایان‌نامه/رساله ارائه می‌دهند. دانشجویان دکتری در روند انجام رساله به حمایت علمی، عاطفی، اجتماعی و مادی استاد راهنمای خود نیاز دارند.

تجارب و انتظارات متنوع دانشجویان دکتری از استاد راهنمای خود در روند انجام رساله دکتری به‌آسانی با پژوهش‌های رایج کمی قابل ارزیابی نیست.

مطالعات انجام شده در ایران اکثراً محدود به بررسی ابعاد صلاحیتی استاد راهنما، معیارهای انتخاب موضوع پایان نامه و استاد راهنما، عملکرد، نحوه انتخاب و شرح وظایف اساتید راهنما، وضعیت عملکرد اساتید راهنما، نقش و رابطه نظارتی استاد راهنما، بررسی رضایت‌مندی دانشجویان از فرآیند انجام پایان‌نامه و عوامل مرتبط با آن بوده است. بایستی توجه داشت که تجارب و انتظارات متنوع دانشجویان دکتری از استاد راهنمای خود درروند انجام رساله دکتری به‌آسانی با پژوهش‌های رایج کمی قابل ارزیابی نیست. در حالی که پژوهش‌های کیفی قابلیت وبرتری زیادی در شناخت پدیده‌ها و تبیین تجارب واقعی دارند. لذا با توجه به اهمیت شناخت تجارب و انتظارات دانشجویان از استاد راهنما برای بهبود پژوهش در دوره تحصیلات تکمیلی و با توجه به قابلیت پژوهش‌های تحلیل محتوای قراردادی در تبیین یک پدیده و بدست آوردن درون مایه‌های مستقیم و آشکار از تحلیل داده‌ها، بدون تحمیل کردن مقوله یا نظریه‌های از پیش تعیین شده، تحقیق کیفی حاضر باهدف تبیین انتظارات دانشجویان دکتری از اساتید راهنما در انجام رساله دکتری در قالب یک تحلیل محتوای کیفی (از نوع قراردادی) انجام شده است.

روش بررسی

 این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوایی (از نوع قراردادی) در سال ۱۳۹۳ انجام شد. در واقع تحلیل محتوای قراردادی، روشی است که با تحلیل داده‌های کیفی و طبقه بندی آنها می‌کوشد تا به معنای آنها دست یابد. در این روش پژوهشگر قبل از شروع تحلیل داده‌ها، از تئوری یا پژوهش‌های قبلی موجود برای ایجاد کدهای اولیه استفاده نمی‌کند. در این مطالعه کیفی، مشارکت کنندگان ۲۲ نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ایران بودند که رساله خود را تمام کرده بودند و علاقه‌مند به مشارکت در پژوهش بودند.

قابل ذکر است که هدف از انجام تحقیق برای مشارکت‌کنندگان توضیح داده می‌شد و رضایت‌نامه از آنها برای شرکت در مطالعه گرفته می‌شد. به آنها در محرمانه ماندن اطلاعات حذف شده و بی‌نام بودن مصاحبه‌ها اطمینان داده می‌شد. این مطالعه توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی ایران تأیید شده است. در این مطالعه، نمونه گیری مبتنی بر هدف انجامید. با کسب رضایت از مشارکت کنندگان و تعیین وقت و مکان مناسب، جمع آوری داده‌های این مطالعه از طرق مصاحبه عمیق نیمه ساختاری و بدون ساختار انفرادی صورت گرفت.

مدت هر مصاحبه ثابت نبود، بسته به موقعیت و روند آن تعیین می‌گردید. معیار توقف نمونه گیری، تکراری شدن داده‌ها یا اشباع اطلاعاتی (Data saturation) بود. مصاحبه‌ها به پرسش‌هایی درباره ویژگی‌های فردی (مانند سن، رشته تحصیلی، وضعیت تأهل، سابقه تدریس در دانشگاه و سایقه راهنمایی یا مشاوره پایان‌نامه) شروع می‌شد و سپس از آن ها خواسته می‌شد تجارب خودشان از استاد راهنما را درروند انجام مراحل مختلف رساله ذکر نمایند. پاسخ های مشارکت کنندگان به این سؤا ل، هدایت گر مسیر سؤالات بعدی می‌شد. همه مصاحبه ها ضبط و نسخه برداری میشد. تجزیه و تحلیل مستمر و هدف مند داده‌ها همزمان باجمع آوری آنها صورت گرفت. مصاحبه‌ها پس از چندین بارمرور، به کوچکترین واحدهای تشکیل دهنده و معنیدار خود (کد) شکسته و پس از بازخوانی، بر اساس تشابه معنی طبقه بندی شدند. در هر بار مرور، کدهای طبقه های فرعی و داده‌های بدون ارتباط یا کم ارتباط کنار گذاشته شدند و پس از نامگذاری با نام هایی که گویای آنها باشد، دوباره براساس تشابه معانی در زیر طبقه هایی فراگیرتر قرارگرفتند. نام و محتوای طبقات اصلی و فرعی چندین بار بازخوانی شدند و هر بار تغییراتی در تعداد، محتوا و نام طبقات (که باید گویای محتوای هر طبقه باشد) داده شد تا اینکه در نهایت پژوهشگران و مشارکت کنندگان توانستند آنچه را در قالب طبقه ها، محتوا و نام آنها نمود یافته است را تأیید کنند.

برای افزایش روایی و پایایی یافته ها، از روش های پیشنهادی لینکن و کوبا استفاده شد. تأمین اعتبار و مقبولیت داده‌ها، از روش درگیری دائمی و مستمر استفاده شد. محققین بیش از ۴ ماه با مشارکت کنندگان در ارتباط بود تا درک بهتری از آنان داشته باشند. از روش بازنگری اعضاء نیز برای مقایسه بین آنچه که محقق برداشت نمود با آنچه که منظور مشارکت کنندگان بود و نیز از نظرهای اصلاحی آنان استفاده شد. این روش از طریق بازگشت محقق به طرفمشارکت کنندگان به عنوان یک مرحله تأمین اعتبار صورت گرفت و از آنها سؤال شد که یافته‌ها در مقایسه با تجربیاتشان چگونه است؟ با واکنش مشارکت کنندگان نسبت به تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها موجبات Incorporated دریافته‌ها فراهم شد. در این روش محقق به طرف مشارکت کنندگان به عنوان یک مرحله تأمین اعتبار بازگشت می کرد. یکی از راهبردهای دیگری که برای تأمین اعتبار و مقبولیت داده‌ها به کار گرفته شد این بود که از طریق سه نفر از همکاران و یک ناظر که افرادی متخصص در زمینه تحقیق کیفی بودند و با روش تجزیه و تحلیل داده‌ها آشنایی داشتند، صحت فرآیند کدگذاری تأیید شد (بازنگری ناظرین).

اشباع داده‌ها نیز روش دیگری بود که برای بالا بردن اعتبار مطالعه، مورد استفاده قرار گرفت. برای تأمین قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید داده‌ها از روش Trial Audit یعنی جمع آوری نظام مند مدارک و قبول ممیزی داده‌ها و استنتاج بر اساس آنها استفاده ش د. برای ارزیابی و تأمین قابلیت انتقال داده ها (Transferability) سعی شد مشارکت کنندگان از میان رشته های مختلف در دانشگاه علوم پزشکی ایران انتخاب شده و مورد مصاحبه قرار گیرند.

