نحوه نگارش ریسرچ پلن اپلای دکتری
راهنمای مکاتبات اپلای PhD

اپلای کانادا مصاحبه و گپ و گفت با اپلای شده

من نمیتونم بگم که حقیقتا یک نکته خیلی بزرگ داشت که نقطه قوت بود بخاطر اینکه معدلی که داشتم یک معدل متوسط رو به خوب بود ۱۶.۸ و زبانم نسبتا خوب بود ۷ بود اپلای آسان

مصاحبه با دانشجوی دانشگاه  MANITOBA کانادا دانش آموخته مقطع کارشناسی مهندسی پزشکی دانشگاه امیرکبیر

پرسش:میشه خودتون رو معرفی کنید،چه دانشگاهی بودین؟چه رشته ای بودین؟چه دانشگاهی رفتین؟

پاسخ: من دانشگاه امیرکبیر بودم ۴سال مهندسی پزشکی خوندم و الان هم دانشگاه MANITOBA فارغ التحصیل شدم یک ماهه پیش.

پرسش:خیلی هم عالی،خب یه مقداری در مورد رزومه تون  به ما میگین،معدلتون،نمره زبان،ریکام،مقاله،کار آزمایشگاهی

پاسخ:من توی ایران حقیقتا معدلمم ۱۷ بود معدل کل ام و معدل لیسانسم و نمره زمانم ۷ بود آیلتس گرفتم آیلتس ۷ گرفتم و کار آزمایشگاهی هم به اون صورت من تو ایران نداشتم اما یک مقاله داشتم یه مقاله هایپوتز بود که مقاله اکسپریمنتال نبود یک مقاله دو صفحه ای بود،همین.این لپ کلام بود،کل رزومه ام همین بود.

پرسش:بعد به نظرتون کدوم بخش رزومه تون نقطه قوت رزومه تون بود که باعث شد بتونید اپلای کنید

پاسخ:من نمیتونم بگم که حقیقتا یک نکته خیلی بزرگ داشت که نقطه قوت بود بخاطر اینکه معدلی که داشتم یک معدل متوسط رو به خوب بود ۱۶.۸ و زبانم نسبتا خوب بود ۷ بود چون ۵/۶ مینیممه،ببین من به نظرم رزومه من نسبتا خوب بود و از این جهت اینو میگم که چون میدونم استادی که من اینجا پیدا کردم چه چیزی رو نگاه کرد و به من پذیرش داد.

اشتراک تجربیات اپلای، شرایط گرفتن فول فاند از کانادا و گرفتن فاند با معدل پایین و .. با مصاحبه های پی اچ دی پروپوزال و اپلای با پذیرفته شدگان رشته گرایش های مختلف پی اچ دی PhD

اپلای آسان با ریسرچ پروپوزال قوی پی اچ دی پروپوزال Easy apply by PdD proposal

پرسش:چه چیزی رو نگاه کرد؟

پاسخ:به نمره شیمی آلیم نگاه کرده بود که من ۵/۱۸ گرفته بودم و یکیو دوست داشت که شیمی آلی بلد باشه و همین بود.

پرسش:بله،بعد شما به چندتا دانشگاه اپلای کردین یعنی رزومه فرستادین؟

پاسخ:من اونموقع که میخواستم بیام خیلی خب اپلای ابرود رو میرفتم نگاه میکردم و میخوندم و اینا میدونستم چون کانادا برای اینکه پذیرش بگیری شما باید اول با استادها هماهنگ کنی و اکثر دانشگاه های کانادا اینجوریه برای همین من خب یه لیستی رو درست کرده بودم از اساتید که میتونستم بهشون ایمیل بزنم وبهشون رزومه ام رو نشون بدم و بگم من مثلا اینت فرستادم تا تو لب شما کار کنم،من سه تا دانشگاه اپلای کردم،یکیش یونیورسیتا منیتوبا بود یکیش تورنتو بود و یکیش وسترن انتاریو  و دلیل اینکه اپلای کردم این بود که یه استادی بهم اینجا جواب داده بود که حتما اپلای کن یه استادی توی تورنتو گفته بود تو اپلای کن ببینم چی میشه و یه دونه اون وسترانتالیو هم اپلای کردم به دلیل اینکه اساتیدی که اونجا بودن خیلی رو قلب و عروق کار میکردن و من خیلی دوست داشتم رو قلب و عروق کار کنم و اونو اپلای کردم بدون اینکه استادی به من بگه اپلای کن.