یافته‌ها

 در جدول ۱، اطلاعات دموگرافی دانشجویان مشارکت‌کننده در مطالعه آورده شده است. از داده‌های تحقیق، ۲۱۶ کد اولیه غیرتکراری استخراج شد که تحت ۳ مضمون اصلی شامل حمایت علمی، حمایت عاطفی- اجتماعی و آماده سازی شرایط و امکانات مورد نیاز طبقه بندی گردید. در جدول ۲، درون مایه‌ها، طبقات و زیر طبقات به دست آمده نشان داده‌شده است. مضمون‌های اصلی و فرعی با جملاتی از بیانات مشارکت کنندگان در پژوهش توضیح داده شده‌اند.

درون مایه اول: حمایت علمی استاد راهنما در دوره دکتری

 بر اساس دیدگاه مشارکت کنندگان، این درون مایه دارای ۶ طبقه اصلی شامل کمک به انتخاب موضوع، آماده‌سازی و ثبت پروپوزال، جمع آوری داده‌ها، نگارش رساله و دفاع از آن، فرایند پذیرش مقاله و مهارت‌های علمی مورد نیاز استاد راهنما بود.

الف) کمک به انتخاب موضوع: یکی از انتظارات اکثر مشارکت کنندگان از استاد راهنما، کمک به انتخاب موضوع رساله دکتری بود. آنها انتظار داشتند که اساتید راهنما به آنها در انتخاب موضوعی که قابلیت اجرایی داشته و کاربردی باشد، کمک نماید. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار کرد:

“استاد باید دانشجو را هدایت کنه تا موضوعی را برداره که قابل اجرا باشه. باید دردی از جامعه را حل کنه و کاربردی باشه”. ضمنا از دیدگاه آنها، استاد راهنما در انتخاب موضوع رساله باید علایق دانشجو، شرایط و امکانات موجود و حوزه تخصصی و کاری خود را نیز در نظر بگیرد. یکی از مشارکت‌کنندگان اظهار کرد که: “استاد اول باید فیلد کاری خودش رو مشخص کنه و بعدش ما را دنبال موضوع و سرچ بفرسته”.

یکی از مشارکت کنندگان در حوزه علوم آزمایشگاهی اظهار کرد که: “استاد راهنما وقتی میخواهد موضوع را انتخاب کنه باید ببینه آن موضوع با توجه به شرایط و امکانات گروه قابل انجامه یا نه؟ من همش در حال چرخش در گروه های مختلف مثل فارماکولوژی، آناتومی، دانشکده بهداشت تهران و جاهای دیگه بودم و همه کارها را در گروه های دیگه با رفاقت و التماس انجام دادم”. یکی از مشارکت کنندگان گفت: ” استاد باید به علاقه من در انتخاب موضوع اهمیت بده. نگه برو رواین موضوع کار کن. البته به من بگه که چه موضوعی جدیده و نوآوری داره”.

جدول ۱: اطلاعات دموگرافی دانشجویان مشارکت کننده در مطالعه (٢٢=N)

         درصد تعداد انحراف معیارمیانگینمتغیر
 ۸/۳۸ ۳۵/۶۸سن
 

%۲۷/۲۷

 ۶ 

 

 

 

جنسیت زن
%۷۲/۷۳ ۱۶مرد
 

%۹/۱

 ۲ 

 

 

 

رشته تحصیلی آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت
%۹/۱ ۲ویروس شناسی
%۲۲/۷ ۵آناتومی
%۱۳/۶ ۳فارماکولوژی
%۴/۵ ۱اقتصاد سلامت
 %۴/۵ ۱انگل شناسی
 %۴/۵ ۱سلامت در بلایا و فوریتها
 %۴/۵ ۱پرستاری
 %۴/۵ ۱فیزیولوژی
%۹/۱ ۲فیزیک پزشکی
 %۴/۵ ۱اپیدمیولوژی
 %۴/۵ ۱هماتولوژی
 %۴/۵ ۱مهندسی بهداشت محیط
 

%۷۷/۳

 

۱۷

 

 

 

 

وضعیت تأهل مجرد
%۲۲/۷ ۵متأهل
 ۸/۰۹ ۴/۹۵تعداد سال های تدریس در دانشگاه
 ۶/۴۳ ۲/۸۶تعداد پایان نامه های راهنمایی یا مشاوره شده

جدول ۲: درون مایه‌ها، طبقات و زیر طبقات مرتبط با انتظارات دانشجویان دکتری از استاد راهنما در انجام رساله دکتری

درون مایهطبقهزیر طبقه
حمایت علمیکمک به انتخاب موضوع۱٫ قابلیت اجرایی داشتن،۲٫ در حوزه کاری استاد بودن،۳٫ در نظر داشتن امکانات و شرایط، ۴٫ توجه به علایق دانشجو،۵٫ کاربردی بودن،۶٫ پروراندن موضوع ارائه شده توسط دانشجو،۷٫ ارائه موضوع توسط استاد، در هنگامی که دانشجو موضوعی ندارد
آماده‌سازی و ثبت پروپوزال۱٫ نوشتن جزئیات پروپوزال،۲٫ حمایت برای تصویب پروپوزال در شورای دانشگاه،۳٫ انتخاب استاد مشاور
جمع آوری داده‌ها۱٫ فراهم کردن امکانات قبل از شروع پروژه،۲٫ آموزش تکنیک‌های مورد نیاز،۳٫ نظارت و دادن فیدبک در روند جمع آوری داده‌ها،۴٫ هماهنگ کردن دانشجوها برای انجام کار و جلوگیری از هدر رفت منابع، ۵٫ داشتن انتظارات واقع بینانه از دانشجو،۶٫ اجازه کسب تجربه با آزمون و خطا
فرایند پذیرش مقاله۱٫ آموزش نحوه مقاله نویسی،۲٫ خواندن دقیق و سریع مقاله،۳٫ معرفی مجلات معتبر برای چاپ مقاله،         ۴٫ معرفی افراد مناسب جهت کمک به ویرایش و نوشتن مقاله،۵٫ توجه به حقوق معنوی من و سایر نویسندگان در مقاله
 نگارش رساله و دفاع از آن۱٫ نوشتن محتوای رساله،۲٫ خواندن دقیق و سریع رساله،۲٫ زمان دفاع
مهارت‌های علمی مورد نیاز

 