پرسش:بعد یک سوالی میپرسم حالا اگر دوست داشتید فاند شما چقده؟میگم اگر دوست داشتید.

پاسخ:من ۱۷هزار و ۵۰۰ تا گرفتم سالی ۱۷هزار و ۵۰۰ تا.

پرسش:بعد شرایط درس خوندن اونجا با اینجا چه تفاوتی داره مثلا ما یه بنده خدایی بود باهاش مصاحبه می کردیم میگفتش که مثلا اونجا به استاده میگی آقا من مریضم فلانم خیلی راه میومد با ما مثل خیلی جاها نبود که سخت بگیره آقا یه ددلاینی بده که از اون رد شی دیگه گردنتو میزنم و فلان…خواستم بببینم همچین چیزی هست؟

پاسخ:من چون حقیقت  تو ایران مستر نخوندم نمیدونم چجوریه ولی اینجا من میگم شرایط چجوریه که شما بدونید.در اینجا خیلیم مهمه که ملیت استادتون چی باشه به طور مثال اساتیدی که از شرق آسیا مثل استاد من که چینی هستش اونا خب خیلی دیسیپلین دارن یعنی همون تفکر شرقی رو دارن مثلا به من میگفت تو باید ۸:۳۰ بیای آزمایشگاه و ۵:۳۰ بری این تایم توئه و هرهفته به من ریپورت بدی که شما چیکار کردی پروژه ات چقدر پیشرفت داشته،سه هفته در سال مرخصی داری که میتونی از استاد بگیری به صورت رسمی یعنی دانشگاه این اجازه رو میده و خب اگر مریض بشی نتونی بیای یه ایمیل میزنی به استاد و میگی من نمیتونم بیام اون مسئله ای نیستش میفهمم در این حد که شما مریضی دوروز نمیتونی بیای و به نظر من خب سخت گیرن من فکر نمیکنم که آسون گیره،میدونین چی میگم دو مسئله اس یکی اینکه بگی که آیا درس خوندن سخته یعنی یه سریا هستن که خب نمیخان درس بخونن میخوان همینجوری سرسری برن و یه مدرکی بگیرن،نه برای اونا خیلی بده اینجا ولی اگر بخوای درس بخونی شرایطش خیلی مهیاست شرایط آزمایشگاهی،دسترسی به مثلا مواد شیمیایی به خاطر اینکه من بیومتریال هستم و خیلی مواد شیمیایی میخوای استفاده کنی یا مثلا اکوییت منت های مختلف مثل T ,M A C M همه اینجا هستش،تو یه محل از این لحاظ ها راحته.

پرسش:بعد مثلا شما با توجه به شرایط درس خوندنتون یعنی به کار دیگه ای نمیرسید بالاخره ۸ تا ۵ کار دیگه ای میکنین؟

پاسخ:نه من کار دیگه ای نمیکردم ولی خب یک سریا رو میشناسم اینجا که میکردن تی ای شدن به علاوه اون چیزی که از استادشون گرفتن و خب کار هم میتونی شما ۲۰ ساعت در هفته انجام بدی میتونی روزای اخر هفته بری اگر کار پیدا کنی میتونی آخر هفته بری کار بکنی و به استادت هم خیلی بستگی داره یعنی ممکنه استادی نخواد شما کار کنی و دوست داشته باشه که مثلا  به شما میگه که آقا من به شما انقدر پول میدم که رو درست تمرکز کنی این هم هست ولی خب از استاد به استاد دیگه فرق میکنه یه وقت یکی هست که یه ایزگوئینگ انجام بده برو تی شی تی ای شو یکی میگه نه کار انجام نده،باز به استادت ربط داره.

پرسش:آهان من اخه خودم فکر میکردم که سیاست های دانشگاه باشه تا خود استاد.

پاسخ:نه اینجا خیلی استاد محوره مثلا استاد اوکی باشه معمولا دانشگام اوکیه.