۱٫ شناخت تکنیک‌های مورد نیاز کار،۲٫ دانستن کلیات روش تحقیق،۳٫ آشنایی با برنامه‌های عملیاتی، ۴٫ آشنایی با اصول اخلاق پژوهش،۵٫ آشنایی با مبانی نگارش علمی مقاله انگلیسی،۶٫ تخصص علمی در موضوع رساله
حمایت عاطفی- اجتماعیرابطه استاد- دانشجو۱٫ حمایت روانی،۲٫ داشتن ارتباط دوستانه، ۳٫ عدم تبعیض بین دانشجوها،۴٫ اعتماد به دانشجو،۵٫ انتقاد محترمانه، ۶٫ درک دانشجو
ویژگی‌های شخصیتی استاد راهنما۱٫ داشتن اقتدار،۲٫ داشتن انگیزه برای کار پژوهشی،۳٫ رابطه مناسب با اعضای گروه آموزشی،۶٫ نداشتن هوش خیلی خیلی زیاد،۷٫ اهل مطالعه باشد، ۸٫ زیاده خواه نبودن،۹٫ مسئولیت پذیر بودن،۱۰٫ خصیص نبودن،۱۱٫ روانشناس خوب بودن،۱۲٫ خوش حساب بودن
توقعات عمومی از استاد راهنما۱٫ مدیریت زمانی رساله،۲٫ حضور تمام وقت، ۳٫ دادن فیدبک سریع و کاربردی،۴٫ تسهیل مسیر انجام           رساله،۵٫ دانشجو را کاملاً به خود وابسته نکند،۶٫ درگیری مستقیم باکار، ۷٫ صرفاً تولید مقاله را هدف قرار ندهد ۸٫ برگزاری جلسات منظم و دوره‌ای، وقت گذاشتن
مهارت‌های شناختی- عاطفی موردنیاز فعالیت‌های اجتماعی مرتبط با رساله

 

۱٫ انتخاب سبک راهنمایی با توجه به هر دانشجو،۲٫ توانایی نظارت کلی با دخالت‌های کم،۳٫ توان حمایت عاطفی از دانشجو

 

۱٫ آگاه کردن برای شرکت در کنگره‌ها و سمینارها، ۲٫ دادن اعتماد به نفس برای انتقال اطلاعات به        دیگران،۳٫ تائید و معرفی من در مجامع دیگر به عنوان یک متخصص در حوزه تحقیق
آماده سازی شرایط و امکانات مورد نیازحمایت مالی۱٫ پیگیری و اخذ بودجه رساله در بازده زمانی مشخص،۲٫ معرفی شرکت‌های معتبر برای خرید مواد و        تجهیزات،۳٫ پرداخت مخارج تحقیق از منابع بودجه رساله
دسترسی به منابع و امکانات داخل و خارج از دانشگاه۱٫ کمک به دستیابی به امکانات داخل و خارج از دانشگاه،۲٫ تسهیل روند کارهای اداری،۳٫ آشنایی با اولویت‌های پژوهشی مراکز یا سازمان‌های دیگر،۴٫ معرفی افراد متخصص آشنا به برخی تکنیک‌های مورد        نیاز

برخی از مشارکت کنندگان نیز انتظار داشتند که اگر دانشجو ایده‌ای ندارد، استاد راهنما باید خودش موضوع را ارائه دهد و یا موضوع ارائه شده توسط دانشجو را بپروراند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار داشت که “استاد راهنما باید صاحب ایده باشه و اگر دانشجو ایده‌ای نداره، منتظر این نباشه که دانشجو ایده بده. مهم‌ترین دغدغه دانشجوی دکتری این است که اگر استاد موضوعی میده در آن مهارت داشته باشه. اگر دانشجو موضوعی میده و او می پذیره، باید حمایت کنه و اونورا بپرورانه و جهت دارش کنه”.

آماده سازی و ثبت پروپوزال دکتری

از دیدگاه مشارکت کنندگان، یکی از وظایف اساتید راهنما، کمک به دانشجوی دکتری در نوشتن جزئیات و حمایت از ثبت پروپوزال دکتری در دانشگاه بود. این مقاله توسط سایت پی اچ دی پروپوزال و برای افزایش بار آموزش پایان نامه های کارشناسی ارشد و نیز پروپوزال و رساله دکتری رشته هایی مانند مدیریت، حسابداری، صنایع و عمران تدارک دیده شده است. منبع دقیق این مقاله:

ریماز، ش.، دهداری، ط. و دهداری، ل.، ۱۳۹۳، تبیین انتظارات دانشجویان دکتری از اساتید راهنما در انجام رساله دکتری: یک تحلیل محتوای کیفی، مجله مرکز مطالعات و توسعه آموزش علوم پزشکی یزد، شماره ۴ ص ۷۱-۵۶

یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار کرد: “استاد راهنما باید چک کند ببینه که شما در پروپوزال چه چیزهایی نوشته‌اید؟ برخی دانشجوها با اینکه دکتری هستند اما نمی‌دانند چگونه باید جزئیات پروپوزال را بنویسند. استاد باید راهنمایی کنه. پروپوزال را بخونه. اگر نخونه، اشتباهات تصحیح نمی شه و این روند اشتباه ادامه پیدا می کنه”. مشارکت کننده دیگری اظهار داشت که “حمایت استاد راهنما برای تصویب پروپوزال در شورای پژوهشی خیلی مهمه. ۸۰ درصد دانشجوهای دکتری کار پژوهشی انجام دادن و می تونن کارشون را مدیریت کنن و انتظار دارن استاد در شورای پژوهشی و کارای ادرای نقش خودش را خود ایفا کنه و تسهیل گر تصویب و یا انجام پروژه باشه”. ضمناً مشارکت‌کنندگان بیان می کردند که استاد راهنما باید در انتخاب استاد مشاور متخصص در موضوع رساله به دانشجو کمک کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد: “در انتخاب اساتید مشاور، راهنما باید افرادی که بتونند به دانشجو کمک کنند را معرفی کنه. تنها اساتیدی معرفی نشوند که باری برای دانشجو باشن و تعدد اساتید مشاور و راهنما اگر کمک کننده نباشه، بار را اضافه می کنه”.

جمع آوری داده‌ها

از دیدگاه مشارکت کنندگان درحوزه های علوم آزمایشگاهی، یکی از وظایف اساتید راهنما، کمک به تسهیل جمع‌آوری داده‌های رساله به واسطه فراهم کردن امکانات قبل از شروع پروژه و آموزش تکنیک های مورد نیاز بود. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد: اگر قبل از شروع تز، امکانات نسبی را استاد فراهم کرده باشه، مقدار زیادی از هدر رفت زمان و انرژی جلوگیری می شه”. مشارکت‌کننده دیگری اظهار کرد که: ” استاد راهنما باید برای کارهای عملی من وقت بذاره. اگر تکنیکی را بلد نیستم با من کار کنه و به من یاد بده”.

ضمناً از دیدگاه دانشجویان، اساتید راهنما باید بر روند جمع آوری داده‌ها، نظارت کرده و به آنها بازخورد مناسب دهند. همچنین آن ها بیان می کردند که استاد راهنما باید از دانشجو انتظارات واقع بینانه داشته و اجازه تکرار و خطا را به او بدهد. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد: “در موقع جمع آوری داده، راهنما باید مثل یک پدر باید بالای سر دانشجوش باشه. فیدبک بده. چون بعدش دانشجو می خواد خودش استاد بشه پس باید راهنمایی بگیره تا بعدش بتونه راهنمایی بکنه”. یکی از مشارکت کنندگان اظهار داشت که:

“استاد باید در نظر داشته باشه که در انجام اولین آزمایش ممکنه خطا وجود داشته باشه؛ اما وقتی ۴ تا ۵ بار کاری را تکرار می کنید دستتون تو کار می آد و در نهایت به جوابم یرسید”. مشارکت کننده دیگری بیان کرد: ” موقعی که ما درگیر کار عملی هستیم، استاد نباید انتظار داشته باشه که همش مقاله بخونیم. یا خودش مقاله مورد نظرش را به ما بده و یا اصرار نکنه. ما هر جایی خودمون به مشکل برخوردیم میریم سراغ سرچ و خوندن مقاله”. سه نفر از مشارکت‌کنندگان نیز که عمدتاً در زمینه کارهای آزمایشگاهی تحقیق می کردند بیان کردند که استاد راهنما برای جلوگیری ازهدر رفت بودجه و زمان پایان‌نامه، باید چند دانشجو را برای انجام کار با هم هماهنگ کند. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار کرد: “ست آپ کردن برخی تکنیکها خیلی گرون، سخت و وقت گیره. استاد راهنما می تونه پایا ن نامه دانشجو ها را طوری تعریف کنه که با هم کار کنن و هر کسی گوشه ای از کار را بگیره”.

فرایند پذیرش مقاله

یکی از انتظارات دانشجویان دکتری از استاد راهنمای خود، آموزش نحوه مقاله نویسی توسط استاد به دانشجو، خواندن سریع و دقیق مقاله نوشته شده توسط دانشجو، معرفی افراد مناسب جهت کمک به ویرایش و نوشتن مقاله و معرفی مجله جهت چاپ مقاله بود. یکی از مشارکت‌کنندگان اظهار کرد: “راهنما باید به ما یاد بده که چطور بحث مقاله رو بنویسیم. چطور مجله خوبی پیدا کنیم و سابمیت کنیم تا زودتر پذیرش مقاله را بگیریم”. مشارکت کننده دیگری بیان کرد: “مقاله من ۴ ماه مونده بود دست استاد و نخونده بود. من فرصت زیادی برای دفاع نداشتم. شغلم مشخص نبود. بی خود داشتم می چرخیدم. پایان نامه را نوشته بودم و منتظر گرفتن پذیرش مقاله بودم. انتظار داشتم استاد زودتر مقاله را میخوند”. یکی از مشارکت کنندگان اظهارداشت: “استاد باید شما را راهنمایی کنه که توی کدام مجله، مقاله را چاپ کنی تا زودتر به نتیجه برسی”. مشارکت کننده دیگری اظهار کرد که: ” استاد یا باید خودش توی نوشتن مقاله انگلیسی مهارت داشته باشه یا اینکه یک نفر را معرفی کنه که به من توی نوشتن یا ادیت مقاله کمک کنه”.

همچنین یکی دیگر از انتظارات دانشجویان این بود که استاد راهنما باید حقوق معنوی دانشجو و مشاورین را در مقالات مستخرج از رساله رعایت کند. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: “برخی چیزها را استاد باید بگه؛ مثلا بگه که اسم چه کسانی را تو مقاله بذار. انتظارم اینه که اسم من اول باشه و نویسنده مسئول استادم باشه. برخی استادها هم می خواهن راهنما باشن و هم مسئول”.

نگارش رساله دکتری و دفاع از آن

از دیگر انتظارات دانشجویان از استاد راهنما این بود که استاد بایستی به آنها در نوشتن محتوای رساله کمک کند و متن رساله نوشته شده توسط دانشجو را دقیق و سریع بخواند. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: “استاد راهنما باید نحوه نگارش تز، خصوصا قسمت بحث اون رو و قوانین دانشگاه برای چارچوب تز را بهمن یاد بده”. مشارکت کننده دیگری بیان کرد: “در پروسه خواندن پایان‌نامه دانشجو گیر می افته. استاد ۱ تا ۲ ماه طولم بکشه که دور اول را بخوانن. برخی موقع ها باید ۳ تا ۴ بار بخوانن. خدا نکنه این وسط استاد نخواد هر سری ۲ ماه معطل کنه”. ضمنا از انتظارات دیگر دانشجویان این بود که استاد راهنما باید در زمان دفاع از رساله از آنها حمایت کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار نمود که: “استاد راهنما باید تو جلسه دفاع پشت دانشجوش بایسته. چون کار تیمی بوده”.

مهارتهای علمی مورد نیاز

یکی دیگر از انتظارات دانشجویان این بود که استاد راهنما باید تخصص علمی در موضوع رساله داشته باشد و تکنیک‌های مورد نیاز برای انجام کار را بشناسد. یکی از مشارکت کنندگان اظهار نمود که: ” اکثر اساتید کار عملی را رها کردن. استاد باید در موضوع رساله تخصص علمی داشته باشه. باید در تکنیک‌های آپدیت باشن تا اگر مشکلی پیش اومد بتونن حلش کنن”. دانشجویان بیان میکردند که استاد راهنما باید با کلیات روش تحقیق، برنامه های عملیاتی، اصول اخلاق پژوهش و مبانی نگارش علمی مقاله انگلیسی آشنا باشد. یکی از مشارکت کنندگان اظهار نمود که: “استاد راهنما باید کلیات روش تحقیق را بدونه تا بتونه منو راهنمایی کنه”. مشارکت کننده دیگری در حوزه علوم نظری بیان کرد که: “استاد باید کمتر درگیر کارهای تئوریک باشه. باید میزان درگیریش در کارهای اجرایی و مسائل روز زیاد باشه. با برنامه های عملیاتی و مشکلات اقتصادی-اجتماعی کشور آشنایی داشته باشه و اون را به دانشجو آموزش بده؛ مثلا به من بگه که در قالب یک سیستم مدیریتی چگونه برنامه ها را عملیاتی کنم”. همچنین یکی از مشارکت کنندگان گفت که: “استاد باید با اصول و مبانی نوشتن مقاله به زبان انگلیسی، مبانیی سرقت ادبی، رفرنس نویسی و اخلاق پژوهش آشنا باشه. سایتیشن را بدونه.” درون مایه دوم: حمایت عاطفی- اجتماعی

 بر اساس دیدگاه مشارکت کنندگان، این درون مایه دارای ۴ طبقه اصلی شامل رابطه استاد-دانشجو، توقعات عمومی از استاد راهنما، ویژگی‌های شخصیتی استاد راهنما و مهارت‌های شناختی- عاطفی مورد نیاز استاد راهنما بود.

 رابطه استاد ـ دانشجو

دانشجویان انتظار داشتند که استاد از آنها حمایت روانی کرده، دارای ارتباط دوستانه بوده و محترمانه از آنها انتقاد کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد که: “توی همه مسیر انجام تز استاد باید حمایت کننده باشه. در مسیر تز آدم به یک مسائلی بر می‌خورت که فکر میانه اگر اون حمایت روانی استاد راهنما نباشه، دانشجو احساس خلا می کنه. استاد است که باید حمایتت کنه”. مشارکت‌کننده دیگری اظهار کرد که: “برخی دوستام استادایی داشتن که خیلی هم از نظر علمی قوی نبودن؛ اما این قدر روابط خوبی با اونا داشتن و حمایت روانی-عاطفی زیادی از آنها می کردن که همچنان میگن ما میخوایم ایشون استاد راهنمای ما باشه”. شرکت کننده دیگری گفت:

“استاد باید محترمانه نقد کنه. موقعیت و داده رو نقد کنه و نه فرد رو. نگه تو بلد نیستی داده جمع کنی”.