پرسش:شما تو این مدتی که رفتین بزرگترین مشکلاتی که باهاش دست و پنجه نرم کردید چه مشکلاتی بود؟

پاسخ:ببینید بزرگترین مشکل این بود که من حقیقتا وقتی که اومدم یک تصور واقع گرایانه داشتم یعنی تا حدودی خیلی رفته بودم سرچ کرده بودم که چجوریه اینا،تصور عجیبی نداشتم چیزی که برای من جالب بود و مشکل بود اینکه شما تو ایران که هستی وارد دانشگاه میشی محیط جدید که میشی خیلی راحت دوست پیدا میکنی و خیلی راحت کانکت میشین با هم و شما حتی اگه ساکتم باشی شروع نکنی دوستیرو یکی میاد میشینه باهات حرف میزنه بالاخره این جو ما داریم،اما من اینجا که اومده بودم حقیقتا با این ذهنیت بودم که همونجوری میتونم کانکت بشم،دوست پیدا کنم نبود اینجوری.من حدود ۴ ماه،۵ ماه این مشکلو داشتم چون من شخصیتم خب جوری بود که اینجوری نبود که برم شروع کنم برای پیدا کردن دوست و من تو ذهنم این بود که میخوام دوستای خارجی پیدا کنم،دوست ایرانی داشتم پیدا کرده بودم همونجوری که ما خودمون پیدا میکنیم ولیکن برای اینکه با خارجی ها ارتباط بگیرم این مشکل بود هرکی سرش تو کار خودش بود و من گروه های دوستیشون رو داشتم بخصوص خود کانادایی ها که اینجا بودن خودشون گروهشون رو داشتن و احساس نیازی  نمیکنن که برن با یکی که جدید اومده رفیق بشن.خب من بعد از ۴ ماه ، ۵ ماه خودم شروع کردم باهاشون حرف زدم یه مقدار،بالاخره باید پررو باشی بری باهاشون صحبت بکنی حرف بزنی و خب خیلی بهتر شد و دیگه از اونموقع به بعد من یواش یواش تونستم دوستای ملیت های مختلف پیدا کنم،خود کانادایی ها ارتباط بگیرم چون من اولش که اومدم توی خوابگاه بودم خوابگاه گرفته بودم ولی خب نمیتونستم همش تو خوابگاه بمونم بخاطر هزینه بالاش و دیگه گفتم من باید حتما دوستی پیدا کنم که بعدا باهاش خونه بگیرم و آخرم با یک نفر مکزیکی و دونفر آمریکایی خونه گرفتم.سال بعد از جایی که هیچ دوستی نداشتم رسیدم به اینکه باهاشون همخونه بشم و با هم دوست بودیم و همخونه شدیم.این بزرگ ترین مشکل بود اینو باید بدونید که زبان ایرانی ها هم خیلی بده،زبان ما بده من الان خودم میفهمم زبان ما خیلی بده من تو ایران که بودم فکر میکردم خیلی خوبم اینجا که اومدم فهمیدم کسایی که حتی از کشورهایی مثل پاکستان از کشورهای عربی از مصر،من دوست مصری هم خیلی دارم،از مصر میان و اومده بودن برای آندرگرد یعنی طرف ۲۰ سالش بود،۱۹ سالش بودو زبانش خیلی خوب بود روون تر از ما صحبت میکرد،این مشکل ماست.رو زبونتون خیلی کار کنید.

پرسش:بعد شما از کی شروع کردید زبانو جدی خوندن؟

پاسخ:من زبان جدی خوندنم یک سال قبل از اینکه بخوام اپلای کنم بود،یعنی شروع کنم به ایمیل زدن به اساتید برای کارای اپلای.

پرسش:پس یک سال وقت گذاشتید،کارتون رو راه انداخت دیگه.

پاسخ:اره اما خب من قبلشم خیلی زبان میرفتم یعنی من یادمه که از ۹ سالگی همینجوری میرفتم کلاس زبان تا اواسط دبیرستان،از اون به بعد دیگه زمان دبیرستان قطع شد چون کنکور داشتم دیگه دانشگاه نرفتم و دیگه سال اخر دانشگاه شروع کردم.

پرسش:پس چهارساله هم تموم کردید دیگه.

پاسخ:من چهارساله تموم کردم.

پرسش:پس بعضی از دوستان که از قصد یک سال اضافه میکنن،حالا نمیدونم یه سری شرایطی مثل اینکه پیش میاد.