ضمنا از دیدگاه ۲ دانشجو، استاد راهنما باید از تبعیضبین دانشجوهای هم رشته و غیرهم رشته استاد راهنما و همچنین تبعیض جنسیتی پرهیز کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد که: “استاد نباید بین دانشجوهاش تفاوت قائل بشه. نباید توی راهنمایی به جنسیت دانشجوها توجه بشه”. برخی از مشارکت کنندگان نیز اظهار داشتند که استاد راهنما باید به دانشجو اعتماد داشته باشد و او را درک کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد که: “اعتماد استاد راهنما به دانشجوش، حرف اول و آخر رو میزنه. ما اجازه نداریم تاکسی خطا نکرده به او برچسب بزنیم. استاد نباید به دانشجوش برچسب نتونستن بزنه. باید بگرده و علت مشکل راپیدا کنه”. مشارکت کننده دیگری بیان کرد که: “استاد باید دانشجوش را درک کنه. دغدغه دانشجو برای دفاع سریعتر و وارد شدن به بازار کسب و کار باید دغدغه استاد هم باشه”.

ویژگی‌های شخصیتی استاد راهنما: از دیدگاه دانشجویان، استاد راهنما باید از نظر شخصیتی در دانشکده دارای اقتدار باشد. یکی از مشارکت کنندگان بیان کرد که: ” اگر استاد تصاحب نفوذ باشه، داورها در جلسه تصویب پروپوزال و دفاع کمتر اظهار نظر و دخالت میکنن و اگر اقتداری نداشته باشه، هر کسی اجازه دخالت و اظهار نظرات حتی اشتباه را به خودش می ده”. ضمناً از دیدگاه آنان، استاد راهنما باید دارای اهل مطالعه باشد، انگیزه برای کار پژوهشی و رابطه مناسب با اعضاء گروه آموزشی باشد. یکی از مشارکت کنندگان چنین بیان کرد: “استاد باید اهل مطالعه بوده، علاقه به کار پژوهشی داشته باشه. یک محقق برجسته باشه. نباید کار اجرایی باعث بشه انگیزه کار پژوهشیش تحت تاثیر قرار بگیره”. مشارکت‌کننده دیگری گفت که: ” اگر هوش هیجانی و اجتماعی استاد راهنما با سایر اعضای گروه همخوانی نداشته باشه، این میتونه مشکلاتی برای دانشجو ایجاد کنه و باعث عقب افتادن کارهای اون بشه”. همچنین یک نفر از مشارکت کنندگان بیان کرد که استاد راهنما نباید هوش خیلی خیلی زیاد داشته باشد. او اظهار کرد که: “استاد نباید سطح هوشی خیلی خیلی زیاد داشته باشه. چون اون موقع حرفای بالاتر از معلومات دانشجو می گه. من یک استادی می شناسم که هوش بالاییداره و وقتی می خواد راهنمایی کنه این قدر از جنبه های مختلف اطلاعات به شما میده که شما بدتر گیج می شید واصلا نمی فهمید که باید چه کار کنید”. از دیدگاه برخی مشارکت کنندگان، استاد راهنما نباید زیاده خواه باشد، باید مسئولیت پذیر بوده و خصیص نباش د. او باید خوش حساب باشد و روانشناس خوبی نیز باشد. یکی از مشارکت کننده چنین اظهار نمود که: “زیاده خواهی اساتید خیلی بد است.

من نیاز داشتم راهنمای دوم را از یک بیمارستان بگیرم.

استادم راضی نشد او را حتی استاد مشاور بگذارد. او از موضع خودش پایین نیامد و استاد راهنمای دوم دیگری را برایم گذاشت. روال گروه این است که دو استاد راهنما چه کاری برای شما انجام بدهند یا انجام ندهند باید از گروه باشند”.

مشارکت کننده دیگری اظهار کرد که: “استاد راهنما باید مسئولیت پذیر باشه. اون مسئول اصلی پروژه است. بایستی در طی انجام پروژه منو همراهی می کرد”. یکی از شرکت کنندگان گفت که: “اساتید انتظار دارند از همان اول کار خوب پیش بره و هم ماده کمی مصرف بشه. نباید در دادن بودجه پروژه خسیس باشن. از یک طرف داده میخواد و از یک طرف مواد نمی ده. اینا با هم جور در نمیآد. در نهایت دانشجو وادار میشه به سمت داده سازی پیش بره. یکی از شرکت کنندگان چنین اظهار نمود که: ” استاد راهنما در کل باید روانشناس خوبی باشه. در مواقع نا امیدی دانشجو و روند طولانی رساله به اون امید بده و اونو مدیریت کنه”.

توقعات عمومی از استاد راهنما: اکثر دانشجویان شرکت کننده در این مطالعه بیان داشتند که استاد راهنما باید مدیریت زمانی رساله را در دست بگیرد. ضمن حضور تمام وقت داشته باشد و بازخوردهای کاربردی به دانشجو ارائه دهد.

همچنین آنها، تسهیل مسیر انجام رساله را از وظایف دیگر استاد راهنما می دانستند. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار داشت که: “استاد باید یک مدیریت زمانی برای هر دانشجوش انجام بده. کار دانشجوش را راه بندازه. فیدبک های سریع و کاربردی بده”. مشارکت کننده دیگری گفت که:

“استاد راهنما را باید بتوانی هر وقت که بخواهی، دسترسی فیزیکی به او داشته باشی. فقط دسترسی ایمیلی نباشه. من توصیه می کنم دانشجویان استاد راهنمایی بگیرن که مسئولیت و پست کمتری داشته باشه”. مشارکت کننده دیگری بیان داشت که: “تسهیل گر بودن استاد راهنما خیلی مهمه. اینکه مسیر را سهل بکنه یا بپیچونه”. از دیگر انتظارت دانشجویان از اساتید راهنما این بود که استاد نباید دانشجو را به خود وابسته کند و دانشجو را باید مستقل بار آورد. در ۳ مصاحبه، میزان این استقلال تا ۸۰ درصد گزارش شد. یکی از مشارکت‌کنندگان چنین اظهار نمود: “دانشجو نباید به استاد کاملاً وابسته باشه. استاد راهنما باید دانشجوی دکتری را تا ۸۰ درصد مستقل بار بیاره. برای ارشدها تا ۵۰ درصد هم جواب میده”. چند انتظار دیگر دانشجویان از استاد راهنما، درگیری مستقیم او با کار، وقت گذاشتن برای دانشجو و برگزاری جلسات منظم و دوره‌ای با دانشجو و هدف اصلی نبودن تولید مقاله برای استاد (در ۳ مصاحبه این مورد ذکر شده بود) بود.

یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود که: “راهنما باید درگیری مستقیم با متد کار داشته باشه تا بتونه اگر مشکلی پیش آمد کمک کنه”. دیگر شرکت کننده ای بیان کرد که:

“چاپ مقاله نباید خیلی بیشتر از کیفیت کار برای استاد راهنما اهمیت داشته باشه”. مشارکت کننده دیگری گفت: ” استادها زیاد برای ما وقت نمیذارن، تعداد دانشجوهاشون زیاده. هر استادی باید ۲ دانشجوی ارشد و ۱ دکتری داشته باشه. روابط من با استادم خیلی ضعیف بوده. تنها در راهرو اورا میدیدم. فقط ۳ تا ۴ بار در طول یک سال او را میدیدم”.

مهارت‌های شناختی- عاطفی استاد راهنما: از دیدگاه دانشجویان، استاد راهنما باید سبک راهنمایی خود را با متناسب با دانشجو انتخاب کن د. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: ” استاد باید با توجه به تعهد و شخصیت دانشجو اونو هدایت کنه. اگر تعهد و تخصص بالا بود، فقط حمایت لازم بود و اگر این دو پایین بود باید هدایت شوند. در گروه اول باید از مدیریت لجام گسیخته استفاده بشه و در مورد دسته دوم باید گام به گام با اونا پیش رفت”. ضمناً از نظر آنها، استاد راهنما باید توانایی نظارت کلی با دخالت های کم در مسائل جزئی داشته باشد و توان حمایت عاطفی از دانشجو را دارا باشد. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: “استاد باید نظارت کلی داشته باشه؛ اما توی ریز کارها دقت و وسواس نداشته باشه”. مشارکت کننده دیگری چنین بیان کرد: “آدم توی دوره پی. اچ.دی دچار یک سری سندروم هایی میشه.

گاهی اوقات خیلی تند و تیز می ری جلو ولی یک هو میبری.

برخی اوقات اصلا دست و دلم به کار نمی رفت. یک ایمیل به استادم می زدم و توضیح میدادم حس و حالم رو اون مینوشت که این جزء سندرم سفر پی. اچ.دی است و برطرفم یشه و نگران نباش و من هم همین دوره را داشتم. با من همدلی میکرد و حمایت عاطفی برام برقرار می‌شد. استاد باید چنین توانی را داشته باشه که از دانشجوش حمایت عاطفی وهمدلی کنه”.

میشه و نگران نباش و من هم همین دوره را داشتم. با من همدلی می کرد و حمایت عاطفی برام برقرار می شد. استاد باید چنین توانی را داشته باشه که از دانشجوش حمایت عاطفی و همدلی کنه”.

فعالیت های اجتماعی مرتبط با رساله: از دیدگاه دانشجویان مشارکت کننده در این مطالعه، استاد راهنما باید دانشجو را از کنگره و سمینارهای مرتبط با موضوع رساله آگاه کند و او را در موقعیت های اجتماعی مختلف به عنوان یک فرد متخصص معرفی کند و به دانشجو برای انتقال اطلاعات در این موقعیت ها اعتماد به نفس بدهد. یکی از مشارکت کننده بیان کرد که: ” استاد من هر جا که فکر می کرد در رابطه با موضوع من کنگره ای برگزار میشه یا سمیناری. چه ایرانی و چه خارجی، منو حمایت می کرد و می گفت که باید سریع تو این زمینه باید یک مقاله ای بدی، به نظرم این کارش خیلی خوب بود”، مشارکت کننده دیگری چنین بیان کرد: “استاد من از تجاربم استفاده می کرد. منو توی بعضی کلاس هاش یا سمینارها می برد و ازم می خواست که حوزه کاریم را به بچه ها آموزش بدم. اون منو به مشارکت وا می داشت. اگر اشتباهی هم تو آموزشم بود هیچی جلوی بچه ها بهم نمیگفت “. یکی از مشارکت کنندگان گفت که: ” استاد من منو تو جاهای مختلف به عنوان نیروی متخصص در حوزه رسالم معرفی می کنه. منو در جاهای دیگه تایید می کنه”. را درون مایه سوم: شرایط و امکانات مورد نیاز بر اساس دیدگاه مشارکت کنندگان، این درون مایه دارای ۲ طبقه اصلی شامل حمایت مالی و دسترسی به منابع و امکانات داخل و خارج از دانشگاه بود.

حمایت مالی

اکثر دانشجویان، حمایت مالی از رساله از وظایف استاد راهنما و انتظارات خود می دانستند. آنها انتظار داشتند که استاد راهنما به پیگیری و اخذ بودجه رساله در بازده زمانی مشخص از دانشگاه بپردازد، شرکتهای معتبر برای خرید مواد و تجهیزات را به دانشجو معرفی کرده و مخارج تحقیق از منابع بودجه رساله پرداخت کند. یکی از مشارکت کنندگان اظهار کرد که: “زمان خرید مواد خیلی مهمه، اگر خرید ماده ای در یک فاصله زمانی انجام نشه، کل کار میخوابه”، مشارکت کننده دیگری گفت: ” استاد راهنما باید به دانشجو برای پیدا کردن مراکز دسترسی به مواد مورد نیاز کمک کنه. بگه که از کدام شرکت معتبر موارد سالم آزماشگاهی می تونن تهیه کنن. در واقع شرکت هایی باشن که امتحان پس دادن”. یکی دیگر از مشارکت کنندگان بیان کرد که: “بحث حمایت مالی برای انجام پروژه خیلی مهمه. برخی اساتید، بار مالی را دوش دانشجو می اندازند. دانشجویی که خودش هزار مشکل دارد باید کار مالی را هم انجام دهد. این باعث می شود بازده کار بیاد پایین و خدای نکرده دانشجو داده سازی کند از ذهن خودش. استاد باید درک کند که مسئولیت مالی با اوست”.

دسترسی به منابع و امکانات داخل و خارج از دانشگاه دانشجویان بیان کردند که استاد راهنما باید به آنها در دستیابی به امکانات داخل و خارج از دانشگاه کمک کند، افراد متخصص آشنا به برخی تکنیکهای مورد نیاز را به دانشجو معرفی کند، روند کارهای اداری رساله را تسهیل کرده و با اولویت های پژوهشی مراکز یا سازمان های دیگر آشنا باشد. یکی از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: “استاد من یک آشنا در فلان آزمایشگاه داشت. یک نامه به من داد و من رفتم آنجا و کارم را خیلی راحت انجام میدادم. اگر استاد مرا معرفی نکرده بود چند ماه این کار طول می کشید”. مشارکت کننده دیگری گفت: “در جریان کار بیشتر می بود. نیازهای پایان نامه را می پرسید و اگر چیزی لازم بود از نفوذش به عنوان هیات علمی در پیگیری کارای ادرای استفاده می کرد و کار را تسهیل می کرد. ما خیلی از مواد را نمی توانستیم تهیه کنیم. اگر استاد پیگیری می کرد شاید راحت تر می تونست تهیه کند”. یکی دیگر از مشارکت کنندگان چنین اظهار نمود: ” استاد راهنما باید اولویتهای پژوهشی سازمانها و مراکز دیگه را بدونه تا بتونه کار من رو در آنجا طرح کنه و بودجه مورد نیاز پروژه را تامین کنه”. یک مشارکت کننده بیان داشت که: ” استاد راهنما باید به تکنیک کار مسلط باشه یا حداقل افراد متخصصی را برای یاد دادن به دانشجو معرفی کنه”.