پاسخ:من سال سومم تموم شده بود و شروع کردم به اپلای کردن و میگفتم که من یک سال دیگه دارم که بخونم،اوکی بود مشکلی نداره.

پرسش:بعد سوال بعدی که شما برای رفتن چقدر هزینه کردین؟

پاسخ:سوال خوبیه.

پرسش:دیگه از ابتدا تا انتها دیگه.

پاسخ:ببینید خب مثلا من سه جا اپلای کردم دانشگاه سه تا ۱۰۰ دلار میشه ۳۰۰ دلار،دلاری که میگم دلار کاناداست وقتی که ضرب میکنی باید ضربدر دلار کانادا کنی شد ۳۰۰ دلار.

پرسش:حالا اونموقع ارزون تر بوده.

پاسخ:خیلی ۲۵۰۰ بود الان ۱۰ تومنه.

پرسش:دلار کانادا ۱۱ تومنه تازه اونموقع پایین بود.

پاسخ:من ۳۰۰ دلار اونجا هزینه کردم،بعد شما باید ترکیه بری برای انگشت نگاری سفارت،سفر ترکیه هم فکر کنم بلیتش ۱ میلیون و نیم بود حقیقتا یادم نمیاد حالا هرکسی که میخواد بره باید بدونه که بلیت ترکیه رو باید بگیره بره بیاد،دو شبم خب اونجا موندم اونم حدود مثلا فکر میکنم ۵۰۰ دلار ،۶۰۰ دلار خرج من شد.اپلای ویزا هستش در نظر بگیرید که ۱۸۵ دلاره اپلای ویزا.

پرسش:یعنی ۵۰۰ اونجا ۳۰۰ هم واسه اون ۱۶۰ هم ویزا یعنی ۹۰۰.

پاسخ:۱۰۰۰ دلار تا اینجا خرجه،بلیط میخواید بگیرید بیاید کانادا یعنی میخوام بگم تا زمانی که وارد کانادا بشین چقدر خرج داره،بلیط کانادا رو باید بگیرید ۱۳۰۰ دلاره بلیط کانادا البته دوسرش ۱۳۰۰ دلاره یه سرش رو بگیرید ۱۰۰۰ دلار میشه،اگر تابستون نباشه اگر تابستون باشه گرون تره،۱۰۰۰ دلار هم اونجاست میشه ۲۰۰۰ دلار و آیلتس میخواید بدید،آیلی هم سه و خورده ایه الان،۲۷۰۰.

پرسش:والا بچه ها الان من جدیدا خبر ندارم با توجه به این وضعیت جدید نمیدونم راستش.

پاسخ:یه آیلتس هم باید بدید اونم حساب کنید ممکنه حالا بعضیا دوسه تا آیلتس بخوان بدن چون مثلا اولی رو خوب نمیدن،باید مثلا داشته باشید بودجه رو بزارید کنار،تا الان شد ۲۰ تومن یعنی ۲۰۰۰ دلار و اون شد ۲۰، ۲۵ شد،۲۵ تومن هم اینجا میخواید هم بیاید اینجا که همینجوری دست خالی نمیتونید بیاد،من اومدم اینجا ۵۰۰۰ تا با خودم آورده بودم خب اونموقع خوب بود ۵۰۰۰ تا میشد ۱۰ میلیون.

پرسش:خرج راه بوده.

پاسخ:حالا نمیگم ۵۰۰۰ تا بیارید شما مثلا میتونید کمتر بیارید مثلا ۲۰۰۰ تا حداقل تو جیب آدم باشه میاد اینجا یه وقت میخوای شما یه لباس بگیری اینجا سرده مثلا کاپشن اینجا بخری یامثلا میری کاپشن میخری ۴۰۰ دلار کاپشن خوب که گرمت کنه،یه کفش میخوای بخری تو اینجا تو زمستونا مثلا کفشای اینجا تو شهری که من هستم چون خیلی سرده میری مثلا نوشته ۱۰- درجه است برای ۲۰- درجه خوبه تا کجارو ساپورت میکنه،یه کفش خوب هم میخوای بخری اینجا ۲۰۰ دلار،میگم حداقل باید یه ۲۰۰۰ دلار تو جیبت باشه.یعنی ۴۰۰۰ دلار خرجته،خوش بینانه اس یعنی کفه کف.