بحث

در این مطالعه تحلیل محتوایی کیفی، به تبیین انتظارات دانشجویان دکتری از استاد راهنما در جریان انجام رساله دکتری پرداخته شد. یکی از درون مایه های اصلی به دست آمده، حمایت علمی استاد راهنما از دانشجو با ۶ طبقه شامل کمک به انتخاب موضوع، آماده سازی و ثبت پروپوزال، جمع آوری داده ها، نگارش رساله و دفاع از آن، فرایند پذیرش مقاله و مهارت های علمی مورد نیاز بود. دانشجویان بیان می داشتند که استاد نباید منتظر دادن ایده توسط دانشجو باشد و خودش باید ایده برای موضوع داشته باشد. در مطالعه Russell مشخص شد که یک تضاد بین دیدگاه استاد راهنما و دانشجو بر سر انتخاب موضوع به عنوان یکی از پایه های فرایند تحقیق وجود دارد. در حالی که ۶۶ درصد اساتید راهنمای انتخاب موضوع را از پایه های تحقیق بر شمرده بودند، تنها ۳۹ درصد دانشجویان به این مهم اذعان داشته بودند. درخشان فر و همکاران گزارش کردند که شایع ترین معیار انتخاب موضوع پایان نامه و استاد راهنما از طرف دانشجویان به ترتیب «ساده بودن و زمان بر نبودن موضوع» و «همکاری استاد راهنما برای به فرجام رساندن پایان نامه» بود. علاقه به تهیه پایان نامه، زمان انتخاب موضوع پایان نامه توسط دانشجویان و انتخاب موضوع توسط خود دانشجو از عوامل تاثیر گذار بر معیارهای انتخابی دانشجویان بود.

برخی از دانشجویان نظرات جالبی داشتند. بیان می کردند که بهتر است استاد راهنما حوزه کاری خود را مشخص نماید و بعد دانشجو را دنبال موضوع بفرستد. پس از ارائه موضوع توسط دانشجو، استاد راهنما به او کمک کند تا موضوع را بپروراند. به نظر می رسد که این راه حل ارائه شده توسط دانشجویان می تواند تا اندازه زیادی تضاد ایجاد شده در زمینه انتخاب موضوع را حل کند. در این مطالعه، دانشجویان انتظار داشتند که استاد راهنما در نوشتن جزئیات پروپوزال، رساله و مقاله به آنها کمک کند. آنها بیان می کردند که استاد راهنما باید با دقت، پروپوزال و رساله نهایی تدوین شده توسط دانشجو را بخواند، اشتباهات را به موقع بیان کند و پیشنهادات فعال و کاربردی ارائه دهد تا سبب غنای کار شود. همچنین آنها بیان می کردند که استاد باید در جلسه تصویب پروپوزال و یا دفاع از رساله از آنها حمایت کند و استاد مشاوری را برای آنها انتخاب کند که بتوانند به دانشجو مشاوره تخصصی در حوزه موضوع رساله ارائه کند. Russell گزارش داد که دانشجویان معتقدند که نوشتن پروپوزال و دفاع از آن و همچنین نوشتن رساله بخش مهمی از فرایند تحقیق است و برای بیشتر دانشجویان یک چالش محسوب میشود.

نتایج مطالعه Bitchener و Basturkmen نشان داد که دانشجویان تحصیلات تکمیلی برای نوشتن پایان نامه و به خصوص قسمت بحث آن دارای مشکلات زیادی هستند و اساتید راهنما در مورد علت این مشکل دانشجویان آگاهی و ادراک کافی ندارند. نتایج مطالعه دیگری نشان داد که یکی از شکایات مهم دانشجویان این است که اساتید راهنما در خواندن پروپوزال و محتوای پایان نامه آنها، خیلی آهسته عمل می کنند. در برخی موارد، نکاتی که توسط استاد راهنما ذکر می شود، بیش از حد سطحی می باشد. دانشجویان انتظار دارند که استاد راهنما، کارهای آنها را با دقت بخواند و انتقادات سازنده ارائه دهد. در مطالعه حاضر نشان داده شد که دانشجویان انتظار دارند اساتید در نوشتن مقاله به آنها کمک کنند. دانشجویان از اساتید خود انتظار داشتند که حقوق معنی آنها را در مقاله رعایت کنند.

یک مطالعه نشان داد که یکی از شکایات دانشجویان این است که استاد راهنما در مقالات به دانشجو اعتبار لازم برای دستاوردهای پژوهشی خود را نمی دهد. در برخی موارد، استاد راهنما، علی رغم داشتن نقش غیر فعال در روند انجام رساله، نام دانشجو را در مقاله یا کنفرانس های ارائه شده، حذف می کند. Lessing و Schulze در مطالعه خود بیان کردند که از انتظارات مهم دانشجویان، خواندن مقاله در مدت زمان کوتاه توسط استاد راهنما و کمک به انتشار آن می باشد. در مطالعه حاضر، داشتن مهارت های علمی لازم و نظارت در روند جمع آوری داده ها، دو انتظار دیگر دانشجویان از اساتید راهنما بود. مطالعه حق دوست و همکاران نشان داد که عدم احاطه علمی استاد راهنما به موضوع، عدم توانایی در هدایت دانشجو و در دسترس نبودن او، مهم ترین علل افزایش طول مدت تحصیل در دانشجویان بورسیه ایرانی در خارج از کشور می باشد. Lessing و Schulz نشان دادند که دانشجویان انتظار دارند که استاد راهنما، در برنامه ریزی و روش تحقیق دارای مهارت بوده و آنها در فرایند کار را راهنمایی نموده و بازخورد لازم و سریع ارائه دهد. در مطالعه مرقاتی خویی و همکاران نیز مشخص شد که مهارت و تخصص علمی استاد و به روز بودن دانش او نقش به سزایی در یادگیری دانشجویان دارد. در حالی که دانشجوی دکتری خود نیازمند دانستن روش تحقیق، آشنایی با روش نگارش متن رساله، دانستن تکنیکهای کار و همچنین تحلیل عمیق داده و مدیریت زمانی رساله می باشد و وظیفه استاد راهنمای انجام کار، نوشتن رساله، یافتن راه حل برای مشکلات اجرا و ادیت رساله نیست، ولی استاد راهنما نیز باید متناسب با هر مرحله از تحقیق، مهارت علمی و تجربه لازم را داشته باشد و راهنمایی لازم را به دانشجو ارائه دهد، چرا که دانشجویان در هر مرحله از فرایند انجام تحقیق، نیاز به نوع و سبک راهنمایی متفاوتی دارند. به عنوان مثال نوع راهنمایی مورد نیاز برای شروع نوشتن پروپوزال با مرحله تحلیل داده ها متفاوت است.