پرسش:خب اونجا درآمد اونقدر بالا هست که با توجه به این هزینه ها که گفتین یه حالت خوبی داشته باشه یه نفر.

پاسخ:یعنی بعد از تحصیل یا منظورت از درآمد،درآمد فاندیه که میگیرید؟

پرسش:فاند منظورم بود.

پاسخ:فاند که میگم ۱۷ هزارو ۵۰۰ تاست به نظر من ارزش داره،ببینید من یه چیزی بگم اگر کسی بخواد بیاد اینجا و برگرده ایران و تصورش این باشه که حالا برم یه درس بخونم برگردم،نیاد.چون بالاخره خرج داره بعد میاد اینجا درس میخونه،البته به نظر من کسی میاد اینجا برنمیگرده،حالا نمیدونم بالاخره یکی خواست برگرده یعنی میگم تصورت اگر اینه که بیای اینجا برگردی،نباید آدم بیاد ولی اگر بخوای بیای بمونی خب ارزش داره ۴۰۰۰ دلار،۵۰۰۰دلار خرج میکنی میای اینجا بعد از اینکه در کانادا درس بخونی به شما ۳ سال اجازه کار میدن میتونی کار بکنی و کاری هم که میگیری با مسترت ۵۰ هزار تا ۶۰ هزار دلار در سال درمیاد،رو همین رنج میگیری و شما فکر کن که مثلا دوسال هم کار میکنی ۵۰هزار،۶۰ هزاردلار میگیری میشه ۱۰۰ هزار دلار شما ۴۰۰۰دلار،۵۰۰۰دلار خرج کردی ولی حقوق خوبی میگیری که اینجا قشنگ میتونی باهاش زندگی کنی و میتونی سیو هم داشته باشی حالا دیگه بستگی به طرز زندگی آدم داره ولیکن میخوام بگم حقوق ها خوبه و زندگی راحتی میتونی داشته باشی.

پرسش:شما گفتی که اگر کسی میخواد بیاد چندسال باشه بعد برگرده این کارو نکنه خب میاد ۴۰۰۰ هزارتا خرج میکنه میاد اونجا یه مبلغی هم درمیاره،ضرری مگه کرده که نباید دیگه برگرده؟

پاسخ:اون مبلغی که داره درمیاره رو خرج میکنه یعنی سر به سر میشه،یعنی سیو کردن اون چیزی دارن بهش میدن به عنوان پاند دانشجویی اونقدر راحت نیست،اره الان فکر میکنی ضرب و جمع میکنی میگی که من ۱۰۰۰دلار خرجمه ولی دارم ۱۳۰۰ دلار میگیرم ولی حقیقتش اینه که شما بالاخره خرج داری،برج هم داری یه وقت مثلا یه اتفاقی می افته مثلا به طور مثال اتفاقی که برای من افتاد،کامپیوترم خراب شد ۲۵۰ دلار دادم کامپیوترمو درست کردم یا نمیدونم یه وقت شلوار میخوای،مثلا شلوارت پاره میشه میری دوباره ۱۰۰ دلار پول شلوار میدی،میدونی هر ماه این خرج ها پیش میاد و بالاخره باید درنظر بگیری که اره خرج های پایه مثل جا و مکان و خوراک رو میتونی با ۱۰۰۰دلار جمع کنی ولی خب فکرکنی من تو یه ماه میخوام ۴ بار برم بیرون با دوستام هر بار بیرون رفتن ۵۰ دلار خرجشه،۲۰۰ دلار اینجوری میره.میره اینجوری سر به سر میشه.انگار مثلا شما یه ماه از ۱۳۰۰ دلاری که میگیری ۱۲۰۰ دلار خرج میکنی یه ماه ۱۴۰۰ دلار خرج میکنی،مثلا ۱۰۰ دلار بالا پایین ولی زندگی دانشجویی همینه دیگه همینقدر خرجته اکثرا هم میره.

پرسش:خب چه فرقی دیگه میکنه با ایران خودمون که مثلا شما میگین هرچی درمیارین سریع خرج میشه.

پاسخ:خب شما تو ایران هیچی درنمیارین،اگر شما تو ایران دانشجو باشی یا باید بری کار بکنی بعد از درست که یه چیزی دربیاری یا هیچی دیگه تو خونه مامان بابات داری زندگی میکنی،اینجا شما تصور کن که مستقلی خونه تو داری اجاره شو میدی این حس استقلالو داری این خیلی خوبه،میری خرید میکنی گوشت میخری مثلا مرغ میخری برای خودت غذا درست میکنی یعنی شما یه آدم مستقلی فرقش اینه.شما این پولی که داری  که میگیری و میره نمیزاری همه رو تو جیبت خرج میشه.درس خوندن اینجا از این لحاظ خوبه که نظر من اینه آدم بیاد اینجا درس بخونه و همین جا کار کنه چون اونوقت کاری که اینجا میکنی یه کاریه که کاملا ببینید مشکل من اینه با کسایی که میگن اینجا خوب نیست،من مصاحبه شما با کارگردان رو کامل دیدم بعد ایشون میگفتن که شما میاید اینجا زیردست میشی کارمند میشی به درد نمیخوره نکته مهمش این بود که شما میای اینجا زیردست میشی یا نه تو ایران میتونی برای خودت کار درست کنی.

پرسش:نه اینطوری میگفت که اگرم به جای خیلی بالایی برسی که دکتر سمیعی رو مثال زدن میگفتن تاثیر گذار اونجوری نیستی.

پاسخ:من حالا دارم میگم مگر چند نفر توی دنیا آدم های تاثیرگذارین؟میدونید تو خود ایران چند نفر تاثیر گذارن؟چند درصد؟شاید ۱% یا ۰.۵% آدم ها تاثیرگذارن و شما اینجا هم که میای اگر بخوای تاثیرگذار باشی باید همینقدر،تاثیر گذار که میگم یعنی باید یه کمپانی داشته باشی برای خودت و کمپانیت غول بشه و همه بشناشنت و خب کار میبره تو ایران هم کار میبره ولی میخوام بگم اگر بیاید مقایسه کنید یک به یک اینجا زیردست کسی باشید یعنی کار بکنید برای یک نفر،یک شرکتی استخدامتون کنه چه چیزی عایدتون میشه توی ایران اگر کسی استخدامتون کنه چه چیزی عایدتون میشه؟من داشتم با یکی از دوستام صحبت میکردم میگفتش که اینجا تو یه شرکت مهندسی پزشکی کار میکرد قسمت آرندیش بهش گفتش که آدما بین ۸۰۰۰ تومن تا ۱۶۰۰۰ تومن ساعتی میدن،میگفت حقوق میشه ۲ میلیون،۳میلیون اینو مقایسه کنید با ۲یا ۳ میلیون چه زندگی میتونید تو ایران داشته باشید و با حقوقی که اینجا به عنوان یک آدم مستر کسی که مستر خونده و میره سرکار چه حقوقی میتونید داشته باشید من دارم میگم ۵۰ هزار تا ۶۰ هزاردلار و با این ۵۰ تا ۶۰ هزاردلار شما میتونید خونه بخرید ماشین بخرید،خریدن نه اینکه نقد پول بدید همه اینا قسطیه،قسطی خونه بگیرید قسطی ماشین بگیرید و زندگی خوبی داشته باشید یه چیزی هم تازه میتونید سیو داشته باشید.حالا اینو مقایسه بکنید زیردست بودن در کانادا رو با زیردست بودن در ایران،یکی یکی مقایسه کنید اگر تو ایران فرد مهم و تاثیرگذاری بشید باز چه تاثیرگذاری هستید در کانادا چجوری تاثیر گذارهستید.به نظر من مثلا یک دوستی دارم که بنظرم تو ایران خیلی موفق مثلا یک شرکتی داره ولی خب نسبت به موفقیتی که در ایران داره اونقدر پول درنمیاره،موفق هست اما نتونسته به اون جایگاه برسه و اگر همونقدر در کانادا موفق بود جایگاهش خیلی بهتر بود،به نظر من یک به یک که مقایسه میکنیم اینجا خیلی خیلی بهتره.

پرسش:بعد من الان یادم اومد شما درمورد خوابگاه گفتید که مثل اینکه الان خونه گرفتین به نفعتونه نسبت به اینکه خوابگاه گرفتین.

پاسخ:یه دفعه دیگه میشه سوالتون رو تکرار کنید من صداتون رو نشنیدم صداتون قطع شد.

پرسش:تو سوالای قبلی شما گفتی که خوابگاه خیلی هزینه اش بالابود خونه گرفتم برام بهتربود،چرا؟

پاسخ:خوابگاه با غذایی که به ما میداد،شما میتونستید هرموقع  برید غذا بخورید از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب، ۱۳۰۰ دلار بود ماهی،۱۳۵۰ تا و اتاقش هم تکی و اینجوری نیست مثل ایران ۵ نفر ۱۰ نفر تو یه اتاق باشند یا اتاق دونفره است یا تکی،با اینترنت و همه چی.توی خونه که هستین مثلا من آپارتمانی که دارم با دوستم شیر کردم اون خونه که گرفته بودیم ۴ نفره بود سال پیش بود امسال با یه دوستم شیر کردم یه آپارتمانه دو خوابه اس من دارم ۵۳۰ دلار میدم بدون هزینه برق که هزینه برق ماهی نهایت ۲۰ دلاره،۵۵۰ دلار بگیم با اینترنت که ماهی ۳۰ دلاره میوفته برای هرکدوممون میشه ۶۰۰دلار،بعد هزینه خورد و خوراک که خودتون تامین کنید برید گوشت مرغ بخرید خودتون برای خودتون غذا درست کنید هم من با یه خریده مثلا ۱۰۰دلاری گوشت ومرغ و ماهی و برنج میتونم مثلا یک ماهو نیم دوماه زندگی کنم ولی خب هزینه های دیگه هست دیگه مثلا صبحونه میخوای بری شیر بخری نون بخری اینا اضافه میشه میتونم بگم هزینه خورد و خوراک ماهیانه ۳۰۰ الی ۴۰۰ دلاره یعنی شما  با ۱۰۰۰دلار میتونی ببندیش ولی اینجا ۱۳۵۰دلاره بود،۳۶۰ دلار رو میتونی بزاری تفریحات دیگه کارای دیگه میخوای انجام بدی.

پرسش:حالا چرا کانادا چرا جاهای دیگه نه اروپایی..؟

پاسخ:سوال خوبیه ببینید اونموقعی که میخواستم بیام زمانی بود که احساس میکردم شرایط بین المللی  ایران رو به بهبوده و فکر میکردم که کانادا و آمریکا دوتا گزینه بود بین کانادا و آمریکا میخواستم انتخاب کنم،آمریکا سفارت نداشت و من گفتم خب کانادا صحبتش این بود که تا ۶ ماه دیگه باز کنه گفتم خب من کانادا رو اپلای میکنم که رفت و آمد راحت تر باشه برای پدرومادرم و یکی اینه که هیچوقت اتفاق نیوفتاد و مسئله دوم هزینه بود و دلار کانادا بود که دلارکانادا نسبت به دلار آمریکا ارزون تر بود و هزینه های دانشگاه های آمریکا بیشتر بود و من تو فکرم این بود که اگر من یه وقتی به یه جایی تو زندگیم رسیدم تو کانادا که نیاز داشتم که ساپورت بشم خیلی راحت تره که برم کانادا باشم و ساپورت بشم از طرف ایران تا آمریکا چون هزینه آمریکا بالاتره این مسئله بود که بین کانادا و آمریکا پیدا کردم و کانادا رو انتخاب کردم و بین کانادا و اروپا،کانادا رو انتخاب کردم که کانادا زبان رسمیش انگلیسیه همه انگلیسی صحبت میکنن و من حقیقتا دیگه توان یه زبان دیگه رو نداشتم و گفتم ولش کن و الان دیگه بسمه و انگلیسی رو بلدم و درسته که دانشگاه انگلیسی زبان هست توی اروپا ولیکن بالاخره بخوای ارتباط با جامعه شون بگیری باید زبان خودشون رو بلد باشی یا تو محیط کار باید زبان خودشون رو بلد باشی و برای همین کانادا و بعد فهمیدم چقدرخوبه که به دلیل شرایط مهاجرتیش حالا اگر خواستید توضیح میدم،بعد تحصیل.

بعد تحصیل شما اینجا خیلی راحت میتونید اگر ۲ سال و بیشتر در دانشگاه کانادا تحصیل داشته باشید میتونید تا ۳ سال اجازه کار بگیرید،در واقع اینجوریه که ۸ ماه حداقل باید تحصیل کنید در کانادا و بین ۸ ماه تا ۲ سال اگر تحصیل بکنید به شما به همون اندازه که تحصیل کردید اجازه کار میدن اگر ۲ سال به بالا تحصیل کرده باشید تا ۳ سال اجازه کار میدن.

پرسش:کارش به چه شکله؟چه جور کاریه؟

پاسخ:این اوپن ورک هست یعنی هرکاری میتونید انجام بدید،میتونی بری مکدانلدز کار بکنی یا میتونی مثلا هرجا که بخوای میتونی کار بکنی اجازه کار داری،بعد از اینکه اجازه کار پیدا کردی شما ۱ سال هم کار داشته باشی نه کار دست پایین مثل کارگری نمیتونی کار کنی،کار تکنیکی که ربط به رشته ات داشته باشه و level های مختلف داره کارشو باید برید بخونید اون level  کارو ۱ سال انجام داده باشید به اون قدری میرسید که اینجا اقامت بگیرید با اون نمره زبان معقول به اونقد میرسه میتونید اقامت بگیرید و اون ۱ سال کار که الان معمولا همه اقامت رو تو کانادا راحت میگیرن و این شرایطش به نظر من ایده ال نمیدونم حالا فکرمیکنم استرالیا خیلی خوب باشه شرایط مهاجرتیش ولی باز خبر ندارم استرالیا چجوریه،ولی اینجا نسبت به آمریکا خیلی بهتره ویزایی که میده ویزای  مونتیپل شما میتونید بیاید ایران برگردید.

پرسش:اخه یه بنده خدایی بود صحبت میکرد میگفت برای رفتن توی بازار کار آمریکا خیلی بهتر از کاناداست ولی برای فضای علمی اگه بخوای شخصیت آکادمیک باشی علمی بری جلو کانادا رو پیشنهاد میکردن،حالا شما هم نظرتون رو بگید درست بوده یا نه؟

پاسخ:به نظر من ایشون درست میگن،آمریکا با ۳۵۰ میلیون جمعیت یه بازار کار بسیار بزرگتری داره،شرکت ها، حتی دانشگاه هایی که توی کانادا هستش شاید دانشگاه های یک ایالت آمریکاست،فکر کنم ۳۰ تا ۴۰ دانشگاه هست که همه میرن نگاه میکنن و اپلای میکنن داخل کاناداست که شاید ۱ یا ۲ ایالت آمریکا همینقدر دانشگاه داشته باشن،بازارکارشون خیلی بیشتره و موقعیت شغلیشون خیلی بهتره ولی میگم رفتن تو بازارکار بعد از اون میتونید راحت اقامت آمریکارو بگیرید مثل کانادا؟نه.پیدا کردن جا در آمریکا راحت تر از کاناداست ۱۰۰% ولیکن موندن تو آمریکا و اقامت گرفتن سخت تره.

پرسش:شما گفتید که شرایط بازار کار به دلیل بیشتر بودن دانشگاه ها،جمعیت بیشتر آمریکا بهتر از کاناداست ولی شرایط برای اومدن و اقامت گرفتن در کانادا بهتره.بعد آیا با توجه به تیپ شخصیتی شما میشه گفت که شما یه تیپ شخصیتی داشتید که دوست داشتید بیشتر آکادمیک کار کنید در یک فضای آزمایشگاهی تا اینکه بخواید ریسک کنید و وارد بازار کار بشید؟

پاسخ:نه من خیلی بازار کار رو دوست دارم،استادم به من پیشنهاد کرد که بمونم پی اچ دی بخونم و من نمیخواستم و بهش گفتم نه چون دوست دارم دنبال بازار کار باشم ولی دلیلم این نبود که اومدم کانادا به دلیل بازار کارش نبود که اومدم کانادا حقیقتا به من هم میگفتن که بازار کار آمریکا بهتره ولی خب من یه سبک سنگینی کردم و به دلایل مثبتی که قبلا گفتم اومدم ولی اینو میدونستم که آره آمریکا خیلی راحت تر میشه کار پیدا کرد تا اینجا.