یکی دیگر از درون مایه های اصلی به دست آمده در مطالعه حاضر، حمایت عاطفی- اجتماعی استاد راهنما از دانشجو در روند انجام رساله دکتری با ۵ طبقه توقعات عمومی از استاد راهنما، ویژگیهای شخصیتی استاد راهنما و مهارت های شناختی- عاطفی مورد نیاز استاد راهنما و فعالیت های اجتماعی مرتبط با رساله بود. Ismail و Abiddin بیان کردند که دانشجویان از استاد راهنما، انتظارات متفاوت شناختی- عاطفی و توقعاتی مانند مدیریت زمانی رساله، مدیریت تضاد، مشاوره، دادن انگیزه، حمایت هیجانی، درک شرایط دانشجو و برقراری جلسات منظم با دانشجو دارند. در مطالعه حاضر، برگزاری جلسات منظم و دوره ای و گزارش پیشرفت و روند کار از توقعات همه دانشجویان از اساتید راهنما بود. در مجموع فواصل مطلوب این جلسات از گزارش هفتگی و ماهانه تا ۶ ماه یک بار متغیر بود. نتیجه یک مطالعه نشان داد که برگزاری جلسات منظم با دانشجوی دکتری برای بررسی روند انجام کار اهمیت زیادی دارد و باید در این مورد بین استاد راهنما و دانشجو توافق حاصل شود. برگزاری این جلسات می تواند به دو صورت انجام شود. روش اول این است که استاد و دانشجو در یک رابطه دو نفره، مسیر کار را بررسی می کنند. روش دوم بدین گونه است که استاد جلسات بحث دوره ای بین دانشجویان و همکارانی که در یک حوزه خاص کار می کنند ترتیب می دهد. برگزاری این جلسات سبب تبادل اطلاعات و بحث های علمی بین دانشجویان دکتری شده و یادگیری از همتایان را افزایش می دهد. در مطالعه ای توسط Mcclure مشخص شد که تجارب منفی دانشجویان دکتری همبستگی زیادی با تجارب قبلی آنان در مقطع قبلی دارد. اکثر دانشجویان ذکر کرده بودند که جلسات نامنظمی با استاد راهنما داشته اند. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که از نظر دانشجویان دکتری، ارتباط مناسب بین استاد – دانشجو باید دارای مشخصاتی از جمله نبود رابطه رئیس و مرئوسی باشد. به عبارتی، این ارتباط باید دوستانه باشد. ضمنا استاد راهنما باید سطوحی از حمایت روانی- عاطفی را به دانشجو ارائه دهد. Styles و Radloff در یک مطالعه نشان دادند که کیفیت رابطه بین استاد راهنما – دانشجو، مهم ترین نقش را در دستیابی به اهداف پژوهش در دوره تحصیلات تکمیلی داراست. صباحی بیدگلی و همکاران و قدریان و همکاران در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که بهبود ارتباط بین فردی و غیر کلامی اساتید با دانشجویان می تواند رضایت آنها را از فرایند یادگیری افزایش دهد. Spear در مطالعه خود گزارش کرد که استاد راهنما اگر متوجه شود که دانشجو دارای مشکلاتی است که می تواند بر روند کارش تأثیر بگذارد، باید او را به خدمات مشاوره ای موجود در دانشگاه ارجاع دهد. میزان این حمایت ها باید با دقت و به اندازه کافی ارائه شود. لذا در شروع کار با یک دانشجوی دکتری باید توافق نامه مشترکی بین استاد و دانشجو نوشته شود و وظایف و انتظارات در آن به خوبی مشخص شود. تنظیم چنین توافق نامه هایی باید به اساتید و دانشجویان دکتری آموزش داده شود. در مطالعه حاضر، یکی از انتظاراتی که دانشجویان دکتری از اساتید راهنمای خود داشتند به نوعی حمایت در جهت روابط اجتماعی بود. اینکه آنها را از وجود کنگره ها یا سمینارهای مرتبط با موضوع رساله آگاه کنند یا بخشی از کلاس های آموزشی را به آنها بسپارند تا تجارب و مطالب مرتبط با حوزه رساله را به سایر دانشجویان انتقال دهند. این انتظار به نوعی نیز در اساتید دیده میشد. آنها انتظار داشتند که دانشجویان دکتری در گیر گروه های آموزشی شوند، به کارهای آموزشی و پژوهشی گروه کمک کنند و در سیمنارها و جلسات بحث گروه شرکت کنند. Sze در یک مطالعه نشان داد که برنامه ریزی یک تحقیق، اجرای برنامه با توجه و اندیشه، نوشتن نتایج و ارائه اولین مقاله در یک کنفرانس یاسمینار، یک تجربه شگفت انگیز برای دانشجوی دکتری محسوب میشود. لذا آگاه سازی اساتید از وجود این انتظار می تواند سبب افزایش حمایت اجتماعی کسب شده از سوی استاد راهنما و رضایت مندی بیشتر دانشجو گردد.

سومین درون مایه های اصلی به دست آمده از مصاحبه ها، آماده سازی شرایط و امکانات مورد نیاز با ۲ زیر طبقه حمایت مالی و دسترسی به منابع و امکانات داخل و خارج از دانشگاه بود. اکثر شرکت کنندگان خصوصا در رشته های آزمایشگاهی بیان می کردند که مواد و تجهیزات آزمایشگاهی بسیار گران هستند و اساتید باید پیگیر اخذ بودجه لازم از دانشگاه باشند و بودجه طرح را تامین کنند. در واقع یکی از مشکلات دانشجویان، کمبود منابع مالی و دسترسی محدود به امکانات لازم می باشد که خود بر در روند انجام پایان نامه تاثیرگذار است و این مشکل در مطالعه Lessing و Schulz و Ismail و Abiddin نشان داده شده است. افزایش بودجه های پژوهش در قسمت پایان نامه های دوره تحصیلات تکمیلی و پرداخت سریع تر این اعتبارات (که خود تحت تأثیر فرایندهای اداری پیچیده دانشگاه ها قرار می گیرد) و همچنین اجرای طرح های مشترک با سایر مراکز خارج از دانشگاه و کسب مقداری اعتبار از آنها می تواند به کاهش این مشکل کمک زیادی نماید. ضمنا تجهیز آزمایشگاهها و ارائه خدمات مورد نیاز جهت انجام پایان نامه در دانشگاه می تواند به کاهش بودجه صرف شده جهت مراجعه به خدمات خارج از دانشگاه کمک کند. پیشنهاد میشود که این موارد، در معاونت پژوهشی دانشگاه ها مورد توجه قرار گیرد.

از محدودیت های مطالعه حاضر، عدم مطالعه دانشجویان سایر دانشگاه های علوم پزشکی بود. توصیه میشود در همه دانشگاهها چنین مطالعه ای صورت گیرد.

 نتیجه گیری

دانشجویان دکتری در روند انجام رساله از اساتید راهنمای خود انتظارات متفاوتی دارند این انتظار از انتخاب موضوع آغاز شده تا زمان دفاع از رساله را شامل می شود. پیشنهاد می شود از نتایج مطالعه حاضر در تنظیم وظایف اساتید راهنما در کوریکولوم آموزشی – پژوهشی دانشگاه استفاده شود.

انتظار دانشجوی دکتری از استاد راهنما
5 (100%) 1 vote

پیشنهاد پی اچ دی پروپوزال برای شما: