پایان نامه دکتری و کارشناسی ارشد

پروژه تولید ناب صنایع

اهداف تولید ناب در صنعت خودروسازی؛ چابکی تولید، سرعت، انعطاف پذیری؛ lean manufacturing

اهداف تولید ناب در صنعت؛ مطالعه موردی صنایع خودروسازی

امروزه، رقابت پذیری شرکت ها در ارائه ی محصولات متنوع با کیفیت بالا و هزینه ی کم در حداقل زمان ممکن، می تواند آنها را در بازار حفظ کند که این مهم از طریق تولید ناب ممکن است؛ زیرا تولید ناب برآورده کردن خواست مشتری در بالاترین کیفیت، کمترین هزینه و زمان از طریق حذف دائمی ضایعات و رسیدن به ضایعات صفر است (دنیز، ۲۰۰۲).

مفاهیم بنیادی تفکر ناب، مدیریت ناب و تولید ناب، همگی ریشه در حذف اتلاف ها و اسراف ها دارند و اهمیت این مباحث براساس واژه ی ناب[۱] تعریف می شود. این واژه به معنای کم چرب، لاغر، چابک و کم هزینه است. تفکر ناب، نگرش افزایش بهره وری، ارزش آفرینی مستمر و حداقل کردن هزینه هاست. مدیریت ناب، یک رویکرد نظام مند شناسایی و حذف اتلاف از طریق بهبود مستمر جریان محصول با کشش مشتری است که در پی دست یافتن به کمال است. تولید ناب، سیستمی است که مراحل و فرایند تولید را از راه کاهش ضایعات غیرکارآمد بهینه می کند. این سیستم در سال های اخیر در جهان رشد قابل چشمگیری داشته است.

در محیط پیچیده، متغیر و رقابتی امروز، دست یابی به موفقیت، تنها از طریق رقابت پذیری براساس تنوع کیفیت، حذف دائمی ضایعات و اتلاف ها و به بیان دیگر، استفاده از مدیریت ناب امکان پذیر است.

تولید ناب یک فلسفه و نگرش جدید در تولید است که خاستگاه و زادگاه آن شرکت تویوتا ژاپن می باشد، این رویکرد که توسط ای جی تویودا و تایچی اوهنو ابداع شد که بعدها در اروپا و آمریکا رواج یافت و مورد استقبال بسیاری از کارخانجات تولیدی قرار گرفت. در این روش تلاش می شود که اتلاف به حداقل برسد و بیشترین بهره وری از تمام امکانات، نیروی انسانی و سرمایه به عمل آید. تولید ناب، مزایای تولید دستی و تولید انبوه را با یکدیگر تلفیق کرده و از قیمت بالای اولی و انعطاف ناپذیری دومی اجتناب می کند (نیک رنجبر و همکاران، ۱۳۹۳). سیستم مدیریت ناب در حال حاضر در شرکت های بزرگ خودروسازی، از جمله تویوتا در حال اجراست و ناب بودن در صنعت خودروسازی که با تغییرات بالای محیطی روبه رو است، یک ضرورت انکارناپذیر است. برای مشتریان و مصرف کنندگان بسیار مهم است که بتوانند کالای مورد نیاز را در زمان مناسب و باکیفیت مطلوب و هزینه متناسب تهیه کنند. از سوی دیگر، برای شرکت ها هم اهمیت دارد که برای حفظ بازار رقابتی، بتوانند محصولات را با نظر مشتری عرضه کنند. همین طور برای سیاست گذاران کشور مهم است که محصولات داخلی بتواند به اصلاح الگوی مصرف کمک کند. صنعت خودروسازی کشور بنا به دلایل فوق و شرکت ایران خودرو به عنوان یکی از خودروسازان مطرح، باید نسبت به بازنگری اساسی در روش های خود در جهت بازدهی تولید، کاهش هزینه ها، افزایش کیفیت و ایجاد امکان رقابت با خودروسازان اقدام کند، به خصوص که صنعت خودروسازی کشور در حال اشباع است.

چارچوب نظری

اغلب مفاهیم تولید ناب جدید نیستند و بیشتر مهندسان صنایع از سال های قبل با آن آشنایی دارند. تولید ناب، برداشتی از یک انقلاب در نظام های تولیدی شمرده می شود که مبدع آن سیستم تولید تویوتا در سال های قبل از جنگ جهانی دوم بوده است. آقای ایجی تویوتا از شرکت خودرو سازی تویوتا با کسب تجربه از شرکت های خودرو سازی آمریکا و با همکاری تائی چی اوهنو و شیکیو شینگو نظامی را پایه گذاری کردند به نام نظام بهینه سازی مستمر و منسجم که هدفش از بین بردن فعالیت هایی بود که مشتری بابت آن پول پرداخت نمی کرد. مفاهیم و روش هایی که در این نظام مورد استفاده قرار می گرفت، امروزه با عنوان «سیستم تولید تویوتا» معروف هستند. این نظام در ده سال اخیر برای بار دوم در آمریکا با نام «تولید ناب» مورد استفاده قرار گرفته است. در اوایل دهه ی ۹۰ ، براساس نتایج گزارش IMVP و آشنا شدن شرکت های غربی با مبانی رازگونه ی این روش کار، کم کم استفاده از آن در صنایع آغاز و در سطح بین المللی گسترش یافت (ووماک و جونز، ۱۹۹۶).

پایه های این روش زمانی بنا شد که مدیران با حضور در کارگاه ها و مشاهده ی فعالیت ها، دریافتند که در کنار هر فعالیتی که باعث افزایش ارزش محصول می شود، فعالیت های زیاد دیگری نیز صورت می گیرند که هزینه هایی را ایجاد می کنند، ولی ارزش کالا را افزایش نمی دهند. با حذف این فعالیت ها با عنوان اتلاف، در واقع با منابعی بسیار کمتر، محصولات مشابهی تولید شد و یکی از انقلاب های بزرگ صنعتی ایجاد شد (ووماک و جونز، ۱۹۹۶).

سیستم تولید ناب در واقع پارادایم جدید مدیریتی است که در نقطه مقابل سیستم مبتنی بر تولید انبوه قرار دارد و نسل سوم تولید، بعد از تولید سفارشی و تولید انبوه به شمار می رود.

در تولید سفارشی خواست مشتری و کیفیت محصول رعایت می شد، اما هزینه و زمان تحویل، طولانی و تعداد محصول کم بود، در حالی که در تولید انبوه هزینه ها و زمان تحویل، متعادل و تعداد تولید افزایش یافته، ولی خواست مشتری و کیفت نادیده گرفته می شود.

تولید ناب به عنوان نسل سوم تولید، درصدد است ضمن رعایت خواست مشتری و کیفیت محصول، هزینه ها و زمان تحویل را هم کاهش دهد و درواقع، وجه فنی و تکنولوژیکی تولید انبوه و وجه هنرمندانه ی تولید سفارشی را درهم می آمیزد.

سیستم مدیریت ناب

این سیستم که بر اساس اصول تفکر ناب ووماک و کلیدهای نُه گانه ی توسعه جکسون و جونز مطرح شده، حاوی مجموعه ای از «اصول و ابزارها» برای شناسایی و حذف فراگیر اتلاف هاست که به نام مدیریت ناب مشهور شده است.

ارکان سیستم مدیریت ناب از دیدگاه جکسون عبارتند از: ۱- زیربنای سیستم؛ ۲- ابزارها.

سیستم مدیریت جکسون و جونز با طراحی چارچوب توسعه (رئوس توسعه، کلیدهای نُه گانه ی توسعه و سطوح پنج گانه ی یادگیری) و با استفاده از ابزار مدیریت ناب (عارضه یابی ناب، فرم ها، نمودارها) وضعیت کنونی شرکت را براساس چارچوب فوق بررسی می کند، سپس با تدوین چشم انداز و آرمان توسعه، فرایند تجدید حیات شرکت را آغاز می کند و پس از آن، چرخه ی بهبود راهبردی آغاز می شود.

جدول (۱) ارکان، عناصر و محورهای سیستم مدیریت ناب (امیرخانی و فقیه، ۱۳۹۱)

سطوح یادگیری عبارتند از:

سطح پنج: تولید انبوه

سطح چهار: آغاز سیستم

سطح سه: توسعه ی سیستم

سطح دو: بلوغ سیستم

سطح یک: بالندگی سیستم

جدول (۲) رئوس سه گانه و کلیدهای توسعه (امیرخانی و فقیه، ۱۳۹۱)

روند ارزیابی تولید ناب

تولید ناب به عنوان یک ابزار کاربردی جهت بهبود سطح کیفی محصولات در ادبیات مدیریت معرفی شده است. علی رغم غنای مطالعاتی تولید ناب، کماکان به کارگیری موثر و کارآمد این نظام با مشکلاتی مواجه است. به نظر می رسد ریشه این مشکلات در نبود مدلی جامع برای ارزیابی و بررسی تولید ناب در شرکت های تولیدی می باشد. در تحقیقی که با هدف ارزیابی درجه نابی شرکت های سازنده محصول در سال ۲۰۰۲ به انجام رسیده است از اصول معرفی شده در پژوهش، شرکت های گوناگون بر اساس درجه تطابق با اصول نابی به سه دسته شرکت های ناب، شرکت های در حال تغییر به نابی و شرکت های سنتی طبقه بندی شدند (مییر و همکاران، ۲۰۰۲).

در پژوهش های دیگری که در ابتدای قرن حاضر به انجام رسیده ناب بودن صنایع به اشکال دیگری ارزیابی شده است. ارزیابی تولید ناب با استفاده از حوزه های اصلی و فرعی، نمونه ای از این پژوهش ها می باشد که در سال ۲۰۰۱ با عنوان «ساخت ناب، ابزارها، تکنیک ها و چگونگی استفاده از آن ها» انجام شده است (فلد، ۲۰۱۱).

نمونه ی دیگری از پژوهش های انجام شده در زمینه ارزیابی تولید ناب پژوهش مشترک دانشگاه وارویک و انستیتو تکنولوژی ماساچوست است که در سال ۲۰۰۱ به انجام رسیده است. نتیجه این پژوهش ارائه چک لیست خود ارزیابی موسسات ناب است که به lesat شهرت یافته است. در این روش، برای هر ویژگی، یک سطح مطلوب و جاری تعریف شده است. در این پژوهش، ساختار خود ارزیابی موسسات ناب بر سه بخش رهبری، فرآیند طول عمر و توانمندی شالوده ای تاکید دارد (سیدحسینی، ۱۳۸۴).

با توجه به این که مفهوم نابی در سر تا سر یک سازمان جاری می شود، مولفه های گوناگونی از سوی محققین به عنوان ابزارها و اصول نابی معرفی شده است. (مکلاچلین و شاه، ۲۰۱۳). جدول ۳ دیدگاه محققین را درباره ابزارها و مولفه های تولید ناب نشان می دهد (شفیعی رودپشتی، میرغفوری، ۱۳۹۰).

جدول (۳) ابزارها و اصول نظام تولید ناب به نقل از مک لاچلین (مکلاچلین و شاه، ۲۰۱۳)

جدول (۴) طبقه بندی ابزارها و مولفه ها اصلی و فرعی تولید ناب (شفیعی رودپشتی، میرغفوری، ۱۳۹۰)

تولید بهنگام

یکی از ابعاد تولید ناب در راستای دستیابی به تولید در کلاس جهانی، تولید بهنام می باشد. سیستم تولید به هنگام برای اولین بار ۲۵ سال پیش به وسیله ایجی تویودا و همکارانش در شرکت تویوتا مطرح شد و با توجه به اصول زیربنایی خود مورد توجه قرار گرفت. سیستم تولید به هنگام ر ا می توان این گونه تعریف کرد: یک سیستم تولیدی فوق العاده هماهنگ که در آن کالاها و خدمات درست در موقعی که مورد نیاز می باشند، تحویل می گردند (استونسون، ۲۰۰۴). دو اصل اساسی که سیستم تولید به هنگام براساس آن بنا شده است عبارتند از حذف اتلاف ها و استفاده کامل از نیروی انسانی (آقازاده، ۲۰۰۳).

اجزای یک سیستم تولید به هنگام عبارتند از منابع انعطاف پذیر، استقرار سلولی، سیستم تولید کششی، کنترل تولید به وسیله کانبان، تولید در دسته های کوچک، زمان های راه اندازی سریع، سطوح تولید یکپارچه، کیفیت در منبع، نگهداری بهره ور جامع، شبکه عرضه کنندگان (روسل و تیلور، ۲۰۰۰).

مفهوم اصلی این سیستم ارائه محصول مورد نیاز در زمان درست و با کیفیت مناسب می باشد. سیستم تولید به هنگام می تواند به عنوان فلسفه ای مطرح شود که درصدد است تا همه ابعاد فرایندهای تولید از ورود مواد تا تولید و تحویل را یکپارچه کند. این فلسفه می تواند با کاهش ضایعات در تولید، بهره وری را بهبود بخشد و ارزش افزوده شده به محصول را افزایش دهد (محقر و مروتی شریف آبادی، ۱۳۸۵).

تعیین تعداد کانبان در سیستم تولید بهنگام با شرایط پویا

در سیستم تولیدی JIT هر مرحله از فرآیند، خروجی خود را در زمانی که مورد نیاز مرحله ی بعد باشد و به مقدار مورد نیاز، پردازش کرده و به مرحله ی بعد تحویل می دهد. هدف JIT از این موضوع, علاوه بر ارضای کامل و به موقع تقاضاها، کاهش سطح موجودی ها اعم بر مواد اولیه، محصول نیم ساخته و محصول نهایی است (حسینی و همکاران، ۱۳۸۳).

مفهوم JIT

تولید بهنگام JIT سیستمی است که در آن فرآیند تولید به نحوی طراحی و تنظیم می گردد که تولیدات به همان کمیت، کیفیت و تناوبی که نیاز است تولید گردند. این به معنی دست یابی به فرآیند است که در آن برنامه ریزی مواد، کنترل موجودی، استقرار ماشین آلات، طراحی و فرآیند تولید محصول و … بدقت تعریف و تیین شده باشند، درعین حال بدقت به یکدیگر ارتباط یابند.

در چنین شرایطی است که می توان به نحوی تولید نمود که در هر مرحله از خط تولید یا مونتاژ تعدادی تولید شوند که در مرحله بعدی فرآیند به آن نیاز احساس می شود.  هدف از این روش، توزیع مواد یا قطعات در سیستم به نحوی است که درست زمانی که نیاز به آنها وجود دارد، دریافت شوند.

نیاز به این هدف هنگامی پدید می آید که سازمان قصد از بین بردن یا حداقل نمودن انبارهایش را به منظور کاهش هزینه های غیر اثر بخش تولید داشته باشد. مفهوم تولید به هنگام، در طول سال های متمادی باعث پدید آمدن دیدگاه های نوینی در دانش مدیریت تولید گردیده است. دیدگاه هایی نظیر تولید انعطاف پذیر، تولید شناور، مدیریت زنجیره عرضه جامع و تولید بدون وقفه.

عوامل مهم در تولید بهنگام

برخی عوامل تولید بهنگام در راستای کسب کلاس جهانی عبارتند از:

ـ شیوه های کارآمد جهت هماهنگی تولید: با توجه به اینکه در این روش تولید، کالاها صرفاً هنگامی تولید می شوند و مواد هنگامی ارائه می شوند که در مرحله بعدی فرآیند تولید به آنها نیاز است، بنابراین کسب این هدف منوط به ایجاد هماهنگی مؤثر و کارآمد در تولید می باشد.

ـ ساده سازی فرآیند تولید: شناسایی و حذف فعالیت هایی که در فرآیند تولید ارزش افزوده ای ندارند علاوه بر تقلیل هزینه ها موجب سادگی فرآیند تولید نیز می گردد.

ـ خرید مواد و تولید قطعات در واحدهایی کوچک: با کوچک سازی واحدهای خرید در هر نوبت و یا تعداد تولیدات برای مراحل بعد تولید، کاهش چشم گیری در هزینه های سربار ایجاد می شود.

ـ افزایش کیفیت: کاهش حجم تولید و خرید مواد این امکان را به تولید کنندگان می دهد تا نسبت به کیفیت مواد خریداری شده،کالای در حال ساخت و کالای ساخته شده توجه بیشتری مبذول نموده و از این رهگذر به افزایش کیفیت محصولاتشان کمک می نماید.

ـ اثر بخشی سیستم نگهداری و تعمیرات: ضرورت تامین قطعات مورد نیاز در هر مرحله از فرآیند تولید موجب می گردد تا سیستم نگهداری و تعمیرات یا نت نیز بصورتی کارآمد طراحی، برنامه ریزی و اجرا گردد تا از هرگونه وقفه در تولید اجتناب گردد.

مزایای تولید به هنگام

ـ کاهش سرمایه گذاری در خرید و نگهداری موجودی ها

ـ کاهش هزینه های حمل و جابجایی مواد

ـ کاهش ریسک ناشی از تاخیر در دریافت مواد

ـ کاهش سرمایه گذاری در فضای تولیدی و انبار کارخانه

ـ کاهش هزینه های کل تولید

ـ کاهش کاغذ بازی

ـ تغییرهزینه ای و زمانی سیستم بدلیل تغییر تکنیک های تولید و نگرش های پرسنل/ مدیران (گوپالک، ۱۹۹۶).

توانمندی های چابکی بر عملکرد تولیدی

در دهه ۱۹۹۰ میلادی تولید چابک به عنوان یک استراتژی در پاسخ به چالش های کسب و کار معرفی شد تا شرکت ها بتوانند با بهره گیری از آن به عنوان یک استراتژی رقابتی، عملکرد تولیدی خود را بهبود دهند. از آن زمان به بعد، مطالعات فراوانی بر روی تولید چابک انجام و سعی شده تا راه هایی عملی برای دستیابی به چابکی تولید ارائه گردد.

دست یابی به چابکی به صورت چهار سازه استراتژی چابک، فرایندهای چابک، پیوندهای چابک و کارکنان چابک به ترتیب زیر شناسایی شدند (مردیت، ۲۰۱۳).

استراتژی چابک: شامل فرایندهای درک شرکت از موقعیت خود در حیطه فعالیت و همنوایی با بازار پر شتاب، تعهد مدیران ارشد برای دست یابی به چابکی و بسیج همه کارکنان در این جهت و ارزیابی آن

-۲ فرایندهای چابک: تدارک تسهیلات و فرایندهای لازم برای کارکرد چابک سازمان

پیوندهای چابک: همکاری نزدیک با مشتریان و تأمین کنندگان و شرکاء و یادگیری از بیرون شرکت

افراد چابک: توسعه یک نیروی کار انعطاف پذیر و چند مهارتی و ایجاد فرهنگی که ابتکار، خلاقیت و حمایت برای تلاش در سراسر سازمان را ممکن می سازد.

عملکرد تولیدی شامل کیفیت محصول، انعطاف پذیری و تحویل به موقع بر اساس مرور مقالات (جایارام و همکاران، ۱۹۹۹)، (جوشی و همکاران، ۲۰۰۳) و (دواراج و همکاران، ۲۰۰۴) این گونه تعریف می شوند:

۱) کیفیت محصول را می توان تطابق محصول با مشخصه های مورد نظر مشتری تعریف نمود که در دو بعد ساخت، طبق الزامات مشتری و ارائه محصول نهایی با مشخصه های مورد نظر وی نمود پیدا می کند.

۲) انعطاف پذیری در دو بعد حجم و مشخصه های محصول ارزیابی می شود. انعطاف پذیری در حجم تولید، توانایی سازمان در افزایش یا کاهش حجم تولید بنابر خواسته مشتری، بدون زمان بری بالا و شوک هزینه ای است (صارمی و اژدری، ۱۳۸۸).

وضعیت قابلیت های چابکی

شکل (۱) قابلیت های چابکی  (باقرزاده و همکاران، ۱۳۸۹)

ارزیابی تولید ناب

 ادبیات تولید ناب در هر دو فضای مفهومی و عملیاتی، با توسعه ی کافی مواجه نبوده است (پیترسن، ۲۰۰۹)، مشکلاتی که ریشه در تدریجی بودن شکل گیری مفهوم نابی و وجود تاخیرات زمانی در اجرا و سنجش آن در جهان غرب، دارد (هولوگ، ۲۰۰۷). محققان علاوه بر وجود مشکلات در درک کامل هدف و فلسفه تفکر ناب، با چالش جدیدی دست و پنجه نرم می کنند. چگونگی اجرای صحیح تولید ناب، چالشی است که باید به آن توجه کرد. این مسئله با در نظرگرفتن اجرای فعالیت های نابی در بخش های دیگر اقتصاد (تولیدی، خدماتی وبازرگانی و…) جدی تر می شود. در واقع می توان گفت که تولید ناب از دو نقطه نظر مورد بحث قرار می گیرد. دیدگاه اول، دیدگاه فلسفی در ارتباط با خطوط راهنما و اهداف نابی می باشد (اسپیر، ۱۹۹۹). دیدگاه دوم، دیدگاهی اجرایی و تجربی متشکل از اقدامات مدیریتی، ابزار، یا تکنیک هایی است که به طور مستقیم دیده می شوند (شاه و وارد، ۲۰۰۳). هر کدام از دیدگاه ها، جنبه های خاصی از نابی را مورد توجه قرار می دهند. دیدگاه اول به ارائه تعاریفی که به درک روشن از فلسفه و اهداف نابی منتج می شود، می پردازد که از آن با عنوان “عوامل عملکردی” نام برده می شود. این عوامل، مواردی هستند که عملکرد سیستم ناب را مشخص می کنند. دیدگاه دوم به ارائه ی تعاریف عملیاتی و تدوین روش هایی برای اجرای تولید ناب می پردازد، که از آنها با عنوان “عوامل تعیین کننده” یا توانمند سازهای نابی یاد می شود. در واقع، توانمندسازها عبارتند از اعمال صورت گرفته، اصول اجرا شده، و تغییراتی که برای رسیدن به عملکرد مورد نظر ایجاد می شوند (کارلسون، ۱۹۹۶). این تفاوت در دیدگاه ها، لزوما منجر به عدم توافق نمی شوند، اما شفافیت و وضوح مفهومی این حوزه را تحت تاثیر قرار می دهند. شاید این مشکل را بتوان با ارائه ی تعریف جامع از نابی که به هر دو جنبه فوق توجه داشته باشد حل کرد و به همگرایی دست یافت.

شاه و وارد با بررسی جامع تحقیقات ارائه شده و با ترکیب نمودن عناصر مورد اشاره در این تعاریف، تعریف جامع زیر را از نابی ارائه می دهند: “تولید ناب یک سیستم اجتماعی ـ تکنیکی منسجم است که هدف اصلی اش، حذف اتلاف از طریق کاهش یا حداقل سازی همزمان تغییرپذیری داخلی، تغییر پذیری تامین کننده و نیز تغییر پذیری مشتری است (شاه و وارد، ۲۰۰۷). این تعریف به علت دارا بودن خصوصیات شفافیت، قابلیت انتقال به دیگران، ثبات، ایجاز، تفکیک پذیری، جامعیت و مانعیت، می تواند مبنای تحقیقات بسیاری از جمله این تحقیق واقع شود. اما مشکل زمانی آغاز می شود که در توسعه ی مدل برای سنجش میزان نابی، از عوامل عملکردی غافل شده و فقط عوامل تعیین کننده را مورد سنجش قرار داد. بررسی مدل هایی که تاکنون برای سنجش نابی سازمان ها مورد استفاده قرار گرفته اند، این نقص را به خوبی آشکار می کند. برای نمونه به مدل های مختلفی چون مدل ارزیابی تولید ناب کارلسون و آهلشتروم (۱۹۹۶)، مدل جیمز مور و گیبون(۱۹۹۷)، مدل دانشگاه بیر منگهام (۲۰۰۱)، مدل سانچز و پرز (۲۰۰۱)، مدل گرین (۲۰۰۲)، مدل بوهیما (۲۰۰۲)، مدل شاه و وارد (۲۰۰۳)، مدل ساندانایاکه وهمکاران (۲۰۰۸) اشاره داشت (جعفرنژاد و همکاران، ۱۳۹۰).

رقابت در کلاس جهانی

پدیده جهانی شدن باعث شده تا شرکت ها با رقابت بین المللی روبرو بوده و برای بقا ناچار به تولید محصولاتی با قابلیت رقابت در بازارهای جهانی باشند. شرکت هایی که این توان را در خود ایجاد کرده و پرورش داده اند، شرکت های کلاس جهانی هستند. این گونه شرکت ها دارای توان سازگاری با تغییر نیازهای مشتریان و نیازمندی های بازار می باشند و در عرصه رقابت فراتر از رقبا عمل کرده و پیشرو می باشند. سازمان ها برای اینکه در این کلاس قرار گیرند، می بایست خود را متحول سازند.

ظهور عصر اطلاعات که در آخر دهه بیستم آغاز شده، بسیاری از تصورات اساسی رقابت در دوره صنعتی را قدیمی کرده است. بنابراین سازمان ها نمی توانند مدت طولانی توانایی رقابتی را تنها با جایگزین کردن تکنولوژی جدید حفظ کنند. موفقیت سریع در عصر اطلاعات نیازمند ظرفیت جدید در سازمان ها می باشد. زمانی سازمان به وضعیت تولید در کلاس جهانی رسیده که توانسته باشد به طور موفقیت آمیزی قابلیت های تولیدی برای پشتیبانی از کل شرکت در دستیابی به یک مزیت رقابتی مستمر در زمینه هایی از قبیل هزینه، کیفیت، تحویل کالا، انعطاف پذیری و نوآوری ایجاد کند. این نوع سازمان ها بیشتر مایل هستند که نیروی کار، تجهیزات و سیستم های خود را بهینه نمایند. بنابراین بطور پیوسته سازمان های مختلف جهان را آنالیز می کنند تا بتوانند از آن ها در جنبه های مختلف، الگو برداری نمایند (فارسیجانی، ۲۰۰۲).

یکی از ویژگی های اصلی تولیدکنندگان کلاس جهانی، توان سازگاری سریع آن ها با تغییر نیازهای مشتریان و نیازمندی های بازار می باشد. لذا یکی از قابلیت های اصلی مورد تأکید آنان، طراحی، تولید و ارسال کالاهای جدید به مشتریان، آن هم سریع تر و بهتر از رقبای خود می باشد. شرکتی که از چنین قابلیتی برخوردار باشد، سریع تر رشد پیدا کرده و سود بخش تر از رقبای خود خواهد بود. طبق تعریف، تولید در کلاس جهانی به عنوان یک فلسفه یا یک ایدئولوژی تولیدی است که برای رسیدن به وضعیت تولید محصولات در کلاس جهانی به کار گرفته می شود (فارسیجانی، ۱۳۷۹).

در مورد ویژگی های سازمان های کلاس جهانی بین صاحب نظران، اتفاق نظر وجود ندارد. بلانچارد و استونر بعد از ۳۵ سال مطالعه سازمان ها، اعلام نمودند که همه سازمان های کلاس جهانی که ما شناختیم بوسیله سه عامل اساسی به پیش می روند:

  1. چشم انداز و جهت مشخصی که بوسیله مدیریت ارشد حمایت می شود.
  2. افراد آموزش دیده و مجهزی که بر پیاده سازی چشم انداز پدیرفته شده می کوشند.
  3. سیستم های شناسایی و پاداش دهی استقرار یافته ای که رفتارها و عملکرد مورد نیاز چشم انداز را تقویت می کنند (کیم، ۲۰۰۰).

افراد دیگری نظیر آلدا روت و رونالد چاپمن و کیم و مالکوم به بررسی سازمان های کلاس جهانی پرداخته و ویژگی های دیگری برای این گونه سازمان ها بیان نموده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از: چالاکی بیشتر، برتری های تکنولوژیک و زیرساخت های مناسب، ارتباطات بسیار قوی با مشتریان، حضور الکتریکی در عرصه جهانی، پذیرش مسئولیت اجتماعی، یکپارچگی پویای شبکه زنجیره تامین، ساختار سازمانی مجازی و مبتنی بر تیم، جو سازمانی حامی خلاقیت و یادگیری (فارسیجانی و میرقادری، ۱۳۸۴).

طراحی محصول جهت رسیدن به تولید در کلاس جهانی

شونی برگر اولین کسی بود که در سال ۱۹۸۲ از واژه تولید در کلاس جهانی استفاده کرد و این نشان از نو بودن این مفهوم دارد. تولید در کلاس جهانی واژه ای است که برای تعریف بهترین تولیدکنندگان در جهان به کار رفته است. تولید در کلاس جهانی یعنی انقلاب صنعتی دوم در زمینه ساخت ، تولید در کلاس جهانی یعنی یک نگرش جهانی نسبت به بازار و روابط با مشتریان، تولید در کلاس جهانی یعنی توسعه کالا و خدمات در سطح و کلاس جهانی. به طور کلی تولید در کلاس جهانی شامل یک سری فعالیت ها و روش  های ساخت در سطح جهانی است. برخی از علل ایجاد ساخت در کلاس جهانی عبارتند از: رشد سریع ارتباطات ،منفعت طلبی سرمایه داران، توسعه و رشد وسایل حمل و نقل، سلطه طلبی امپریالیستی. برای ویژگی های شرکت هایی که در کلاس جهانی تولید می کنند شاید تعاریف مختلفی وجود داشته باشد که چند مورد آن عبارت است از: تولید ناب، مدیریت کیفیت جامع، نگهداری بهره ور و جامع و دستیابی سریع به تغییرات مثبت (سبحانی فرد، ۱۳۸۴).

ظهور عصر اطلاعات بسیاری از تصورات اساسی رقابت در دوره صنعتی را قدیمی کرده است و سازمان ها نمی توانند مدت طولانی توانایی مزیت رقابتی را تنها با جایگزین کردن فناوری جدید حفظ کنند. موفقیت سریع در عصراطلاعات نیازمند ظرفیت جدید در سازمان هاست. زمانی سازمان به وضعیت تولید در کلاس جهانی می رسد که توانسته باشد به طور موفقیت آمیزی قابلیت های تولیدی برای پشتیبانی از کل شرکت دردست یابی به یک مزیت رقابتی مستمر در زمینه هایی از قبیل هزینه، کیفیت، تحویل کالا، انعطاف پذیری و نوآوری ایجاد کند. تولیدکنندگان کلاس جهانی عملیات تولیدی خود را باید طوری دنبال کنند که به صورت بیرونی مورد حمایت قرار گیرند. این نوع سازمان ها بیش تر مایل هستند که نیروی کار، تجهیزات و سیستم های خود را بهینه سازند. بنابراین، به طور پیوسته سازمان های مختلف جهان را مورد تجزیه وتحلیل قرار می دهند. یکی از ویژگی های اصلی تولیدکنندگان کلاس جهانی، توان سازگاری سریع آنها با تغییر نیاز مشتریان و بازار است. شرکتی که از قابلیت هایی نظیر طراحی، تولید و ارسال کالاهای جدید به مشتریان درحداقل زمان برخوردار باشد سریع تر رشد می کند. طبق تعریف، تولید در کلاس جهانی به عنوان یک ایدئولوژی تولیدی است که برای رسیدن به وضعیت تولید محصولات در کلاس جهانی به کار گرفته می شود. ماهیت، اساس و جوهره تولید درکلاس جهانی، بهبود مستمر منابع سازمان است. سازمان هایی که خود را با فلسفه تولیدی سازگار می سازند، به طورجدی در جستجوی فرصت هایی برای بهبود در زمینه های کلیدی از قبیل کیفیت، هزینه، ارسال کالا، انعطاف پذیری و نوآوری هستند (فارسیجانی و همکاران، ۱۳۸۹).

زیرساخت های سازمانی در رسیدن به تولید درکلاس جهانی

در سطح جهانی شاید تنها ۵۰ سازمان باشد که در زمینه تولید در کلاس جهانی به رسمیت شناخته شده اند. (موتورولا، تری ام، فدرال اکسپرس، مرک، رابر مید و …) در بین هرگروهی از افراد هم ممکن است یک یا دو نفر برجسته تر از بقیه باشند که این افراد نه به علت استعداد ذاتیشان بلکه به علت روش استفاده از استعدادشان درجهت موفقیت، شناخته و متمایز می شوند. لذا سازمان ها هم باید از تکنیک ها و روش های خاصی استفاده کنند تا بتوانند به رقابت درسطح جهانی بپردازند و به حیات خود در این محیط متلاطم ادامه دهند. (استواسمیت، ۱۹۹۵). یکی از ویژگی های اصلی تولیدکنندگان کلاس جهانی، توان سازگاری سریع آنها باتغییر نیازهای مشتریان و نیازمندی های بازار است. بنابراین یکی از قابلیت های اصلی مورد تأکید آنان، طراحی، تولید و ارسال کالاهای جدید برای مشتریان، آن هم سریع تر و بهتر از رقبای خود است. سازمانی که از چنین قابلیتی برخوردار باشد، سریع تر رشد می کند و سود بخش تر از رقبای خود خواهد بو د (فارسیجانی، ۱۳۸۶).

ویژگی های سازمانی در کلاس جهانی

یک سازمان کلاس جهانی، سازمانی است که در صنعت خود بهترین بوده و یا قابلیت رقابت با رقبای خویش در سراسر جهان را داشته باشد (لی و کیم، ۱۹۹۶). سازمان هایی که در بازارهای جهانی فعالیت می کنند، تمایل دارند که عملکردشان در سطح کلاس جهانی قرارگیرد و تولید در کلاس جهانی، اغلب با توانایی پاسخگویی سریع، مؤثر و کارا به تغییرات ایجاد شده، تعریف می گردد. بنابراین به منظور رقابت در بازارهای جهانی، سازمان های تولیدی ایرانی نیازمند عملکرد در سطح کلاس جهانی هستند و برای رسیدن به این منظور، باید به سازمان های کلاس جهانی بپیوندند. این سازمان ها برای رسیدن به موفقیت، دارای ساختاری تخت هستند که هرکسی در سازمان می تواند ارتباطی نزدیک با مشتری داشته و اطلاعات را درباره نیازهای فعلی و آینده مشتریان، جمع آوری کند. همچنین این سازمان ها همواره درصدد بهبود مستمر در فعالیت های خود هستند و یاد می گیرند که کاراتر و مؤثرتر از رقبای خود گردند. آنها نه تنها سعی می کنند که سریع و مؤثر و کارا به تغییرات پاسخ دهند، بلکه کوشش می کنند که روندهای آینده را به خوبی پیش بینی کرده و با ایجاد سازمان مجازی، از طریق برون سپاری و ایجاد پیوستگی های موقتی، فرصت هایی برای کاهش هزینه ها پیدا کنند (سالاهلدین، ۲۰۱۲).

فلسفه و مفاهیم کلاس جهانی

اصطلاح تولید در کلاس جهانی، اولین بار توسط هایز و ویل رایت درسال ۱۹۸۵ به کار رفت تا اینکه سازمان هایی را که یک مزیت رقابتی را از طریق ظرفیت و امکانات تولیدی شان به عنوان یک سلاح استراتژیک کسب کرده اند، توصیف کنند. آنها تعدادی از عملیات حیاتی و مهم را در این زمینه ذکر کردند که عبارتند از: توسعه نیروی کار، توسعه گروه مدیریتی، شایستگی از لحاظ فنی، رقابت کردن از طریق کیفیت، برانگیختن مشارکت کارکنان و سرمایه گذاری کردن در تجهیزات و تسهیلات مدرن و به روز. شونبرگر در سال ۱۹۸۶، این مفاهیم را توسعه داد. او روی بهبود مستمر، توسعه روابط با تأمین کنندگان طراحی محصول و تولید بهنگام تمرکز کرد. درحالی که هال درسال ۱۹۸۳، تولید در کلاس جهانی را، یک روش متفاوت از عملیات یک سازمان نسبت به یک مجموعه از تکنیک ها می دانست و گیفی در سال ۱۹۹۰، کیفیت و مشتری را به عنوان تمرکز اولیه در تولید در کلاس جهانی می دانست که به وسیله ترکیبی از استراتژی و امکانات تولید، رویکردهای مدیریتی، عوامل سازما نی، دارایی های انسانی، تکنولوژی و اندازه گیری عملکرد، پشتیبانی می گردد (فلاین و دیگران،۱۹۹۷). شونبرگر درسال ۱۹۸۷، درتوصیف تولید درکلاس جهانی، به تعداد زیادی تکنیک و تکنولوژی هایی که طراحی شده تا یک شرکت را در پیوستن به رقبایش توانا سازد، اشاره کرد. این تکنیک ها شامل: تولید بهنگام، چرخه های کیفیت، کانبان، برنامه ریزی مواد مورد نیاز، سیستم تولید انعطاف پذیر، طراحی به کمک کامپیوتر، تولید به کمک کامپیوتر، تولید یکپارچه کامپیوتری، نگهداری پیش گیرانه، کنترل کیفیت جامع، مدیریت کیفیت جامع، تولید هوشمند، تجارت الکترونیکی، مهندسی مجدد فرایند تجارت، برنامه ریزی منابع انسانی، تبادل الکترونیکی اطلاعات و مدیریت زنجیره تأمین بودند. گرین در سال ۱۹۹۱، یک تعریف عمیق برای شرکت های تولیدی درکلاس جهانی ارایه داد: شرکت های تولیدی در کلاس جهانی، آن شرکت هایی هستند که به طور مستمر، بهترین عملیات جهانی صنعتی را انجام می دهند و مشتریان و تأمین کنندگانشان را می شناسند و عملکرد رقبایشان و نقاط قوت و ضعف سازمان را می دانند (سالاهلدین، ۲۰۱۲). پس زمانی سازمان به وضعیت تولید در کلاس جهانی رسیده است که بتواند به طور موفقیت آمیزی قابلیت های تولیدی برای پشتیبانی ازکل شرکت در دستیابی به یک مزیت رقابتی مستمر در زمینه هایی از قبیل هزینه، کیفیت، تحویل کالا، انعطاف پذیری و نوآوری ایجاد کند. این نوع سازمان ها بیشتر مایلند نیروی کار، تجهیزات و سیستم های خود را بهینه کند بنابراین، پیوسته سازمان های مختلف جهان را تحلیل می کنند تا بتوانند از آنها در جهات مختلف، الگو برداری نمایند (فارسیجانی، کشاورز دستک، ۱۳۸۹).

مولفه های تولید در کلاس جهانی مبتنی بر مدیریت زنجیره تامین

تولید در کلاس جهانی برای ساخت محصولات قابل عرضه در بازارهای جهانی دارای مولفه هایی است که عملکرد خاصی را به وجود می آورد. تعدادی از این مولفه ها مهم تر از بقیه بوده و تاثیر بیشتری بر تولید سازمان و قابلیت رقابتی آن دارد. این مولفه های کلیدی همان طور که در نمودار زیر نشان داده شده است شامل هفت هدف متعالی سازمانی است (فارسیجانی، ۱۳۸۹).

شکل (۳) مولفه های کلیدی تولید در کلاس جهانی (فارسیجانی و فلاح حسینی، ۱۳۹۱)

مراحل رشد ابعاد مختلف سازمان برای تولید در کلاس جهانی

دستیابی به تولید در کلاس جهانی به صورت یک فرآیند است و به یکباره صورت نمی گیرد. به طور کلی حرکت از تولید در مقیاس محلی به تولید در کلاس جهانی به معنای حرکت از عدم اطمینان به اطمینان است. در طی این حرکت باید مراحل بیدار شدن، روشنگری و خودورزی را نیز طی کرد تا از عدم اطمینان به اطمینان رسید. سازمان باید این فرآیند پنج مرحله ای را در شش بعد اساسی خود پیگیری نماید تا به کلاس جهانی دست یابد. این ابعاد عبارتند از: تحول سازمانی، جهت گیری مدیریت، جایگاه سازمانی، فرهنگ، نیروی انسانی و تصویر کلی.

الگوهای تولید در کلاس جهانی

یکی از الگوهای اولیه در زمینه ی تولید در کلاس جهانی الگوی شونبرگر است. وی در سال ۱۹۸۶ برای اولین بار تولید در کلاس جهانی را با الگوی خود که شامل ۸ سرفصل و ۱۹ اصل است، مطرح نمود (روبریچ و واتسون، ۲۰۰۴).

جدول (۵) الگوی شونبرگر برای تولید در کلاس جهانی(فارسیجانی و فلاح حسینی، ۱۳۹۱)

شکل (۴) الگوی ردفورد(فارسیجانی و فلاح حسینی، ۱۳۹۱)

ردفورد از سازمان های کلاس جهانی به عنوان سازمان های واکنش سریع نام می برد و بر این اعتقاد است که استراتژی نقطه ی شروع حرکت به سوی تولید در کلاس جهانی است. این استراتژی برای اجرا به پیش نیازهایی احتیاج دارد. همان گونه که نمودار نشان می دهد این پیش نیازها عبارتند از: بهبود مستمر، تحقیق و توسعه تطبیق فناوری و یکپارچه سازی فعالیت ها. با مهیا بودن پیش نیازها و داشتن استراتژی مناسب، سازمان ها قادر خواهند بود تا در عملیات خود، مولفه های کلاس جهانی را هدف قرار داده و سعی کنند تا در ابعاد خدمات، زمان، قابلیت انعطاف پذیری، کیفیت و هزینه ی بهبودهای چشم گیری حاصل کنند و به تولید در معیار جهانی دست یابند (فارسیجانی و فلاح حسینی، ۱۳۹۱).

تولید درکلاس جهانی

مورینو و دیگران ۲۰۱۲، در مقاله ای تحت عنوان “مدلی برای پیاده سازی تولید در کلاس جهانی” به تحلیل طرحی نوآورانه مبتنی بر بهبود مستمر که منجر به حذف و کاهش اتلاف و هزینه های تولید از طریق درگیر نمودن سایر واحدها و سطوح سازمانی می شود پرداخته اند؛ و بر این اساس مدلی مبتنی بر ارکان اساسی تولید در کلاس جهانی را ارائه نموده اند. در این مقاله، پیاده سازی دو رکن اساسی؛ یعنی راهنمای هزینه و مکان سازمان مورد توجه واقع شده است.

در مقاله ای دیگر هلیم و دیگران ۲۰۱۲، به بررسی شاخص های اساسی برای پیاده سازی موفق تولید در کلاس جهانی پرداخته و در این راستا از دو مدل ISM و IRP بهره گرفته اند. در این مطالعه، مقایسه دو مدل نیز انجام پذیرفته که نشان می دهد مدل IRP به دلیل داشتن یک گام بیشتر نسبت به مدل ISM و درنظر گرفتن روابط بین عوامل حیاطی موفقیت و شاخص های عملکردی قابل اندازه گیری، از قدرت بیشتری در تجزیه و تحلیل اطلاعات برخوردار است.

فارسیجانی و تیموریان ۱۳۸۸ ضمن تحقیقی به بررسی عوامل موفقیت و میزان تأثیر هرکدام در انتقال فن آوری با هدف رسیدن به کلاس جهانی، پرداختند. در این تحقیق پس از تحلیل پرسشنامه ها؛ برای آزمون فرضیه ها از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شده و عامل استخراج گردیده که با آزمون فریدمن اولویت بندی گردیده است. سپس با آماره کای دو به سنجش ادعای یکسان بودن ۱۴ عامل پرداخته شد، که نتایج به دست آمده این ادعا را رد نمود. سپس محققین به بررسی وجود ارتباط مثبت میان انتقال فناوری موفق و کلاس جهانی پرداختند که وجود رابطه مورد تائید قرار گرفت.

سعادتی ۱۳۹۱ در پژوهشی با عنوان «بررسی نقش الکترونیکی شدن فعالیت های تولیدی برای دستیابی به کلاس جهانی سازمان ها» به بررسی این موضوع در شرکت ایران خودرو خراسان پرداخته است. بدین منظور پس از تعیین متغییرهای مستقل (شامل مدیریت ارتباط با مشتری به صورت الکترونیکی، زنجیره تأمین الکترونیکی و کانبان الکترونیکی) و متغییرهای وابسته (شامل افزایش کیفیت محصول، افزایش انعطاف پذیری و کاهش هزینه های عملیاتی)، با تنظیم پرسشنامه و توزیع آن بین کارشناسان و مدیران شرکت ایران خودرو خراسان و در نهایت تجزیه و تحلیل های آماری؛ به وجود رابطه مثبت و معنادار بین الکترونیکی شدن فعالیت های تولیدی و دستیابی سازمان ها به کلاس جهانی پی برده شد.

عملکرد یکپارچه زنجیره تامین در خودروسازی

ارائه بهترین عملکرد سازمانی به اساسی ترین دغدغه مدیران شرکت های تولیدی تبدیل شده و می کوشند تا با بهره گیری از تکنیک های مختلف به عملکرد برتر دست یابند. به زعم کوپر (۱۹۹۷) عملکرد برتر به توانایی یک شرکت تولیدی در ادغام همه جانبه با شرکای خود در طول زنجیره تأمین وابسته است. طی یک دهه گذشته تعداد زیادی از سازمان ها در مواجهه با لزوم کاهش سریع هزینه ها، همراه با بهبود کیفیت و حفظ انعطاف پذیری در پاسخ گویی به نیاز بازار و کوتاه تر شدن سیکل تکوین محصول، ضرورت یک تغییر بنیادی در الگوهای ذهنی خود را به منظور دستیابی به یک تغییر بزرگ در نتایج، احساس کرده اند. این الگوی ذهنی جدید «مدیریت زنجیره تأمین» نام دارد که مبتنی بر این باور است که سازگاری با ویژگی های عصر حاضر مستلزم مدیریت بهینه فعالیت ها و فرایندها نه در قلمرو یک سازمان، بلکه در کل زنجیره تأمین است. بدین ترتیب این باور عام در همه شرکت های تولیدی از جمله خودرو سازان شایع شده است که چگونه مدیریت زنجیره تأمین، کلیدی ترین عنصر برای کسب مزیت رقابتی در آینده خواهد بود و دیگر این خودروسازان نیستند که با یکدیگر رقابت می کنند، بلکه این زنجیره تأمین آن هاست که پیروزی یا شکست آن ها را در بازار رقم خواهد زد (شاهرودی، ۱۳۹۰).

مدیریت زنجیره تأمین یعنی یکپارچه سازی این فعالیت ها از طریق بهبود روابط زنجیره برای رسیدن به مزیت رقابتی پایدار، مدیریت زنجیره تأمین بر یکپارچه سازی فعالیت های زنجیره تأمین و نیز جریان های اطلاعاتی مرتبط با آن ها از طریق بهبود روابط زنجیره برای دستیابی به مزیت رقابتی قابل اتکا و مستدام تأکید دارد  همچنین شرکت ها همواره درصدد بوده اند که مزیت رقابتی شان را برای افزایش سود آوری و سهم بازار ارتقا دهند. با توجه به اینکه صنعت خودروسازی جزء سه رشته صنعتی اول جهان (دومین رشته صنعتی پس از نفت) و جزء صنایع مادر است و در کشور ایران روند رو به رشد تولیدات خودرو طی سال های اخیر، با داشتن ارزش افزوده بالا در زنجیره تولید و داشتن سهمی حدود ۲/۱ درصد در جهان رشد شایان توجهی را سپری کرده است که در این بین بالا بودن رقابت در این صنعت همراه با فشارهای محیطی و الزامات خودروسازان داخلی برای کاهش قیمت و زمان تحویل، افزایش کیفیت و توانایی تأمین کنندگان در تولید قطعات متنوع و جدید در زمان کوتاه تر شده و همچنین پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و امکان ورود رقبای خارجی به عرصه صنعت خودروی ایران سبب نیاز به عملکرد مطلوب تر نسبت به سایر رقبا در این صنعت است که زمینه خوبی برای اجرای این پژوهش فراهم آمده است (ژانگ و کاوو، ۲۰۱۱).

مفهوم چابکی

فشارهای بی سابقه ای مانند فشار ناشی از محصولات خارجی، معرفی محصولات جدید توسط رقبا، افول عمر محصول، تغییرات پیش بینی نشده در رابطه با مشتریان، پیشرفت هایی در زمینه تولید و تکنولوژی اطلاعات، خصوصی سازی شرکت های دولتی، رکودهای اقتصادی و فشارهای ذی نفعان برای بازگشت سرمایه، بر شرکت ها وارد می شود. با توجه به این فشارها، مهم ترین چالشی که تولیدکنندگان با آن رو برو هستند، یکپارچه سازی کارکردهای برون سپاری بالادستی و کارکردهای تحویل پایین دستی است. یکی از مهم ترین تغییرات پارادایمی در مدیریت کسب وکار مدرن، تغییر واحد رقابت از بنگاه به زنجیره تأمین می باشد. امروزه به جای اینکه یک نام تجاری با نام تجاری دیگر رقابت کند و یا یک فروشگاه با فروشگاهی دیگر به رقابت بپردازد، تأمین کنندگان – نام تجار ی – فروشگاه با تأمین کنندگان- نام تجاری- فروشگاه دیگر رقابت می کند یا به عبارت دیگر یک زنجیره تأمین با زنجیره تأمین دیگر (لامبرت و کوپر، ۲۰۱۰). در مقالات معدودی برای چابکی زنجیره تأمین تعریف رسمی ارائه شده است و لذا توافق بر روی اجزای اصلی چابکی زنجیره تأمین وجود ندارد. در رابطه با مدل مفهومی هم، از آنجایی که درک درستی از اجزای زنجیره تأمین وجود ندارد، مدل های مفهومی متعددی برای توصیف ویژگی های زنجیره تأمین چابک به کار گرفته شده است.

واژه چابک در فرهنگ لغات، به معنای حرکت سریع، چالاک، فعال، توانایی حرکت سریع و آسان و قادر بودن به تفکر به صورت متهورانه و با یک روش هوشمندانه به کارگرفته شده اما در فضای کنونی، چابکی به معنای واکنش اثربخش به محیط متغیر و غیر قابل پیش بینی و استفاده از آن تغییرات به عنوان فرصت هایی برای پیشرفت سازمانی است (آگاروال و همکاران، ۲۰۰۷). این مفهوم اولین بار، در پی نشست بسیاری از متخصصان علمی و اجرایی صنعت به منظور یافتن علل درماندگی شرکت ها در مقابله با چالش ها و تغییرات محیطی، در گزارشی تحت عنوان «راهبرد بنگاه های تولیدی در قرن بیست و یکم: دیدگاه متخصصان صنعتی» به وسیله مؤسسه یاکوکا منتشر و به همگان معرفی شد (لاکوکا، ۱۹۹۱).

کریستوفر چابکی را این گونه تعریف می نماید  (کریستوفر، ۲۰۰۰): “چابکی به مانند توانایی یک سازمان در واکنش سریع به تغییرات در تقاضا، در هر دو حالت حجم و تنوع تعریف می شود”.

به عقیده تولون چابکی بیانگر ادغام مؤثر زنجیره تأمین و تأکید بر روابط بسیار نزدیک و بلندمدت با مصرف کنندگان و عرضه کنندگان است (تولون، ۲۰۱۱). اگرچه از چابکی تعاریف مختلفی شده است اما هیچ یک از آن ها مخالف و ناقض یک دیگر نیستند. این تعاریف اغلب، ایده ی «سرعت و تغییر در محیط کسب و کار»را نشان می دهند. اما با توجه به جدید بودن بحث چابکی، تعریف جامعی که مورد تأیید همگان باشد وجود ندارد جعفرنژاد و شهائی، ۱۳۹۰).

برای کسب مزیت رقابتی در محیط متغیر کسب و کار، شرکت ها باید در راستای کارآمدی عملیات شان، علاوه بر مؤسسه خود، با تأمین کنندگان و مشتریان هم ردیف شده و برای کسب سطح قابل قبولی از چابکی با یک دیگر مشارکت و همکاری کنند (کریستوفر و تولی، ۲۰۰۲). در چنین حالتی است که زنجیره تأمین چابک شکل می گیرد. یک زنجیره تأمین چابک قادر است تا به طرز شایسته ای به تغییراتی که در محیط کاری روی می دهند، پاسخ دهد (آگاروال و همکاران، ۲۰۰۷). چابکی در زنجیره تأمین می تواند به این صورت تعریف شود: “توانایی یک زنجیره تأمین برای واکنش سریع به تغییرات موجود در بازار و نیازهای مشتریان”.

پژوهش های چندی روی چابکی زنجیره تأمین چابک انجام شده که از آن جمله می توان به پژوهش های کریستوفر، تولون، اسونسون، پیتر بکر و اگروال و همکارانش اشاره کرد. در اغلب این پژوهش ها یک جنبه از چابکی انتخاب و بسط داده شده است. برای مثال بال، ویلدینگ و گوندری روی تیم های مجازی برای ایجاد چابکی تأکید کرده اند (بال و همکاران، ۱۹۹۹).

اسونسون روی اعتماد سازی درون شبکه زنجیره تأمین برای ایجاد زنجیره تأمین چابک تأکید می کند. استراتون و واربورتن روی نقش موجودی و ظرفیت برای ایجاد چابکی تأکید می کنند. در انتها ماتیاس هولوگ بر نقش حساسیت و پاسخ گویی به رونده ای موجود در بازار و پاتریک اسوافورد و همکارانش بر نقش انعطاف پذیری برای ایجاد زنجیره تأمین چابک تأکید می نمایند (تیزرو و همکاران، ۱۳۹۰).

مفهوم چابکی از دو عامل اصلی تشکیل شده است؛ پاسخگویی به تغییرات (پیش بینی شده یا غیرمنتظره) به صورتی مناسب و در زمان مناسب، بهره برداری از این تغییرات و تبدیل نمودن آنها به فرصت (ژانگ و شریفی، ۲۰۰۰). به این ترتیب، چابکی، پاسخی در سطح کل بنگاه به محیط متغیر و بسیار رقابتی است که از چهار اصل اساسی پیروی می نماید: اغنای مشتری، کنترل تغییر و عدم قطعیت، بالا بردن توانایی منابع انسانی و مشارکت برای رقابت. تعریف دیگری از چابکی به صورت قابلیت یک بنگاه در انجام عملیات سودآور در بازار بخش بندی شده و دائماً در حال تغییر با استفاده از تولید با کیفیت بالا، عملکرد بالا، کالاها و خدمات منطبق با خواست مشتری، ارائه شده است. از نظر لو و دیگران توانایی پاسخگویی سریع به تغییرات بازار چابکی خوانده می شود، که بعنوان جزء کلیدی در موفقیت و بقای بنگاه ها در بازار تعریف شده است (لو و همکاران، ۲۰۰۴). سوافورد و دیگران چابکی زنجیره تأمین را قابلیت زنجیره تأمین در انطباق یا پاسخگویی سریع به محیط متغیر بازار تعریف نموده اند. چارچوب در نظر گرفته شده توسط سوافورد و دیگران، رویکردی فرآیند محور، نسبت به زنجیره تأمین سازمان دارد که از سه فرآیند کلیدی منبع یابی/تدارکات، ساخت و توزیع/ لجستیک تشکیل شده است (سوافورد و همکاران، ۲۰۰۶). کریستوفر معتقد است که یک زنجیره تأمین چابک باید ویژگی های متمایز کننده ای را دارا باشد، این ویژگی ها را می توان در شکل زیر مشاهده نمود. لین و دیگران با بررسی ادبیات زنجیره تأمین چابک مدل مفهومی ارائه شده در شکلی دیگر را پیشنهاد نموده اند.

شکل (۵) زنجیره تامین چابک (کریستوفر، ۲۰۰۰)

شکل (۶) مدل مفهومی زنجیره تامین چابک (لین و همکاران، ۲۰۰۶)

به این ترتیب چابکی را می توان «مفهومی مدیریتی در رابطه با پاسخگویی به بازارهای متلاطم و پویا و تقاضاهای مشتریان» توصیف نمود. در واقع، چابکی نه تنها در رابطه با پاسخگویی به مشتری است که با بهر ه برداری و کسب مزیت از تغییرات، نیز مرتبط می باشد. برای پاسخگویی شرکت ها باید در چندین حوزه مثل، توسعه محصول، ساخت و لجستیک دارای قابلیت های منعطف باشند (بیکر، ۲۰۰۸).

مفهوم چابکی در سازمان ها به کارکرد تولیدی و مفهوم سیستم های تولید منعطف باز می گردد. تولید چابک را می توان ناشی از ویژگی هایی دانست که در طول قرن بیستم معرف تولید بودند، از جمله، عقلانیت، استاندارد سازی و حذف عدم قطعیت ها (وایت و همکاران، ۲۰۰۵).

مفهوم چابکی دو عامل اصلی را شامل می شود ۱- پاسخ گویی به تغییرات (چه پیش بینی شده و چه غیر منتظره) به صورت مناسب و درزمان مقتضی؛ ۲- بهره برداری از تغییرات و تبدیل تغییرات به فرصت و سود بردن از آن ها (ژانگ و شریفی، ۲۰۰۰).

گلدمن چهار بعد اصلی چابکی را شامل ۱- اغنای مشتر ی؛ ۲- مشارکت برای ارتقای سطح رقابت؛ ۳-سازمان دهی برای تسلّط بر تغییر و عدم قطعیت؛ ۴- نفوذ تأثیر اطلاعات و افراد می داند.

زنجیره تأمین چابک شامل شرکت هایی می شود که از نظر قانونی از یکدیگر جدا هستند ولی از نظر عملیاتی به یکدیگر وابسته اند. از جمله این شرکت ها، تأمین کنندگان، طراحان، تولیدکنندگان و مراکز توزیع را می توان نام برد. این شرکت ها توسط جریان رو به جلوی مواد و جریان بازخوردی اطلاعات به یکدیگر پیوند می یابند؛ زنجیره تأمین چابک بر ارتقای انطباق پذیری وانعطاف پذیری تأکید دارد و دارای قابلیت پاسخگویی و عکس العمل سریع و موثر به بازارهای متغیر است. زنجیره تأمین چابک ساختار سازمانی خطی سنتی را کنار می گذارد و با استفاده از تکنولوژی شبکه ای، گروهی از بنگاه ها را شکل می دهد. با این کار فاصله زمانی تحویل به بازار کاهش می یابد. چابکی زنجیره تأمین سازمان امکان ایجاد موقعیتی رقابتی تر برای بنگاه را بوجود می آورد و از همین رو آن را قادر می سازد با سرعت بیشتر و اثربخش تر به تغییرات بازار و سایر عدم قطعیت ها واکنش نشان دهد. بعلاوه، بنگاه هایی که دارای فرآیندهای زنجیره تأمین چابک هستند نسبت به بازار حساس تر بوده، قابلیت بیشتری برای همساز کردن عرضه با تقاضا دارند و قادر به رسیدن به چرخه های زمانی کوتاه تری نیز می باشند. با در نظر داشتن این امر که چابکی در زنجیره تأمین سازمان مستقیماً بر تولید محصولاتی نوآورانه و تحویل آنها به مشتریان اثر می گذارد، می توان به این نتیجه رسید که چابکی زنجیره تأمین عاملی حیاتی است که بر رقابت پذیری کل مؤثر می باشد (جعفرنژاد و همکاران، ۱۳۸۹).

بهبود قابلیتهای چابکی در سازمان

در آینده و در زمان رقابت در محیط بازار رقابتی و پویا، شرکتها و سازمانها باید به فکر توسعه قابلیتهای چابک و استفاده از چابکی به عنوان مزیت رقابتی باشند. یکی از مشکلات تمرکز بر بهبود چابکی، پویایی و نیز اقتضائی بودن قابلیتی است که از پیش توسط سازمان تعریف شده است. چابکی در اینجا به عنوان یک راه بی‌پایان از بهبود مستمر قلمداد می شود و از آنجا که هیچ طرحی برای اندازه‌گیری چابکی در ادبیات این تئوری ذکر نشده است، تعیین سطح خاصی از چابکی مورد نیاز دشوار و مشکل است. در این راستا، فوکورکا و فلیدنر(۱۹۹۸) براساس نظرات ناکان (۱۹۸۶) و نیز نظرات فردوس و دی‌مِیِر (۱۹۹۰) مدلی را برای بهبود قابلیتهای چابکی تهیه و طراحی کرده‌اند. این مدل حاکی از آن است شرکت‌هایی که بدون در نظرگرفتن سایر قابلیتهای عملکردی بر بهبود چابکی تأکید می کنند احتمالا با شکست و ناکامی روبه‌رو خواهند شد. پیش از شروع به ایجاد و کاربرد چابکی لازم است مبنای شایستگی در سایر ویژگیهای رقابتی مشخص شود. مدل تل‌ماسه‌ای شکل که به نوعی مدل بسط یافته فردوس و دی میر است، به شرکتها و سازمانها پیشنهاد می‌کند که در آینده برای رقابت و پایداری، بر بعد چابکی حساب ویژه‌ای باز کنند (فوکورکا و فلیدنر، ۱۹۹۸). بهبود کیفیت پیش‌شرط ضروری برای بهبود و توسعه سایر قابلیت‌های رقابتی است. پس از دستیابی به سطح قابل قبولی از کیفیت، شرکتها و سازمانها باید کماکان به فکر توسعه تلاشهای کیفیت باشند و در عین حال برنامه‌ها و راهکارهایی را برای بهبود قابلیت اطمینان خود تهیه و تنظیم کنند.

هنگامی که سطح قابل قبولی از قابلیت اطمینان به دست آمد، در عین تداوم دو فعالیت پیش، شرکتها یا سازمانها بایستی به انعطاف پذیری، پاسخگویی و قابلیت سازگاری روی بیاورند و مبتنی بر بهبود موفق در عرصه قابلیتهای انعطاف‌پذیری، شرکتها و سازمانها می توانند به سمت چابکی و چالاکی گام بردارند. به علاوه، تلاش برای بهبود چابکی نیز باید تحت حمایت و پشتوانه تلاشهای بهبود کیفیت، قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری بیشتر نیز باشد.

مضامین کلیدی در مفهوم چابکی

برای چابکی در سازمان، چهار مفهوم کلی تعریف می شود:

مدیریت شایستگی‌های کلیدی، سازمان مجازی ، قابلیت نوسازی سازمان ، و سازمان دانش محور .

  1. مدیریت شایستگی‌‌های کلیدی: نخستین ‌مفهوم نهفته در پارادایم چابکی، شایستگی‌های کلیدی است. مثلا، شایستگی‌های‌ کلیدی ‌نیروی ‌‌انسانی عبارتست از: مهارت‌ها، معلومات، رفتارها و تجربه‌ها. با سرمایه‌گذاری‌در تعلیم و تربیت نیروی انسانی می‌توان شایستگی‌های کلیدی کارکنان و در نتیجه قابلیتهای سازمان را افزایش و توسعه داد زیرا نیروی انسانی از منابع مهم سازمان محسوب می‌شود و اهمیت آن در تئوریهای پیشرفته مدیریت روز به روز بیشتر و حیاتی‌تر می‌شود. شایسته محوری به دلیل اهمیت استراتژیک و منافع بلندمدت آن، باید منجر به ایجاد این شرایط سه‌گانه شود:

۱) قابلیت پذیرش ریسک زیاد؛

۲) رسیدن به بینش وسیعی درباره بازارها؛

۳) غنی‌سازی ارزش‌های مشتری در محصولات نهایی، به طوریکه اقتباس و کپی‌برداری از محصولات

برای رقبا مشکل و دشوار باشد.

البته، ایجاد شایسته ‌محوری، کار چندان ساده‌ای نیست. مدیریت باید از مسئولیتی منحصربه‌فرد در قبال مهارتهای اصلی و نیز کسب دانش و معلومات در سازمان برخوردار باشد. لازم است این کار باید با لیست‌کردن قابلیت‌های اساسی سازمان آغاز شده، تا حلقه‌های مفقوده مشخص شود. حلقه‌های مفقوده به وسیله همکاری و اتحاد با سایر سازمان‌ها احیاء می‌شود. همکاری در جایی که سازمان همسطح و همتراز رقبای خود می‌باشد، خیلی مهم و ارزنده است. این مسئله اشاره به این امر دارد که در حالت ایده‌آل، چابکی، رقابت و همکاری یک سازگاری دو طرفه و متقابل است. همکاری بین سازمان‌ها امکان پاسخگویی سریع به تقاضاهای متنوع را فراهم می‌سازد.

  1. سازمان مجازی: مصداق و نمونه بارز یک سازمان چابک، استفاده از ساختار مجازی است. سازمان مجازی در فرهنگ مدیریت واژه‌ای نو است که شکل و گونه جدیدی از سازمان را معرفی می‌کند. تغییرات گسترده و پیشرفتهای به دست آمده در عرصه فناوری اطلاعات در چند دهه گذشته، ضرورت تجدید نظر در مسائل مختلف از جمله ساختار سازمانی را اجتناب ناپذیر کرده است. به کارگیری فناوریهای اطلاعاتی نظیر: اینترنت، پست الکترونیکی و نیز فراگیر شدن استفاده از کامپیوتر باعث شده تا شکلهای سازمانی جدیدی پا به عرصه وجود بگذارند که ماهیتی کاملا متفاوت با سازمانهای سنتی، بزرگ و دیوانسالار دارند. ساختار این سازمانها به صورت واحدهای کوچک ، خودکفا و منعطف ، همراه با سیستم‌های ارتباطی پیشرفته است. از ویژگیهای سازمان مجازی می‌توان به رقابت جهانی، ایجاد انگیزه در نیروی انسانی، استفاده بیشتر از تکنولوژی ارتباطات، تغییر ساختار سازمانی، کارآفرینی، طراحی مجدد مشاغل، حمایت از حسابرسی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست، تاکید بر نرم افزار به جای سخت افزار و پویایی فرایند خط‌ مشی ‌گذاری اشاره کرد.

در سازمان مجازی عامل مهمی که مجازی بودن را تعیین می کند، واگذاری فعالیتها به سازمان های دیگر و تأمین کالاها و خدمات با همکاری و مشارکت واحدهای خارج از سازمان است. هر اندازه این واگذاری یا برون‌سپاری گسترده‌تر باشد سازمان بیشتر به سوی مجازی شدن حرکت کرده است. بنا به فرض، سازمانی که تا اندازه‌ای کارها را به واحدهای داخلی تفویض کرده است، سازمان مجازی محدود محسوب می‌شود و سازمانی که اغلب قریب به اتفاق، فعالیتهای خود را به سازمان‌های بیرونی واگذار کرده، سازمان مجازی کامل است. درکل، سازمان‌های پارندی، سازمانهای شبکه ای و سازمانهای بدون مرز و به تازگی سازمانهای سه وجهی شبدری، همه روایتهای متفاوتی از مقوله سازمان مجازی هستند.

  1. قابلیت تجدید ساختار: سازمانهای چابک به آسانی می‌توانند تغییر قابل‌توجهی را در تمرکز، متنوع‌سازی و نوسازی کسب و کار خود برای تسریع در رسیدن به یک هدف مخصوص ایجاد کنند؛ به گونه‌ای که این امر بتواند فرصتهای گرانبهایی را برای سازمان به وجود آورد. این سازمان‌ها قادر به پیشدستی در رقابت هستند و کلید این امر، ایجاد یک برنامه استراتژیک است که نقشه وسیعی از تواناییها، قابلیتها و مهارتهای اصلی سازمان را نمایان می سازد. این نوع از سازمانها دارای موقعیت‌ خوبی بوده ، امتیازاتی از قبیل سرعت، به دست آوردن بازار پیش از رقبا از راه محصولات جدید، و چابکی را از راه فراهم‌آوردن محصولات موردنیاز مشتریان پیش از ایجاد و مطرح شدن نیاز آنان‌ دارند. برای ‌این‌ منظور، مدیریت ‌باید در تکنولوژیهایی سرمایه‌گذاری‌ کند که‌ در سطح ‌کارخانه انعطاف‌پذیری عملیاتی ایجاد می‌کنند.

  1. سازمان دانش‌محور: صاحب‌نظران تعریفهای زیادی را از دانش در سطح سازمان ارائه کرده‌اند که شامل تجربه‌های افراد سازمان، گزارشها، بانک‌های اطلاعاتی و پرونده‌ها است. سازمان‌هایی که قصد چابک شدن را دارند باید نیروهای تربیت شده و دارای انگیزه خوب را با یک مجموعه درست از مهارت‌ها، تجربه و دانش ارتقاء دهند؛ به گونه‌ای که این امر جزء ضروری و جدا نشدنی از استراتژی شرکت قلمداد شود. اطلاعات و دانش در چنین سازمانی در اختیار نیروی کار بوده و بطور خلاصه می‌توان گفت که تفکر دانش به منزله قدرت است بر چنین سازمان‌هایی حکمفرماست.

قابلیت‌های کلیدی چابکی در سازمان

مؤسسه‌ها و سازمان‌های چابک ، نگران و دلواپس تغییر، عدم اطمینان و عدم پیش‌بینی در محیط کسب و کار خود هستند. بنابراین، این مؤسسه‌ها برای رسیدگی به تغییر، عدم اطمینان و عدم قابلیت پیش‌بینی در محیط کاری خود، به شماری از قابلیتهای متمایز نیازمندند (شهائی و رجب زاده، ۱۳۸۴). این قابلیتها چهار عنصر اصلی را شامل می‌شوند که به عنوان مبنای حفظ و توسعه چابکی به شمار می‌روند:

  1. پاسخگویی که به توانایی تشخیص تغییرات و واکنش سریع و بهره‌جویی از آنها اشاره دارد.
  2. شایستگی که بر توانایی کسب هدفها و مقاصد سازمان دلالت می کند.
  3. انعطاف‌پذیری و قابلیت سازگاری که عبارتست از: توانایی برای جریان دادن به فرایندهای مختلف و کسب هدفهای مختلف، با استفاده از تسهیلات یکسان.
  4. سرعت که عبارت است از توانایی انجام فعالیت‌ها در کم‌ترین زمان ممکن.

  • قدرت پاسخگویی

از مهمترین مسایل در سازمان که قدرت پاسخگویی به تغییرات را افزایش می دهد تحصیل و سرعت بخشیدن به فرایند تصمیم گیری در سازمان می باشد دو سیستم اطلاعاتی زیر می تواند سازمان را در یک راستا یاری نماید.

هوش تجاری (BI) : فن آوری جدیدی است که پس از جمع آوری، ذخیره، پاکسازی، تجمیع، تحلیل و بازیابی اطلاعات و با استفاده از سیستم های پشتیبان تصمیم گیری، فرایند تصمیم گیری را برای مدیران آسان می سازد.

سیستم مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) : به عنوان ابزاری جهت شناسایی تغییرات مربوط به تقاضا، سلیقه و نیاز مشتریان میتواند در افزایش قدرت پاسخگویی سازمان موثر باشد.

  • شایستگی

فن آوری اطلاعات به عنوان ابزاری قدرتمند امکان ایجاد مجموعه وسیعی از توانایی ها که بهره وری فعالیت ها را در جهت رسیدن به اهداف سازمان تامین می کند دارا می باشد. در ادامه به معرفی ابزارهای کاربردی از حوزه فناوری اطلاعات در راستای ایجاد شایستگیهای سازمانی پرداخته شده است:

ایجاد دیدگاه استراتژیک ،کیفیت محصول ، بالا بودن معرفی محصولات جدید ، هماهنگی داخلی و خارجی،

یکپارچه سازی ،تکنولوژی های مناسب سخت افزاری و نرم افزاری:

۱- تولید یکپارچه رایانه ای (CIM)

۲- تولید به کمک رایانه  (CAM) و سیستم های اجرایی تولید

شبکه های همکاری تولید ، کنترل فرایند ، روباتیک ، مهندسی به کمک رایانه

اثر بخشی و کارایی عملیاتی: از جمله ابزارهای فناوری اطلاعات در افزایش اثر بخشی فرایندهای اطلاعاتی و عملیاتی پیاده سازی سیستم های CIM  و ERP می باشد.

پیاده سازی ERP در سازمان مزایای بسیار زیادی را به همراه خواهد داشت که بصورت خلاصه می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

–  ایجاد یکپارچگی سازمانی از بعد اطلاعاتی و افزایش سازگاری در اطلاعات موجود در سازمان

– استاندارد سازی فرایندهای سازمانی براساس بهترین تجربیاتی که شرکتهای عرضه کننده نرم افزار از سازمانهای مختلف بدست آورده اند.

-مهندسی مجدد فرایندهای سازمانی و کاهش زمان آنها

-فراهم شدن زیر ساخت لازم به منظور پرداختن به SCM و CRM دو مبحثی که در حال حاضر تبدیل به دو جزء جدایی ناپذیر ERP شده اند.

– توسعه زیر ساخت لازم به منظور وارد شدن به E_BUSINESS

  • انعطاف پذیری

چابکی عملیاتی از جمله مهمترین مقوله هایی است که بایستی مورد توجه قرار گیرد. ماژوله سازی و یکپارچگی فرایندهای کاری با پیاده سازی سیستم تولید یکپارچه رایانه ای (CIM) انعطاف پذیری و قدرت سوئیچ کردن به خطوط تولید مختلف را برای سازمان فراهم آورده است.

  • سرعت عرضه محصولات جدید به بازار

بر اساس قواعد عصر چابکی چرخه عمر محصولات پایین می باشد که برای توسعه محصولات و تولید محصولات جدید علاوه بر دسترسی به نیاز مشتریان از طریق CRM ، نیازمند مجهز شدن به تکنولوژی های نوین، نیروهای متخصص و مدیریت دانش در سازمان می باشد که متناسب با تولیدات می توان از ابزارهای فناوری اطلاعات همچون رایانه ها، سیستم های خبره، سیستم های PLM ، اینترنت، نرم افزارهای پیشرفته (CAD) و … استفاده نمود (شهداد و حبیبی ، ۱۳۸۶)

  • بهبود قابلیتهای چابکی در سازمان

در آینده و در زمان رقابت در محیط بازار رقابتی و پویا، شرکتها و سازمانها باید به فکر توسعه قابلیتهای چابک و استفاده از چابکی به عنوان مزیت رقابتی باشند. یکی از مشکلات تمرکز بر بهبود چابکی، پویایی و نیز اقتضائی بودن قابلیتی است که از پیش توسط سازمان تعریف شده است. چابکی در اینجا به عنوان یک راه بی‌پایان از بهبود مستمر قلمداد می شود و از آنجا که هیچ طرحی برای اندازه‌گیری چابکی در ادبیات این تئوری ذکر نشده است، تعیین سطح خاصی از چابکی مورد نیاز دشوار و مشکل است. در این راستا، فوکورکا و فلیدنر(۱۹۹۸) براساس نظرات ناکان (۱۹۸۶) و نیز نظرات فردوس و دی‌مِیِر (۱۹۹۰) مدلی را برای بهبود قابلیتهای چابکی تهیه و طراحی کرده‌اند. این مدل حاکی از آن است شرکت‌هایی که بدون در نظرگرفتن سایر قابلیتهای عملکردی بر بهبود چابکی تأکید می کنند احتمالا با شکست و ناکامی روبه‌رو خواهند شد. پیش از شروع به ایجاد و کاربرد چابکی لازم است مبنای شایستگی در سایر ویژگیهای رقابتی مشخص شود. مدل تل‌ماسه‌ای شکل که به نوعی مدل بسط یافته «فردوس» و «دیمیر» است، به شرکتها و سازمانها پیشنهاد می‌کند که در آینده برای رقابت و پایداری، بر بعد چابکی حساب ویژه‌ای باز کنند (فوکورکا و فلیدنر، ۱۹۹۸). بهبود کیفیت پیش‌شرط ضروری برای بهبود و توسعه سایر قابلیت‌های رقابتی است. پس از دستیابی به سطح قابل قبولی از کیفیت، شرکتها و سازمانها باید کماکان به فکر توسعه تلاشهای کیفیت باشند و در عین حال برنامه‌ها و راهکارهایی را برای بهبود قابلیت اطمینان خود تهیه و تنظیم کنند.

هنگامی که سطح قابل قبولی از قابلیت اطمینان به دست آمد، در عین تداوم دو فعالیت پیش، شرکتها یا سازمانها بایستی به انعطاف پذیری، پاسخگویی و قابلیت سازگاری روی بیاورند و مبتنی بر بهبود موفق در عرصه قابلیتهای انعطاف‌پذیری، شرکتها و سازمانها می توانند به سمت چابکی و چالاکی گام بردارند. به علاوه، تلاش برای بهبود چابکی نیز باید تحت حمایت و پشتوانه تلاشهای بهبود کیفیت، قابلیت اطمینان و انعطاف پذیری بیشتر نیز باشد.

مضامین کلیدی در قابلیت های چابکی

برای چابکی در سازمان، چهار مفهوم کلی تعریف می شود:

مدیریت شایستگی‌های کلیدی، سازمان مجازی ، قابلیت نوسازی سازمان ، و سازمان دانش محور .

  1. مدیریت شایستگی‌‌های کلیدی: نخستین ‌مفهوم نهفته در پارادایم چابکی، شایستگی‌های کلیدی است. مثلا، شایستگی‌های‌ کلیدی ‌نیروی ‌‌انسانی عبارتست از: مهارت‌ها، معلومات، رفتارها و تجربه‌ها. با سرمایه‌گذاری‌در تعلیم و تربیت نیروی انسانی می‌توان شایستگی‌های کلیدی کارکنان و در نتیجه قابلیتهای سازمان را افزایش و توسعه داد زیرا نیروی انسانی از منابع مهم سازمان محسوب می‌شود و اهمیت آن در تئوریهای پیشرفته مدیریت روز به روز بیشتر و حیاتی‌تر می‌شود. شایسته محوری به دلیل اهمیت استراتژیک و منافع بلندمدت آن، باید منجر به ایجاد این شرایط سه‌گانه شود:

۱) قابلیت پذیرش ریسک زیاد؛

۲) رسیدن به بینش وسیعی درباره بازارها؛

۳) غنی‌سازی ارزش‌های مشتری در محصولات نهایی، به طوریکه اقتباس و کپی‌برداری از محصولات

برای رقبا مشکل و دشوار باشد.

البته، ایجاد شایسته ‌محوری، کار چندان ساده‌ای نیست. مدیریت باید از مسئولیتی منحصربه‌فرد در قبال مهارتهای اصلی و نیز کسب دانش و معلومات در سازمان برخوردار باشد. لازم است این کار باید با لیست‌کردن قابلیت‌های اساسی سازمان آغاز شده، تا حلقه‌های مفقوده مشخص شود. حلقه‌های مفقوده به وسیله همکاری و اتحاد با سایر سازمان‌ها احیاء می‌شود. همکاری در جایی که سازمان همسطح و همتراز رقبای خود می‌باشد، خیلی مهم و ارزنده است. این مسئله اشاره به این امر دارد که در حالت ایده‌آل، چابکی، رقابت و همکاری یک سازگاری دو طرفه و متقابل است. همکاری بین سازمان‌ها امکان پاسخگویی سریع به تقاضاهای متنوع را فراهم می‌سازد.

  1. سازمان مجازی: مصداق و نمونه بارز یک سازمان چابک، استفاده از ساختار مجازی است. سازمان مجازی در فرهنگ مدیریت واژه‌ای نو است که شکل و گونه جدیدی از سازمان را معرفی می‌کند. تغییرات گسترده و پیشرفتهای به دست آمده در عرصه فناوری اطلاعات در چند دهه گذشته، ضرورت تجدید نظر در مسائل مختلف از جمله ساختار سازمانی را اجتناب ناپذیر کرده است. به کارگیری فناوریهای اطلاعاتی نظیر: اینترنت، پست الکترونیکی و نیز فراگیر شدن استفاده از کامپیوتر باعث شده تا شکلهای سازمانی جدیدی پا به عرصه وجود بگذارند که ماهیتی کاملا متفاوت با سازمانهای سنتی، بزرگ و دیوانسالار دارند. ساختار این سازمانها به صورت واحدهای کوچک ، خودکفا و منعطف ، همراه با سیستم‌های ارتباطی پیشرفته است. از ویژگیهای سازمان مجازی می‌توان به رقابت جهانی، ایجاد انگیزه در نیروی انسانی، استفاده بیشتر از تکنولوژی ارتباطات، تغییر ساختار سازمانی، کارآفرینی، طراحی مجدد مشاغل، حمایت از حسابرسی اجتماعی و حفاظت از محیط زیست، تاکید بر نرم افزار به جای سخت افزار و پویایی فرایند خط‌ مشی ‌گذاری اشاره کرد.

در سازمان مجازی عامل مهمی که مجازی بودن را تعیین می کند، واگذاری فعالیتها به سازمان های دیگر و تأمین کالاها و خدمات با همکاری و مشارکت واحدهای خارج از سازمان است. هر اندازه این واگذاری یا برون‌سپاری گسترده‌تر باشد سازمان بیشتر به سوی مجازی شدن حرکت کرده است. بنا به فرض، سازمانی که تا اندازه‌ای کارها را به واحدهای داخلی تفویض کرده است، سازمان مجازی محدود محسوب می‌شود و سازمانی که اغلب قریب به اتفاق، فعالیتهای خود را به سازمان‌های بیرونی واگذار کرده، سازمان مجازی کامل است. درکل، سازمان‌های پارندی، سازمانهای شبکه ای و سازمانهای بدون مرز و به تازگی سازمانهای سه وجهی شبدری، همه روایتهای متفاوتی از مقوله سازمان مجازی هستند.

  1. قابلیت تجدید ساختار: سازمانهای چابک به آسانی می‌توانند تغییر قابل‌توجهی را در تمرکز، متنوع‌سازی و نوسازی کسب و کار خود برای تسریع در رسیدن به یک هدف مخصوص ایجاد کنند؛ به گونه‌ای که این امر بتواند فرصتهای گرانبهایی را برای سازمان به وجود آورد. این سازمان‌ها قادر به پیشدستی در رقابت هستند و کلید این امر، ایجاد یک برنامه استراتژیک است که نقشه وسیعی از تواناییها، قابلیتها و مهارتهای اصلی سازمان را نمایان می سازد. این نوع از سازمانها دارای موقعیت‌ خوبی بوده ، امتیازاتی از قبیل سرعت، به دست آوردن بازار پیش از رقبا از راه محصولات جدید، و چابکی را از راه فراهم‌آوردن محصولات موردنیاز مشتریان پیش از ایجاد و مطرح شدن نیاز آنان‌ دارند. برای ‌این‌ منظور، مدیریت ‌باید در تکنولوژیهایی سرمایه‌گذاری‌ کند که‌ در سطح ‌کارخانه انعطاف‌پذیری عملیاتی ایجاد می‌کنند.
  2. سازمان دانش‌محور: صاحب‌نظران تعریفهای زیادی را از دانش در سطح سازمان ارائه کرده‌اند که شامل تجربه‌های افراد سازمان، گزارشها، بانک‌های اطلاعاتی و پرونده‌ها است. سازمان‌هایی که قصد چابک شدن را دارند باید نیروهای تربیت شده و دارای انگیزه خوب را با یک مجموعه درست از مهارت‌ها، تجربه و دانش ارتقاء دهند؛ به گونه‌ای که این امر جزء ضروری و جدا نشدنی از استراتژی شرکت قلمداد شود. اطلاعات و دانش در چنین سازمانی در اختیار نیروی کار بوده و بطور خلاصه می‌توان گفت که تفکر دانش به منزله قدرت است بر چنین سازمان‌هایی حکمفرماست.

عملکرد زنجیره تامین چابک در راستای تولید ناب

امروزه سازمان ها و مدیران برای سازگاری با تغییرات و تحولات جهانی مجبورند راه های نوینی برای اقدامات خود بیابند تا بتوانند در صحنه رقابت داخلی و جهانی باقی بمانند و نسبت به رقبا از عملکرد بهتری برخوردار باشند. راهبردها به منظور بهبود و ارتقاء عملکرد شرکت ها، وضعیت منابع آن و نظر مدیران ارشد، طراحی و اجرا می شوند و در حقیقت آنچه بهبود عملکرد شرکت را مشکل کرده است، انتخاب مؤثرترین و بهترین راهبرد، با توجه به ویژگی های سازمان است که البته این راهبردها بزرگ ترین چالش در بررسی ها و مطالعات اخیر گزارش شده اند (سایمونز، ۱۳۹۳). از جمله الزامات یک شرکت تولیدی، پذیرش نوعی از راهبرد های زنجیره تأمین است. این راهبردها بر روی چگونگی هماهنگی فرایندهای داخلی و خارجی کسب و کار تأکید می کنند، تا در نتیجه این هماهنگی، بهترین خدمت رسانی به مشتریان و مصرف کنندگان نهایی ارائه شود و نیز موجب تقویت عملکرد تک تک اعضای سازمان شود (کهن و راسل، ۲۰۱۴). اگر شرکتی بتواند زنجیره تأمین چابکی را طراحی و ایجاد کند که پاسخ گوی تقاضای بازار باشد، می تواند از یک شرکت کوچک به یک بازار بزرگ تبدیل شود. برای این منظور و در راستای برآورده کردن تقاضای بازار به شکلی سودآور، عملیاتهای کارآمد زنجیره تأمین نقش محوری را ایفا می کند. یک شرکت باید بداند در چه مواردی و در کجاهای زنجیره تأمین عملکرد مطلوبی دارد، سپس باید تصمیم بگیرد بر روی چه فعالیت هایی متمرکز شود تا ارزش افزوده بیشتری داشته باشد.

مفهوم تولید در کلاس جهانی

یکی از پدیده های نوین و بحث انگیز در جوامع صنعتی و سازمان های تولیدی امروزی، نحوه دست یابی آن ها به کلاس جهانی و ارائه محصولات و خدمات در این سطح است. بدین منظور دانشمندان و متخصصان مدیریت تولید و عملیات، به گردآوری و دسته بندی دانش بشری در قالب الگوهای خاصی اقدام کرده اند تا مسیر حرکت به سمت معیار جهانی را به صورت علمی مشخص کنند. تولید در کلاس جهانی ترکیبی از مفاهیم، اصول، سیاست ها و تکنیک های مختلف را برای مدیریت و عملیات سازمان های تولیدی ارائه می کند. این مفهوم پس از جنگ جهانی دوم، و از پی نتایج اقداماتی که موجب احیاء صنایع ژاپن شد، حیات یافت (کرایپ، ۱۳۷۸). در تبیین معنایی مفهوم تولید در کلاس جهانی نیز تعاریف مختلفی ارائه شده است. آقای شونبرگر مفهوم تولید در کلاس جهانی را برای اولین مرتبه معرفی کرد. وی WCM را چنین تعریف کرده است: سیستم تولید در کلاس جهانی یک توافق گسترده بر بهبود مستمر کیفیت، هزینه، زمان انتظار و خدمت به مشتری است (فارسیجانی، ۱۳۸۹). پیتر اوربان، آن را تلاش  پیوسته برای بهبود کیفیت، کاهش هزینه، و زمان انتظار و خدمت به مشتری تعریف کرده است. همچنین وی تلاش پیوسته برای بهبود کیفیت، کاهش هزینه، و زمان انتظار در بستر خدمت به مشتری و نوآوری را وجه تمایز تولید و عملیات در کلاس جهانی بیان می کند (فارسیجانی، ۱۳۸۹). توسعه مفهوم تولید در کلاس جهانی عمدتا به دو دلیل عمده است. یکی جهانی شدن و دیگری تغییر پارادایم سازمانی (فارسیجانی، ۱۳۸۹). تعاریف متعددی نسبت به پدیده جهانی شدن صورت گرفته است. به عنوان مثال آنتونی مک گرو، جهانی شدن را فرایند تحول ساختاری در فعالیت های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می داند که به ظهور شکل های فرا ملی و منطقه ای قدرت و روابط بین الملل منجر خواهد شد (فارسیجانی، ۱۳۸۹). به طور کلی می توان گفت اصطلاح جهانی شدن به فرایندی اطلاق می شود که جهان را فشرده ساخته و به شکل گرفتن فضای یکپاریه و واحد کمک می کند (فارسیجانی، ۱۳۸۹). تولید و مسائل معطوف به آن، مانند سایر پدیده های سازمانی دارای ماهیتی پویا هستند که هرگونه فعالیت در آن ها مستلزم شناخت بیشتر محیط و سازمان می باشد. این شناخت در بستر پیش فرض های ذهنی فرد شکل می گیرد که بخشی از پارادایم های مورد قبول فرد هستند. تغییر پارادیم نیز به واسطه تغییر پیش فرض ها و بسترهای فکری این پیش فرض ها شکل می گیرد. پارادایم های مدیریت تولید را می توان به دو دسته پارادایم سنتی تولید و پارادایم نوین تولید تقسیم کرد. با علم به این مسئله، چنان چه مدیران سازمان ها بر مبنای پیش فرض های پارادایم های سنتی مدیریت و سازمان اقدام به تفکر، تحلیل و ارائه راهکار برای مشکلات نمایند، نمی توانند راهکارهای مفیدی ارائه کنند و الزاما می باید با پارادایم های نوین مدیریت و سازمان آشنا باشند تا بتوانند براساس قواعد امروزی تصمیم بگیرند (فارسیجانی و همکاران، ۱۳۹۲).

استراتژی های دست یابی به تولید در کلاس جهانی

بی شک یکی از آثار مهم تحولات قرن بیستم در محیط تجاری و تولیدی، جهانی شدن است. امروزه رقابت افزایش یافته است و رقبای متعددی در همه نقاط جهان مشغول رقابت در مرزهای ملی و بین المللی هستند. در شرایط کنونی تولید از یک تصمیم محدود و در قلمرو ملی فراتر رفته و به مرزهای جهانی راه یافته و به یک تصمیم استراتژیک تبدیل شده است. اگر در بازاریابیِ امروزه بازار برابر مشتری است و از سوی دیگر بازار فعلی، در حد جهانی باشد. لذا مشتری نیز مشتری جهانی است و دیگر کمتر در محدوده ملی تعریف می شود. در این عرصه، اساس رقابت و تولید نیز تغییر کرده و ظهور شرایط مذکور شرکت های تولیدی را وادار نموده است تا به عملیات تولیدی با توجه به دیدگاه های جهانی بیندیشند و ارزیابی مجددی در نگرش ها به رقابت های بین المللی داشته باشد. با توجه به تغییرات سریع تکنولوژی تولید و رقابت شدید در دهه ۱۹۷۰، اکثر شرکت ها، استراتژی های تولیدی و فعالیت های خود را در صنایع مختلف ارزیابی نموده و از رویکردهای نوین استراتژی تولید استفاده کرده اند. طبق بررسی های انجام شده، رویکردهای تولیدی موفق تا سال ۱۹۸۹ عبارتند از: برنامه های مشارکت کارگران، مدیریت کیفیت فراگیر، تولید رقابتی، ملحوظ نمودن تولید در استراتژی شرکت، کاهش موعد تحویل (lead time)، نگهداری و تعمیرات پیشگیرانه، کنترل آماری فرایند، طراحی به کمک کامپیوتر، ساخت به کمک کامپیوتر و ماشین های کنترل عددی (گودرزی، ۱۳۸۳). در بررسی های انجام شده در سال ۱۹۹۵، رویکردهایی که بر امور استراتژیک و انسانی تأکید داشتند، نسبت به رویکردهای کامپیوتری و الگوریتمی طرفداران بیشتری پیدا کرده بودند. در سال ۱۹۹۵، رویکردهای موفق غیر از لیست قبل عبارت بودند از: نیل به ضایعات صفر(بدون خرابی)، تشکیل گروه های کاری و توانمندسازی کارکنان. در دو دهه اخیر به علت رقابت شدید بسیاری از شرکت های تولیدی اهداف استراتژیک، ارزش ها و اولویت های خود را بازنگری کرده و در نهایت به ضرورت تعیین راهکار تولید در مقیاس جهانی رسیده اند. تغییر تمرکز از حجم تولید به انعطاف پذیری تولید به طوری که در نهایت کیفیت محصولات و درجه پاسخ گویی شرکت ارتقا یابد، یکی از دلایل این نگرش است (صفایی قادیکلایی، ۱۳۷۸). شونبرگر، واژه تولید را در مقیاس جهانی، اولین بار در سال ۱۹۸۶ به کار گرفت (شونبرگر، ۱۹۸۶) و از آن پس مورد استفاده ی بسیاری از افراد قرار گرفته است. به منظور تبیین این واژه می توان تعاریف ذیل را بیان نمود:

«توافقی جامع بر بهبود مستمر کیفیت، هزینه، زمان تأخیر و خدمت به مشتری با هدف بنیادی انعطاف پذیری تولید به عنوان جزیی از این سیستم».

«ترکیبی مناسب از مفاهیم تولید بهنگام، مدیریت کیفیت فراگیر و مشارکت کارکنان برای تبدیل تولیدی به سلاحی رقابتی و نیرومند برای شرکت».

«موجی که با تشکیل تیم های چند وظیفه ای، آغاز شده است و مفاهیم طراحی تولید، بهبود مستمر فرآیند، مدیریت کیفیت فراگیر و تعمیم وظیفه ای کیفیت را برای عرضه ی محصولات جدید توأم با موفقیت، سرعت، کمترین هزینه و بالاترین کیفیت در طراحی، توسعه، تولید، تحویل به مشتری، دربر می گیرد».

«مجموعه ای از مشتری گرایی، مدیریت جامع کیفیت، مدیریت تولید به موقع، بهبود مداوم، درگیر کردن کارکنان در فرآیند تولید و تصمیم گیری و رویکردهای دیگر» (صفایی قادیکلایی، ۱۳۷۸).

توجه به جهانی سازی تجارت، تکنولوژی اطلاعات، موانع زمانی و مکانی، تفاوت میان شرکت های کوچک و بزرگ را از بین می برد؛ لذا سازمان های کوچک و چابک می توانند به طور اثر بخش در برابر غول های صنعتی رقابت کنند. این حالت یک رقابت جدیدی را ایجاد می کند که حد و مرز بین بازار جهانی و داخلی را در می نوردد. در بسیاری از سازمان ها هنوز مدیریت ها از مزایای استراتژیک حاصل از اجرای تکنیک های تولید در کلاس جهانی نا آگاه اند و حرکتی از خود نشان نداده اند. با توجه به اینکه یکی از موانع اصلی اجرای تولید در کلاس جهانی فقدان دانش است، جدول ( ۱) برخی اطلاعات درباره مزایای مالی و استراتژیک ابزارهای WCM  را نشان می دهد (فارسیجانی، ۱۳۸۹).

جدول (۵) مزایای مالی و استراتژیک WCM (صفایی قادیکلائی و همکاران ، ۱۳۹۱)

سوابق تحقیق

در هر تحقیق عملی توجه خاص محقق به تحقیقات مشابه و سابقه آنها نشان از عمق کار محقق و جامعیت کار او دارد. هرچه محقق تحقیقات مشابه بیشتری را بررسی کند علاوه بر این که توانمندی و اقتدار وی بر موضوع تحقیق افزایش می یابد، بر اعتبار تحقیق او نیز می افزاید و نشان از درک کامل و صحیح وی از ابعاد مختلف تحقیق دارد. در ادامه نتایج تعدادی از مطالعات مرتبط با تحقیق حاضر به طور خلاصه بیان شده است. با توجه به این امر که تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره در تحقیقات و حوزه های مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است در ادامه برخی از جدیدترین تحقیقاتی که در حوزه تولید کلاس جهانی صورت گرفته است را ذکر خواهیم نمود:  (درگاهی و همکاران، ۱۳۹۰)

صفایی قادیکلائی و همکاران (۲۰۱۱) با هدف ارزیابی سیستم های کلاس جهانی شرکت ایران خودرو و سه شرکت خودروساز هندی با استفاده از آنالیز ارزش عملکرد به این نتیجه دست یافتند که شرکت ایران خودرو تنها توانسته در دو فاکتور برنامه ریزی و کنترل تولید و انعطاف پذیری نسبت به همتاهای هندی عملکرد بهتری داشته باشد و در فاکتورهای تعهد مدیریت عالی و رضایت و خدمات مشتری عملکرد پایین تری دارد و در بقیه فاکتورها دارای عملکرد متوسط می باشد. در انتها پیشنهاد نمودند که شرکت ایران خودرو جهت رسیدن به برتری نسبت به سایر تولید کنندگان در عرصهی جهانی باید توجه بیشتری به تمامی فاکتورهای بحرانی و توجه ویژه به فاکتورهای فوق بحرانیِ تعهد مدیریت عالی و رضایت و خدمات مشتری داشته باشند.

ریاد عید (۲۰۰۹) در مقاله ای تحت عنوان “فاکتور های موثر بر اجرای موفقیت آمیز تولید در کلاس جهانی در کشورهای در حال توسعه، مطالعه ی موردی مصر” با بیان این نکته که کارخانه های تولیدی نیاز دارند تا درک کنند چه فاکتورهایی نقش بحرانی را در کاربرد تکنیک های WCM بر عهده دارند، هفت فاکتور بحرانی را در دو دسته طبقه بندی می کند که دسته ی اول توانمندسازهای استراتژیک WCM می باشد شامل: تعهد مدیریت، بخش کیفیت، بهبود مستمر و مشارکت مشتری است، دسته ی دوم توانمندسازهای تاکتیکی WCM هستند که شامل: مدیریت زنجیره ی تامین، مدیریت توانمندی های فنی و مدیریت تسهیلات تولیدی است. در ادامه به صورت تجربی از طریق یک نمونه ی ۹۶ تایی که از بین شرکت های سازنده ی مصری انتخاب شده بودند این نتیجه حاصل شد که فاکتورهای استراتژیک WCM و فاکتورهای موفقیت تاکتیکی تاثیر بسزایی بر موفقیت WCM دارند و هم چنین بیان شده است که برخی توانمندهای استراتژیک بر توانمندسازهای تاکتیکی نیز تاثیر دارند.

سانگوان و دیگالوار (۲۰۰۸)، در مقاله ی تحت عنوان “ارزیابی سیستم های تولید در کلاس جهانی، مطالعه ی موردی صنایع خودرو سازی هند” با مروری بر ادبیات موضوع ۱۷۲ متغییر عملکرد را برای ارزیابی سیستم های  WCM شناسایی کردند. در ادامه، ۷۳ متغییر عملکرد از مجموع ۱۷۲ متغییر معتبر شناخته شدند که با استفاده از تکنیک گروه بندی اسمی در ۱۲ دسته ی فاکتورهای بحرانی (CF) طبقه بندی و سپس با استفاده از الگوریتم آنالیز ارزش عملکرد (PVA) داده های به دست آمده از سه شرکت فعال در صنعت خودروی هندوستان که موفق به دریافت جایزه ی کیفیت مالکوم بالدریج (MBNQA)، جایزه ی کیفیت ملی گاندی (RGNQA) و… شدند، با هم از نظرمیزان موفقیت سیستم های تولید در کلاس جهانی مقایسه شدند. نهایتاً نویسندگان ادعا می کنند که مدل و الگوریتم ارایه شده با استفاده از مطالعه ی موردی دارای اعتبار و پایایی لازم هستند و می تواند برای ارزیابی صنایع خودرو سازی جهان به کار گرفته شود.

صلاحدین و عید (۲۰۰۷) با هدف پیاده سازی تکنیک های تولید کلاس جهانی در کارخانجات مصری و هم چنین فراهم نمودن راهنمایی برای اجرای موفقیت آمیز تولید کلاس جهانی به این نتیجه دست یافتند که کاهش هزینه های عملیاتی (بازاریابی و تولیدی) و موضوعات جهانی (بازار محیطی) از متغیرهای مهم برای پیاده سازی WCM می باشد. آنان هم چنین دریافتند که برنامه ضعیف و نداشتن دانش از جمله مهمترین موانع برای اجرای WCM در کارخانه های مصری می باشد. در انتها پیشنهاد کردند که اجرای WCM مستلزم رشد دانش می باشد و بیان داشتند که کارخانجات مشتاق برای پیاده سازی  WCMباید این امر را درک کرده و در انجام آن مُصِر باشند تا زمانی که سود مورد انتظار را به دست آورند.

فارسیجانی و تیموریان (۱۳۸۸) با هدف بررسی عوامل موفقیت انتقال فناوری به منظور رسیدن به کلاس جهانی با استفاده از روش تحلیل مسیر در شرکت هپکو به این نتیجه رسیدند که میان موفقیت انتقال تکنولوژی و رسیدن به کلاس جهانی رابطه مثبت وجود دارد و هم چنین کاهش زمان انتظار، مدیریت کارآ وموثر، منابع مالی و رضایت مشتری بر روی انتقال فناوری تاثیر مثبت دارد. در انتها برای حضور شرکت ها در کلاس جهانی مواردی مانندِ آنالیز فاصله شرکت از کلاس جهانی، استقرار سیستم تولید در کلاس جهانی و … را پیشنهاد نمودند (صفایی قادیکلائی و همکاران ، ۱۳۹۱).

ـ طلوعی اشلقی و همکاران (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کردند که تولید ناب یک فلسفه و نگرش جدید به تولید است که خاستگاه و زادگاه آن کشور ژاپن می باشد، این رویکرد که توسط ای جی تویودا و تایچی اوهنو ابداع شد بعدها در اروپا و آمریکا رواج یافت و مورد استقبال بسیاری از کارخانجات قرار گرفت. در این روش تلاش می شود که اتلاف به حداقل برسد و بیشترین بهره وری از تمام امکانات، نیروی انسانی و سرمایه به عمل آید.این مقاله شاخص های موثر در استقرار تولید ناب را شناسایی نموده و شاخص های شناسایی شده را با استفاده از مدل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی اولویت بندی می نماید. سپس به منظور اینکه چند مشخصه مختلف با ابعاد مختلف و اهمیت های نسبی متفاوت را به یک مقدار منفرد بدون بعد تبدیل کند از مدل تجزیه و تحلیل ابعادی استفاده نموده است، عددی که از محاسبات مدل تجزیه و تحلیل ابعادی حاصل می شود را با استاندارد جهانی تولید ناب مقایسه نموده و در نهایت پس از شناخت شکاف میان سازمان های داخلی و خارجی مدل ریاضی مناسب برای حداقل نمودن شکاف بین وضعیت کنونی و وضعیت مطلوب (آنچه که باید باشد) ارایه می نماید.

ـ سید حسینی و بیات (۱۳۸۴) در تحقیقی چنین بیان کردند که “تولید ناب، یک فلسفه و نگرش جدید به تولید محسوب می‌شود که خواستگاه و زادگاه آن کشور ژاپن است. این رویکرد بعدها در اروپا و آمریکا رواج یافت و مورد استقبال بسیاری از کارخانجات خودروسازی قرار گرفت. در این روش تلاش می‌شود اتلاف به حداقل برسد و حداکثر بهره‌وری از تسهیلات و منابع انسانی و سرمایه به‌دست آید.

مقاله حاضر، ضمن معرفی عوامل و ویژگیهای تولید ناب سعی دارد با استفاده از روش تجزیه و تحلیل ابعادی مدلی را ارائه دهد که میزان سازگاری کارخانجات تولیدی را با معیارها و ویژگیهای تولید ناب قیاس نماید. در همین راستا طی مطالعات به‌عمل آمده، عوامل تولید ناب به ۹ عامل اصلی و ۸۵ معیار فرعی تقسیم گردید و سپس یکپارچگی عوامل مؤثر بر آن، با استفاده از تکنیکهای آماری ضریب همبستگی، ضریب رگرسیون چند متغیره و فاکتور آنالیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یکی از ویژگیها و نوآوریهای این مقاله، کاربرد تولید ناب در کارخانجات تولید سفارشی است؛ چرا که اکثر پژوهشهای گذشته در کارخانجات خودروسازی که تولید پیوسته و براساس محصول دارند انجام شده است. جامعه آماری مورد پژوهش، گروه صنعتی سدید است که با برخورداری از چندین شرکت بزرگ تولیدی از جمله شرکتهای عظیم تولیدی کشور محسوب می‌گردد.

نتایج به‌دست آمده حاکی از اهمیت بسیار زیاد سازماندهی و رهبری در تولید ناب است و عوامل دیگر از قبیل تکنولوژی اطلاعات و سیستم اطلاعات مدیریت، منابع انسانی، و مدیریت زنجیره تأمین کنندگان به ترتیب از دیگر عوامل مهم در دستیابی به تولید ناب هستند. همچنین نتایج حاصل از فاکتور آنالیز بیانگر آن است که ۹ عامل اصلی تولید ناب در مجموع به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند که دسته اول شامل عوامل تکنولوژی اطلاعات، سازماندهی و رهبری، ساماندهی منابع انسانی، خرید و تدارکات، مدیریت زنجیره عرضه، مدیریت فرایند تولید، ومدیریت تعمیر و نگهداری و دسته دوم شامل مدیریت کیفیت جامع و مدیریت تجهیزات و سخت‌افزار می‌گردد.”

ـ سالاری و همکاران (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کردند که در بازارهای پویا و رقابتی امروز صنایع و خدمات نیازمند روشهایی هستند که بتوانند به کمک آن بر چالش های محیطی فائق آمده و محصولات و خدمات بدون اتلاف به مشتریان ارائه دهند.چنین ابزاری با شیوه تولید ناب حاصل می شود. از این رو با مطالعه ادبیات و پیشینه مدل های تولید ناب در زنجیره تامین ۱۴ عامل اصلی شناسایی در قالب پرسشنامه ای در اختیار خبرگان و مدیران زنجیره تامین صنعت خودرو قرار گرفت تا ارتباط و توالی این عوامل با روش ISM مشخص شده و سپس با تکنیک تحلیل مسیر تائید شود. در این راستا این عوامل درپنج سطح قرار گرفتند. سطح اول شامل: اتلافات و رضایت مشتری ، سطح دوم شامل : کنترل منابع و بهبود مستمر ، سطح سوم شامل: ساختار جریان مواد، توسعه تامین کننده و انتخاب تامین کننده ، سطح چهارم: آموزش و توانمند ساز، ارتباط با مشتری، ارتباط با تامین کننده و ساختار جریان اطلاعات ، سطح پنجم شامل: رفتار مدیریت ، روشهای مدیریت و مهارت کارکنان می باشد. این ترتیب عوامل به مدیران کمک کرده تا در صورت پیاده سازی این عوامل برای بهبود روشهای تولید و نزدیک شدن به تولیدی ناب از کدام عوامل شروع کنند.

ـ گیلانی نیا (۱۳۸۵) در تحقیقی چنین بیان کرد که یکی از ایده‌های جدیدی که به عنوان جانمایه تحولات مورد توجه قرار گرفته و در معماری بهینه فرآیندها با دیدگاهی سیستمی مورد استفاده می‌باشد فلسفه تفکر ناب است که در مقاله حاضر به تشریح مفهوم، اصول و چگونگی کاربرد این فلسفه در بهبود فرآیند مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی پرداخته شده است. فلسفه تفکر ناب یکی از کاربردی ترین ابزارهای مفهومی در طراحی فرآیندهای اطلاعاتی سازمان است.

ـ موسوی خانی و همکاران (۱۳۸۵) در تحقیقی چنین بیان کردند که امروز روش های سنتی تولید پاسخگوی نیاز کارخانجات نمی باشد . تولید ناب یک روش سیستماتیک برای دست یابی به تولید بدون Defect می باشد در این روش سعی می شود هر چیز که muda در سیستم محسوب می گردد حذف شود . تولید ناب ، انعطاف پذیری در خطوط تولید را به همراه دارد و تفکر ناب ، تفکری است در جهت perfection که با درک عمیق و به کارگیری تفکر ناب مدیران می توانند شیوه و فنون ناب را به طور کامل مورد استفاده قرار داده و سازمان خود را برای رقابتی کردن آماده سازند. تولید و تفکر ناب ، جامعه و فراگیر است.

ـ متقی و عیوق (۱۳۸۶) در تحقیقی چنین بیان کردند که “مدیریت ناب” را باید رویه پیچیده ای دانست که حول چندین ابزار کلیدیِ مفهومی و فیزیکی به نحوی شکل میگیرد که پیادهسازی آن به شکستن الگوهای کهنه و نصب الگوهای جدید میانجامد. تحقق این موضوع در یک سازمان، علاوه بر مجموعه ای از ابزارها، به چارچوبی برای بهکارگیری آنها نیازمند است و بدین ترتیب یک سیستم را طلب می کند. در این مقاله چگونگی طراحی فرایند پیاده سازی مدیریت ناب در “شرکت تابلوسازی برق مازندران” که ضرورت درهم آمیختن کیفیت بالا، هزینه پایین، نوآوری، انعطافپذیری و تحویل در کوتاه ترین زمان را دریافته است، بنا به متدولوژی اجرایی و گام به گام سیستم مدیریت ناب پیشنهادی جکسون و جونز ارائه شده است. تیم “تجدید حیات” که مسئول اصلی طراحی و پیاده سازی سیستم مدیریت ناب است، در این تحقیق با راهبری محقق، وظایف خود را انجام داده است. سایر تیم ها اعم از “جاریسازی” و “عملیاتی”، با نظر مدیر و یا مسئول مربوطه سامان دهی شده اند. در برنامه توسعه و خط مشی سالانه شرکت که توسط تیم تجدید حیات و تیم تمرکز تدوین شده است، به طور خلاصه، دو کلید تولید و مهندسی ناب، به عنوان کلیدهای راهبردی، و افزایش سهم بازار و سرعت ارائه محصول به کارفرمایان، به عنوان تم های بهبود مشخص شده اند.

ـ اسماعیلی گیوی (۱۳۸۵) در تحقیقی چنین بیان کرد که لازمه رقابت در دنیای تولید کنونی بهره گیری از تمام فنون ، ابزارها و ایده های جدید ناب است . در نیمه دوم قرن بیستم ، تولیدکنندگان جهان با رقبایی جدید مواجه شدند که با نیمی از سرمایه و امکانات لازم ، محصولات را با کیفیتی بهتر ، تنوعی بیشتر و با قیمتی پایین تر به بازار جهانی عرضه می کردند . یکی از این تکنیک های جدید تولید ناب است که برخاسته از صنعت خودروسازی است . با توجه به اینکه صنعت خودروسازی یک صنعت مادر و به تعبیری «صنعت صنعتها» محسوب می شود و از طرف دیگر با لحاظ کردن پتانسیل های عظیم و اهمیت صنعت خودروسازی در زمینه توسعه و اشتغال زایی، اجرای موفق اصول ناب در این صنعت منجر به افزایش چشمگیر توان رقابتی تولید کنندگان داخلی با بهره گیری از ویژگی های تولید ناب در کاهش مداوم هزینه ها و قیمت ها می شود که طبعا به دیگر صنایع نیز سرایت خواهد کرد.

ـ آقاباقری و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کردند که مدیریت و اداره‌ صحیح چالش‌های پیش‌روی سازمان‌ها، از مهمترین آرمان‌هایی است که هدفش برخورد موفقیت‌آمیز با تغییرات محیطی مداوم، پویا و غیر قابل پیش‌بینی است و سازمانی چابک شناخته می‌شود که بتواند چنین مدیریتی داشته باشد. در این پژوهش، پرسشنامه‌ای بر اساس معیارها، زیرمعیارها و مولفه‌های چابکی طراحی و با استفاده از تکنیک FAI به سنجش میزان چابکی بخش‌های مختلف فولاد آلیاژی یزد پرداخته شد. سپس برای مقایسه و رتبه‌بندی واحدها از تکنیک اینتروال فازی الکتره استفاده شد. شایان ذکر است که این ارزیابی در یک محیط فازی انجام گرفت. در نهایت، برای پیدا شدن موانع چابکی هر کدام از واحدها، یک ماتریس چهاربعدی پیشنهاد شد که از طریق آن نقاط ضعف و قوت آنها شناسایی و استراتژی‌های مناسب برای برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در بخش‌های مختلف ارائه شد.

ـ فیلی و همکاران (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کردند که طراحی کارخانه اصولی دارد که قبل ازاحداث باید برسری شود بررسی بازار و تعریف محصول مطالعات فنی برسری مالی تجزیه و تحلیل های اقتصادی ازجمله مهمترین سرفصل های ایجادکارخانه می باشد که هرکدام زیرمجموعه های خود را دارد فصل بررسی بازار و تعریف محصول شامل زیربخشهای مطالعه و شناخت محصول مطالعه و شناخت تقاضا تعیین سهم قابل کسب بازار تعیین ظرفیت اقتصادی پروژه فصل مطالعات فنی شامل زیربخشهای جایابی بررسی فنی محصول بررسی و انتخاب فرایند ساخت و تولید بررسی ماشین الات وتجهیزات انتخاب روش استقرار براساس طرح و جریان مواد محاسبه نیروی انسانی مورد نیاز تجهیزات و تاسیسات عمومی محاسبه سطح زیربنا و مساحت مورد نیاز برنامه تولیددوره اجرای طرح و پیش بینی طرح زمان بندی فصل بررسی مالی شامل سرمایه ثابت پروژه هزینه های عملیاتی و دوران بهره برداری اطلاعات مربوطبه سرمایه درگردش و براورد آن اطلاعات مربوط به سرمایه ثابت و براورد آن کل سرمایه گذاری هزینه های تولید قیمت تمام شده محصول براورد درامد حاصل ازفروش پیش بینی صورت حساب سودوزیان جدول پیش بینی گردش وجوه نقدی ترازنامه فصل تجزیه و تحلیلهای اقتصادی شامل تجزیه و تحلیل نقطه سربسر شاخصهای سوداوری شاخصهای نقدینگی ارزش افزوده صرفه جویی ارزی دوره برگشت سرمایه می باشد توسعه و پیاده سازی فرایند ناب سازی موجب افزایش بهره وری و ارتقا عملکرد سیستم تولیدی شده و پیامدآن افزایش توان رقابتی تر محصولات و ارایه خدمات متنوعی را دربازارهای داخلی و خارجی بدنبال خواهد داشت.

ـ همت قدیم (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کرد که هدف این مقاله تعیین رابطه بین ابعاد مدیریت دانش و تولید ناب می باشد. برای نیل به هدف فوق پنج فرضیه تدوین و مورد آزمون قرار گرفته است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه رؤسای شرکتهای سازنده قطعات خودرو استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهند. نمونه آماری با استفاده از رابطه کوکران ۱۳۲ شرکت تعیین شده است و به روش نمونه گیری تصادفی ساده این ۱۳۲ نفر انتخاب شده اند. برای جمع آوری دادههای لازم جهت آزمون فرضیه های تحقیق، از پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش بهات، و پرسشنامه محقق ساخته تولید ناب استفاده گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمونهایکولموگروف–اسمیرنوف، آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج بررسیها نشان میدهد که رابطه معنی داری بین ابعاد مدیریت دانش با تولید ناب وجود دارد.

ـ اقدم مزرعه و صیامی (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کردند که امروزه برای رقابت در بازار جهانی نیازمند استفاده از تمامی فنون، ابزارآلات و ایده های جدید ناب می باشیم. به طور یقین به جهت افزایش بهره وری و کاهش هزینه های موجود در سازمان استفاده از روشهای مطرح دنیا از قبیل تفکر ناب ضرورت دارد. این متد در اکثر نقاط جهان توسط افرادی سخت کوش اجرا گردیده و آنها با تشکیل تیمهای تخصصی مورد نیاز، به انجام کارهای گروهی در جهت شناسایی اتلاف ها مبادرت نموده اند. در این مقاله اقدام به بیان تلفیق فلسفی دو ابزار اصلی تفکر و تولید ناب که نقش اساسی در رشد و توسعه اقتصادی ملی دارند شده است همچنین راهکارهای مورد استفاده در کشورهای صنعتی برای کاهش هزینه ها و مدیریت آنها در زیر بخشهای تولیدی مورد مطالعه قرار گرفته است.

ـ فارسیجانی و کشاورز دستک (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کردند که امروزه همه کسب وکارها مواجه با چالش های رقابتی اقتصاد جهانی شده اند و با گسترش رقابت درسطح جهانی، گرچه بسیاری از نویسندگان بر حوزه تولید در کلاس جهانی تمرکز کرده اند ولی تعداد خیلی کمی از مطالعات، مدارک تجربی بـرای روشن شدن عوامل حیاتی برای اجرای تولید درکلاس جهـانی درکشورهای درحال توسعه جمع آوری کرده اند. با این چشم انداز، هدف اصلی مطالعه فعلی، بررسی عوامل حیاتی و مهم اجرای تولید درکلاس جهانی در شرکت های تولیدی و ایجاد و توسعه چارچوبی برای پیوستن سازمان های تولیدی کشور به کلاس جهانی می باشد. در این تحقیق، از تحقیقات علمی و کتابخانه ای برای کسب اطلاعات کامل از جوانب موضوع استفاده شده است. همچنین تحقیقات میدانی در شرکت تولیدی لوله و تجهیزات سدید انجام شده که جامعه آماری این تحقیق، شامل کلیه کارشناسان و مدیران شرکت سدید می باشد. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق میدانی، پرسشنامه است و تجزیه و تحلیل آماری با نرم افزار SPSS انجام شده است. بنابراین از نتایج این تحقیق گردآوری مجموعه ای از عوامل موثر به عنوان جـزء لاینفک در دست یابی سازمان ها به تولید در کلاس جهانی می باشد و از آنجا که از جمله استراتژی های مهم شرکت سدید، توسعه صادرات و ورود به بـازارهای خارجی نفـت و گاز است، پژوهش انجام شده می تواند قدمی در این راستا بردارد و با توجه به این که از جمله خصوصیات سازمان های کلاس جهانی، ایجاد سازمان مجازی، برون سپاری و ایجاد پیوستگی های موقتی می باشد، لذا با پیوستن به سازمان های کلاس جهانی مدیریت سازمان ها فرصت هایی برای کاهش هزینه ها و در نهایت افزایش کارایی سازمان پیدا خواهند نمود.

ـ فارسیجانی و همکاران (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کردند که هدف اصلی مقاله، بررسی نحوه اثرگذاری نیروهای رقابتی در صنعت خودروسازی ایران به عنوان محرکی برای کاربرد مدیریت دانش در بهبود عملکرد مالی زنجیره تأمین با تاکید بر نقش میانجی گر محرک های نوآوری سازمانی است. این تحقیق با رویکردی توصیفی- علی با روش پیمایشی از طریق توزیع پرسشنامه بین نمونه ای۱۵۰ نفره از کارشناسان بخش های متفاوت زنجیره تأمین صنعت خودرو صورت گرفته است. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی برای پاسخگویی به سئوالات مطروحه و سنجش اعتبار پاسخ ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. در نتیجه مشخص شد که مؤلفه هایی همچون قدرت چانه زنی تأمین کنندگان، تهدید ورود کالاهای جایگزین (در بعد نیروهای رقابتی صنعت)، انعطاف پذیری و عدم تمرکزگرایی در وظایف (در بعد محرک های نوآوری سازمانی) و میزان ابتکارات تأمین کنندگان جهت کاهش هزینه ها (در بعد عملکرد مالی زنجیره تأمین) از مؤلفه های نامؤثر در زنجیره تأمین هستند. درحالی که، تمامی مؤلفه های کاربرد دانش در زنجیره از عوامل موثر در عملکرد زنجیره تأمین تشخیص داده شده اند. برای بررسی فرضیه های تحقیق نیز از تحلیل رگرسیون خطی و چندگانه استفاده شده است. در این قسمت مشخص شد، نیروهای رقابتی صنعت بر محرک های نوآوری سازمانی اثر مثبتی دارند. در خاتمه، تأثیر مثبت دو عاملِ نیروهای رقابتی و محرک های نوآوری سازمانی بر کاربرد دانش و بهبود عملکرد مالی در زنجیره تأمین نشان داده شده اند.

ـ فارسیجانی (۱۳۸۴) در تحقیقی چنین بیان کرد که با توجه به سرعت تغییرات در جهان پر تلاطم امروز، تولید کنندگان باید قادر باشند تا به سرعت مشتری مداری را توسعه دهند. ایدئولوژی تولید در کلاس جهانی و سازمان های جهان تراز با چالش های برنامه ریزی استراتژیک همراه است، و هر روزه روش ها و فناوری های جدیدی در حال رشد است، به طوری که بهترین عملکردها، صاحب نظران این علم را به خود معطوف داشته است. بسیاری از این عملکردها وجود دارد که سازمان را بر پایه یک مدل علمی برای ارزش گذاری با معیارهای تولید در کلاس جهانی منطبق می سازد.

ـ فارسیجانی و عارف نژاد (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کردند که امروزه عوامل زیادی در دستیابی به کلاس جهانی، ایفای نقش می کنند؛ لیکن در دنیای کسب وکار رقابتی امروز، این نیروی انسانی است که وجه تمایز و برتری یک سازمان محسوب می شود؛ ازاین رو مدیریت منابع انسانی نقش مؤثری در راستای حرکت به سوی کلاس جهانی در سازمان ها ایفا می کند. گسترش سریع اینترنت در طی دهه گذشته موجب تقویت، پیاده سازی و اجرای مدیریت منابع انسانی الکترونیک (E-HRM) شده است. در این پژوهش به بررسی برخی از عوامل مؤثر بر اجرای E-HRM پرداخته شده است. این عوامل شامل عوامل کاری، عوامل فردی، عوامل محیطی، عوامل سازمانی و نوآوری E-HRM هستند. برای شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر اجرای E-HRM با استفاده از رویکرد AHP از نظرات ۲۵ نفر از مدیران عالی و منابع انسانی سازمان های آب و برق در شهرستان خرم آباد استفاده شده است. با توجه به اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار expert choice عوامل کاری، عوامل سازمانی، عوامل محیطی، عوامل فردی و نوآوری E-HRM به ترتیب دارای بیشترین تأثیر بر اجرای مدیریت منابع انسانی الکترونیک بوده اند.

ـ فارسیجانی و سینکایی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کردند که سازمان های کلاس جهانی، نسل جدیدی از سازمان ها هستند که نتیجه تغییر در دنیای کسب وکار امروزی اند. این تغییرات باعث شده تا پارادایم سازمانی نیز تغییر یابد، پارادایم جدید، سازمان های خاص خود را طلب می کند که امروزه به سازمان های کلاس جهانی شهرت یافته اند.

از سوی دیگر با گذر از اقتصاد سنتی مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش، دانش به یکی از دارائی های اساسی سازمان ها تبدیل شده و مدیریت آن امری ضروری به نظر می رسد. مدیریت دانش بیش از آن که یک تفکر درباره چگونگی اداره یک سازمان باشد، یک دارایی راهبردی برای سازمان است. در اقتصاد نوین، دانش منبع اصلی توسعه اقتصادی و صنعتی است. ازاین رو سازمان هایی که به فعالیت در کلاس جهانی می اندیشند، لازم است که برای مدیریت دانش ارزش و اهمیت خاصی قائل شوند. ازاین رو هدف از این مطالعه، بررسی نقش مدیریت دانش در سازمان های تولیدی برای رسیدن به کلاس جهانی است. برای این منظور از آزمون همبستگی استفاده شده است،. جامعه آماری این تحقیق، شرکت راهان توان استان زنجان بوده. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مطالعه ادبیات تحقیق، و پرسشنامه است. تأیید آزمون فرضیه ها، ارتباط معنادار و مثبت مدیریت دانش با کاهش هزینه ها، افزایش کیفیت محصولات، نوآوری و بهبود مستمر و رسیدن به کلاس جهانی در سازمان های تولیدی را به اثبات می رساند.

ـ صباغی و فارسیجانی (۱۳۹۴) در تحقیقی چنین بیان کردند که جهانی شدن فعالیت اقتصادی، صنعتی و خدماتی یکی از مهمترین تغییرات در محیط تجاری قرن بیست و یکم است. امروزه رقابت در سطح جهانی بصورت گسترده ای تمام شاخه های تولید محصول از مرحله طراحی تا ورود به بازار مصرف را در برگرفته است. در این تحقیق به دنبال تبیین نقش توسعه ی محصول جدید در رسیدن به کلاس جهانی در صنعت سیمان(مطالعه موردی کارخانه سیمان بجنورد) هستیم. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی می باشد. پژوهشگربا توجه به ماهیت مساله و فرضیه های طراحی شده از مطالعات کتابخان های و همچنین پرسشنامه برای جمع آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است. در این تحقیق پس از تهیه پرسشنامه و توزیع آن، آزمون پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و آزمون اعتبار پرسشنامه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی انجام گرفت، همچنین برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش SPSS 22 و LISREL 8.80 و بررسی شاخص های برازش از شاخص های (آماره کای اسکوئر، شاخص نیکویی برازش، جذر برآورد واریانس خطای تقریب و …) استفاده شده است. این پژوهش یافته های پژوهش نشان داد که بین دو متغیر توسعه محصول جدید و کلاس جهانی با اطمینان ۹۹ درصد رابطه معنی دار وجود دارد. بیشترین تاثیر بر کلاس جهانی در این صنعت، متعلق به عامل کار گروهی و تیمی در توسعه محصول جدید است. در این پژوهش توجه زیاد به طراحی و توسعه محصول جدید و کلاس جهانی وهمچنین استفاده از کار گروهی و تیمی، استفاده از تکنولوژی نوین، به کاربردن دقیق برنامه بازاریابی برای حضور در جایگاه کلاس جهانی پیشنهاد می گردد. عدم همکاری پاسخ دهندگان به دلیل عدم آشنایی با مفهوم کلاس جهانی و کمبود منابع در رابطه با موضوع تحقیق به دلیل جدید بودن جزء محدودیت های این تحقیق بوده است.

ـ نصیرپور و رحیم پور (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کردند که حسابداری ناب واژه ای عمومی که برای تغییرات مورد نیاز در حسابداری، کنترل، اندازه گیری و فرآیندهای مدیریت به منظور پشتیبانی از تولید ناب و تفکر ناب استفاده می شود. هدف حسابداری ناب خلق ارزش از طریق افزایش پس انداز و کاهش هزینه هاست. مفهوم بنیادی تفکر ناب، در ریشه کن کردن اتلاف و آفرینش ارزش در سازمان نهفته است. تفکر ناب نگرشی است، برای افزایش بهره وری و ارزش آفرینی مستمر و حداقل کردن هزینه ها و اختلافات، این تفکر شیوه ای را فراهم می کند که از طریق آن بتوان با منابع کمتر، تجهیزات کمتر، زمان کمتر، فضای کمتر، به بیشترین نتایج دست یافت و با توجه به نیاز مشتری و در عین حال با تامین درست نیاز مشتریان به آنها نزدیک شد. از طریق این نوع نگرش می توان نظام تولید ناب را در سازمان جاری کرد. کاهش قالب ملاحظه هزینه ها، افزایش کیفیت محصولات تحویل به موقع خدمات و محصولات به مشتریان، افزایش ایمنی کارکنان و بهبود وضعیت نیروی انسانی از مصادیق فرآیندهای بهره ور است. سازمانی قادر به دستیابی به اهداف شمرده شده است که فرآیندهای جاری در آن به حد قابل قبولی بهره ور باشند. سازمان ها می توانند با پیش رو قرار دادن الگوی تفکر ناب به بهره ور کردن فرآیندهای خود بپردازند.

ـ فارسیجانی، فتاحی و مظاهری (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کردند که چالشهای بالاگرفته درمیان رقبای جهانی درطول دو دهه گذشته تعدادزیادی ازشرکت های تولیدی را وادار به اتخاذرویکردهای تولیدی جدید نمودکه یکی ازبرجسته ترین آنها مفهوم تولیددرکلاس جهانی بوده است از این مفهوم امروزه بطور فراگیری دربسیاری ازصنایع اعم ازتولیدی و خدماتی و همچنین درحوزه های مختلف کسب و کارسخن به میان می اید و همچنین برای دستیابی به و سوق به سوی آن رهنمودها و دستورالعمل های فراوانی ارایه شده است هدف این تحقیق سنجش میزان دستیابی به تولید درکلاس جهانی درشرکت های فعال درصنعت خودروسازی کشور و مقایسه آنها دراین زمینه است تحقیق حاضر ازنوع مطالعه موردی است و ازنظر هدف کاربردی از نظر اجرا توصیفی و نحوه گردآوری اطلاعات عمدتا ازطریق پرسشنامه و مطالعه اسناد و مدارک بوده است.

ـ فارسیجانی و پویان (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کردند که همزمان با شروع قرن بیست و یکم، دستیابی به موفقیت و رقابتی شدن برای سازمانها مشکل تر می شود. این واقعیت ناشی از ظهور عصر تجاری جدیدی است که تغییر یکی از خصایص اصلی آن می باشد. موقعیت جدید منجر به بازنگری اساسی در اولویت های تجارت، دیدگاه های استراتژیک و مدلهایی است که تا به حال به کار گرفته شد ه اند. در جهان امروز که تاکید سازمان ها بر قابلیت سازگاری با تغییر در محیط تجاری می باشد، یک روش موثر که برای درک نیازهای صنعت و بازار می توان ارائه داد، بهر ه گیری از مدل های نوین ارزیابی سطح مدیریت دانش است. البته نکته مهم این است که برخی، ارزیابی سطح مدیریت دانش را با اندازه گیری یا به عبارت دقیقتر سنجش عملکرد مدیریت دانش به اشتباه یک موضوع تلقی م یکنند. در صورتی که این دو مبحث متفاوت از همدیگر و مدلها و ابزارهای مورد استفاده در هر یک نیز متفاوت می باشند. در حقیقت ارزیابی سطح مدیریت دانش، به بررسی وضعیت موجود مدیریت دانش در یک سازمان و نهایتا شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان بر اساس عوامل کلیدی مدیریت دانش مطرح در مدلهای ارزیابی درجهت رقابتی شدن سازمان میباشد. اندازه گیری مدیریت دانش یا به عبارت دقیقتر انداز هگیری عملکرد مدیریت دانش به اندازه گیری تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد سازمان پس از پیاد هسازی مدیریت دانش میپردازد.

ـ فارسیجانی و میرقادری (۱۳۸۴) در تحقیقی چنین بیان کردند که سازمان ها همواره در اندیشه ارتقاء عملکرد خود در راستای دستیابی به اهداف سازمانی با بیشترین کارایی می باشند.

ـ حسینی محمودی (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که مقوله دانش و مدیریت دانش رفته‌رفته جای خود را در سازمان‌ها باز می‌کند. امروزه مدیران سازمان‌ها می‌دانند ماشین‌آلات، تجهیزات و ساختمان را نمی‌توان اصلی‌ترین دارایی یک سازمان به حساب آورد. آنچه به عنوان دارایی مهم هر سازمان به شمار می‌رود، دانش سازمانی است و مدیریت صحیح برآن باعث کسب مزیت رقابتی برای سازمان و درنهایت پیروز شدن بر رقبا خواهد شد. از آنجا که در خصوص دانش سازمانی و مدیریت آن تحقیقات اندکی صورت گرفته، ما در این تحقیق به مطالعه و بررسی نقش مدیریت دانش در سازمان‌ها برای کسب مزیت رقابتی پرداختیم. تحقیق حاضر با استفاده از پرسشنامه و نمونه‌گیری به روش تصادفی در خصوص اثرات مدیریت دانش از طریق افزایش یادگیری سازمانی، نوآوری و کیفیت بر دستیابی به کلاس جهانی سازمان‌ها در بانک ملی ایران در شهر تهران از کارشناسان و صاحبنظران، نظرسنجی نموده است. همچنین به منظور تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارSPSS استفاده شد. نتایج آزمون همبستگی پیرسون و رتبه‌بندی فریدمن حاکی از آن است که پیاده‌سازی موفق مدیرت دانش در سازمان باعث کسب مزیت‌های رقابتی و بنیان نهادن موقعیت‌های جدید برای فرد و سازمان، کاهش هزینه، انعطاف‌پذیری بیشتر، بهبود تصمیم‌گیری، بهبود انگیزه کارکنان، کاهش بار کاری و افزایش بهره‌وری و نهایتاً دستیابی به معیارهای کلاس جهانی می‌شود.

ـ فاخر (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که تجربه سازمان‌های پیشرو، بیانگر این مطلب است که یکی از گامهای مهم در مسیر رسیدن به کلاس جهانی سازمانها، استقرار سیستم مدیریت الکترونیکی به شکل اثر بخش و کارا است. با استفاده از سیستم مستقرشده و سپس به‌کارگیری فلسفه‌ها و متدلوژی‌های مطرح مدیریتی، سازمان‌ها می‌توانند به سازمانی چابک، دانایی‌محور و درخور کلاس جهانی تبدیل شوند. هدف از این تحقیق یافتن و بررسی شاخصه های موثر در رسیدن به کلاس جهانی سازمانها از طریق استرتژیهای مدیریت الکترونیک میباشد.و از آنجایی که سازمان آموزش فنی و حرفه ای متولی آموزشهای کاربردی و کار آفرینی برای جویندگان کار میباشد زمینه آموزش الکترونیکی و مجازی آن که از ابزارهای نوین و قابل طرح در سطح جهانی و کلاس جهانی میباشد را به عنوان بخشی ازاین تحقیق مورد بررسی قرار داده و تاثیر استراتژیهای مدیریت الکترونیکی را در آن مورد سنجش قرار میدهیم این موضوع در قالب فرضیه ی اصلی با عنوان استراتژیهای مدیریت الکترونیکی باعث دستیابی به کلاس جهانی سازمانها می شود،بیان شده است جامعه ی آماری پژوهش ۷۸ نفر از معاونین و روسای مراکز سازمان آموزش فنی و حرفه ای می با شند که جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی شامل شاخص های آماری (رسم جدول فراوانی،درصدفراوانی، نمودارها) وهمچنین از آمار استنباطی (با استفاده از مدل Taxonomyتشکیل ماتریس اولیه ،محاسبه میانگین ،انحراف معیار ارزشها و همگن سازی گزینه ها )،استفاده شده است در نهایت با استفاده از روش رتبه بندی به بررسی فرضیه ها پرداختیم که نتایج بدست آمده نشان می دهد استراتژیهای مفروض شده مدیریت الکترونیکی باعث دستیابی به کلاس جهانی سازمانها می شود.

ـ سینکایی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که رشد اطلاعات و دانش در سالهای اخیر بسیار سریع بوده و از این منظر عصر حاضر را عصر انفجار دانش نامیده‌اند. مدیریت دانش بیش ازآنکه یک تفکر درباره چگونگی اداره یک سازمان باشد، یک دارایی راهبردی برای ‌سازمان است. با گذر از اقتصاد سنتی مبتنی بر منابع به اقتصاد مبتنی بر دانش، دانش به یکی از دارائی‌های اساسی سازمانها تبدیل شده و مدیریت آن امری ضروری به نظر می‌رسد. در اقتصاد نوین، دانش منبع اصلی توسعه اقتصادی و صنعتی است. سازمانهای کلاس جهانی، نسل جدیدی از سازمانها هستند که نتیجه تغییر در دنیای کسب‌وکار امروزی‌اند. این تغییرات باعث شده تا پارادایم سازمانی نیز تغییر یابد، پارادایم جدید، سازمانهای خاص خود را طلب می نماید که امروزه به سازمانهای کلاس جهانی شهرت یافته‌اند. لذا هدف از این مطالعه، بررسی نقش مدیریت دانش در سازمانهای تولیدی برای رسیدن به کلاس جهانی می-باشد. برای این منظور از آزمون همبستگی استفاده شده است،. جامعه آماری این تحقیق، شرکت راهان توان استان زنجان بوده. ابزار جمع‌آوری اطلاعات شامل مطالعه ادبیات تحقیق، و پرسشنامه است. تأیید آزمون فرضیه‌ها، ارتباط معنادار و مثبت مدیریت دانش با کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت محصولات، نوآوری وبهبود مستمر و رسیدن به کلاس جهانی در سازمانهای تولیدی را به اثبات میرساند.

ـ طاهری (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که هدف اصلی در این پژوهش بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و تولید در کلاس جهانی در موسسه ملی اقیانوس شناسی می باشد.پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و پیمایشی می باشد. جامعه مورد نظر تمامی کارکنان رسمی،پیمانی و قراردادی که دارای مدرک کاردانی،کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکتری می باشدکه بـا توجه به محدود بودن حجم جـامعه مورد بررسـی (۱۰۰نفر)از طریق سرشـماری(مطالعه کلیه آزمودنی ها)به انجـام تحقیق مبـادرت شـد.به منـظور گردآوری داده ها از دو پرسشنـامه برای جمع آوری اطلاعـات که پرسشنامه اول مربـوط به کارآفرینـی سازمانی و پرسشنامه دوم مربوط به دستیابی به تولید در کلاس جهانی می باشد استفاده شده است. داده های جمع آوری شده،به دو شیوهء توصیفی و استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون و تی استیودنت)تجزیه و تحلیل شده اند. همچنین از آزمون کولموگراف-اسمیرنوف جهت بررسی نرمال بودن متغیرها استفاده شده است . نتایج پژوهش حاکی از این است که بین کارآفرینی سازمانی و تولید در کلاس جهانی رابطه معنا دار وجود دارد و بین مولفه های تولید در کلاس جهانی به غیر از مولفه مدیریت عملیات و مکانهای چندگانه و جهانی در بقیه مولفه ها رابطه معنادار وجود دارد.

ـ افشاری (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که ارزیابی ۳۶۰ درجه یک روش مناسبی در زمینه توسعه کیفیت رهبری و مدیریت توسعه است. این فرایند، سیکل کاملی است که خلاصه بازخوری از همه افراد (سرپرستان، زیردستان و همکاران) در مورد جنبه‌های مختلف سبک رهبری و مدیریت و عملکردشان ارائه می کند. تاثیراتی که اجرای این نوع ارزیابی عملکرد بر سایر ابعاد سازمانی می گذارد همواره مورد پرسش قرار گرفته است. این تحقیق با تمرکز بر اجرای ارزیابی ۳۶۰ درجه در شرکت ایران خودرو، تاثیرات آن را بر ارتقاء سطح عملکرد و توانمندی مدیران و کارکنان ، رشد و سودآوری سازمان ، ارتقاء سطح آموزش و نیازمندیهای آموزشی مدیران و کارکنان و توانمند شدن سازمان برای دستیابی به کلاس جهانی مورد بررسی قرار داده است. تحقیق به روش پیمایشی در شرکت ایران خودرو انجام شده است. تحقیق مشتمل بر ۵ فصل بوده و در عملیات میدانی ۱۰۰ نفر از کارکنان و مدیران مورد پرسش قرار گرفته اند. پرسشنامه تحقیق دارای ۶۰ سوال بوده که روایی و پایایی آن با آلفای کرونباخ ۹۷۵/۰ مورد تایید قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها با توجه به فرضیات تحقیق نشان می دهد که : بین ارزیابی ۳۶۰ درجه و توانمند شدن سازمان برای دستیابی به کلاس جهانی رابطه وجود دارد. بین ارزیابی ۳۶۰ درجه و تمامی جنبه های اثربخش یک ارزیابی کامل و همه جانبه رابطه وجود دارد. بین ارزیابی ۳۶۰ درجه و بهبود عملکرد مدیران و کارکنان رابطه وجود دارد. بین ارزیابی ۳۶۰ درجه و رشد و سود آوی سازمان رابطه وجود ندارد. بین ارزیابی ۳۶۰ درجه و ارتقاء سطح آموزش و نیازمندیهای آموزشی کارکنان رابطه وجود دارد. باتوجه به اینکه شرکت ایران خودرو از پیشتازان اجرای این فرایند ارزیابی در کشور ایران می باشد این پژوهش را در این گروه خودروسازی انجام داده و ضمن تجزیه و تحلیل این فرایند با جمع آوری اطلاعات از منابع اطلاعاتی مختلف و اجرای پرسشنامه در سطح مدیران و کارکنان شرکت ایران خودرو و تحلیل آماری اطلاعات بدست آمده با استفاده از آزمون T نقش آنرا بعنوان یک مدل نوین ارزیابی عملکرد در توسعه سازمان و رسیدن به کلاس جهانی تبین نموده و برای سازمانهای دیگر در صنایع مختلف تعمیم دهیم . بنابراین باتوجه به اهمیت ارزیابی عملکرد وانتخاب موضوع تحقیق که بررسی روش ارزیابی ۳۶۰ درجه برای رسیدن به کلاس جهانی می باشد ترتیب مطالب ارائه شده در این پژوهش به این ترتیب می باشد : در فصل اول باعنوان کلیات تحقیق طرح سوالات و فرضیات ؛ تعریف مسئله ؛ سابقه و ضرورت تحقیق ؛ اهداف تحقیق ؛ روش تحقیق ؛ جامعه آماری و….مطرح می شود .در فصل دوم باعنوان ادبیات و پیشینه تحقیق به بررسی مفهومی موضوعاتی مانند اریابی عملکرد و انواع روشهای آن از جمله ارزیابی ۳۶۰ درجه و تعاریف و مفاهیم این موضوعات پرداخته می شود و همچنین مفاهیم وتعاریف سازمانهای کلاس جهانی و مولفه های این سازمانها ارائه می شود و پیشینه تحقیقات مرتبط هم مطرح می گردد. در فصل سوم باعنوان روش تحقیق ؛ نوع روش تحقیق و ابزار و روش تجزیه وتحلیل آماری به صورت تفصیلی مطرح می شود . در فصل چهارم باعنوان تحلیل داده های آماری باتوجه به مطالب مطرح شده در فصلهای اول ، دوم و سوم به تحلیل آماری فرضیات تحقیق پرداخته می شود و با استفاده از نرم افزار spss داده های جمع آوری شده تحلیل می شود . و در پایان در فصل پنجم با عنوان نتیجه گیری و پیشنهادات با توجه به نتایج بدست آمده از فصل ۴ و کلیه فصول و برداشت محقق یافته ها و نتایج مشخص می شود و محدودیت ها و پیشنهادات ارائه می شود .

ـ عزتی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که در این پایان نامه ابتدادر بخش اول به بررسی مفهوم کیفیت پرداخته شده و ضمن بیان تاریخچه وفلسفه وسِیر تکاملی آن ،نظریات ودیدگاه های گوناگون در مورد آن مورد بررسی قرار گرفته است.در ادامه ابزارهای بهبود دهنده کیفیت که با استقرار خود در سازمان موجب ارتقای سطح کیفی محصولات می شوند، بررسی شده و به ترتیب تاریخچه پیدایش و ارائه آنها ،توضیحاتی در مورد فلسفه ،معیارها و اهداف هر ابزارِ بهبود کیفیت بیان گردیده سپس در ادامه نیز ابزارهای بررسی شده در بخش قبلی با یکدیگر مقایسه شده و ارتباط و در مواردی هم افزایی آنها در هنگام کاربرد بررسی گردیده .در پایان بخش جوایز مطرح در حوزه کیفیت در سطح بین المللی و معیارها و اهداف آنها به اختصار و در حد حوصله این نوشتارمعرفی شده اند.در بخش دوم درخصوص استراتژی و مدیریت استراتژیک تاریخچه ،انواع و ویژگی های آن مطالبی بیان گردیده.در ادامه این بخش ارتباط کیفیت و استراتژی و به عبارتی نقش استراتژی در استقرار کیفیت در سازمان بررسی شده است .قسمت پایانی این بخش به بررسی پدیده جهانی شدن و تولید در سطح جهانی ،ویژگی ها و مزایای آن اختصاص دارد.والگوها و مدل های مختلف مطرح شده در این حوزه مورد بررسی قرار میگیرند.در بخش سوم ضمن بیان تاریخچه صنعت خودرو در جهان و ایران ،به معرفی و ارائه توضیحاتی در خصوص شرکت خودروسازی زامیاد به عنوان یکی از قدیمی ترین شرکت های خودروسازی کشور و فعال در تولید خودروهای تجاری،به عنوان شرکت انتخاب شده جهت اجرای پروژه تحقیق،پرداخته شده است.وبا توزیع پرسشنامه به جمع آوری میدانی اطلاعات درچارچوب فرضیات ارائه شده اقدام گردیده .و پس از آزمون فرضیات مشخص می شود که استراژی کیفیت از طریق چهار آیتم انعطاف پذیری،کاهش زمان انتظار،نوآوری وکاهش هزینه های عملیاتی می تواند سازمان را در رسیدن به کلاس جهانی یاری نماید.

ـ خزاعی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که امروزه بدلیل افزایش شدت رقابت و پویایی اقتصاد جهانی، سیاستهای راهبردی سازمانها به سمت حفظ و بهبود اعتماد مشتریان گرایش پیدا کرده و وفاداری به عنوان تنها منبع رقابتی سازمانها می باشد. یکی ازمباحثی که باعث افزایش وفاداری مشتریان میگردد، افزایش کیفیت خدمات سازمانهاست. لذا این مطالعه به بررسی تاثیر مدیریت کیفیت خدمات بانکی به منظور دستیابی به کلاس جهانی می پردازد که مشتمل بر کیفیت مطلوب خدمات، رضایتمندی مشتریان، اعتبار سازمانی، ‌انعطاف سازمانی و ‌سودآوری ‌می‌شود. جامعه آماری مورد مطالعه ۲۲۰ نفر پاسخ دهنده از میان کارکنان و مشتریان بانک صادرات بوده که پس از جمع آوری داده ها ، از طریق نرم افزار SPSS و با استفاده‌از‌ آزمونهای مختلف از جمله همبستگی فریدمن- اسپیرمن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، یافته های این تحقیق ارتباط بین متغیرها را تایید نمود و نشان داد که کیفیت مطلوب خدمات بر میزان رضایت مندی مشتریان، رضایت مندی مشتریان بر افزایش اعتبار سازمان، اعتبار سازمان بر افزایش سودآوری و انعطاف پذیری سازمان بر افزایش‌ رضایتمندی ‌مشتری ‌تاثیر‌دارد؛ و نیز تاثیر مثبت همه متغیرها بر رسیدن به کلاس جهانی به اثبات رسید. بنابراین آموزش کارکنان، فرهنگ سازی مشتری مداری، گسترش خدمات بانکداری الکترونیکی، تبلیغات و افزایش سطح آگاهی مشتریان از برنامه های آتی بانک صادرات، آگاهی و بکار بستن آخرین فنون بانکداری جهانی، افزایش انگیزه درکارکنان بمنظور رفع نیازهای مشتریان بانک پیشنهادهای حاصل از این تحقیق است.

ـ احمدی دانا (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که امروزه استفاده از فن آوریهای نوین به شکل وسیعی جهت اجرای استراتژیهای مدیریت ارتباط با مشتری که به e-CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری به شکل الکترونیکی شناخته می شود به خدمت گرفته شده است. این فناوری به لحاظ کاربردهای وسیعی که در مدیریت ارتباط با مشتریان دارد اهمیت آن را برای شرکت های نرم افزاری به لحاظ تولید محصولات نرم افزاری دوچندان می نماید و می تواند نقش بسیار موثری در اجرای استراتژیهای جذب مشتریان جدید، حفظ مشتریان موجود وهمچنین گسترش فروش محصولات جدید به مشتریان موجود داشته باشد. هدف از این تحقیق یافتن شاخص های موثر در طراحی مدل مدیریت ارتباط الکترونیکی با مشتریان برای استفاده در شرکت نرم افزاری پژوهش به شکل خاص و شرکتهای نرم افزاری به شکل عام می باشد که نهایتا منجر به ارائه اجزای e-CRM و اولویت بندی آنها در قالب مدل کلی شرکت، جهت طراحی نرم افزارهای لازم خواهد شد. نمونه آماری این تحقیق شامل ۵۳ نفر از مدیران و کارشناسان شرکت پژوهش و شرکت همکار این شرکت می باشد، و روش انجام تحقیق بدلیل محدود بودن کارشناسان مورد نظر و همچنین جهت بررسی نظر صاحب نظران شرکت واستفاده ازنظرات آنها در تدوین مدل مورد نظر, روش دلفی انتخاب شده است.

ـ علی کیایی (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که درجهان اقتصادی سال های اخیر بیشتر سازمانها در جستجو برای یافتن عوامل ایجاد مزیت رقابتی هستند تا بتوانند در سطح جهانی با سازمان های دیگر در این سطح به رقابت بپردازند. در دنیای کسب وکار رقابتی امروز متغیر هایی وجود دارند که وجه تمایز و برتری یک سازمان محسوب می شود. موضوع موفقیت در ارائه محصول جدید، مقوله ای پراهمیت برای مدیران و مالکان بنگاه ها می باشد. همچنین، موضوع مزبور علاوه بر پراهمیت بودن، پیچیدگی خاصی را نیز در خود دارد چراکه پیشینه تحقیق نشان می دهد تعیین عوامل موثر بر توسعه موفقیت آمیز محصول جدید در مطالعات مختلف، نتایج متفاوتی داشته است. یکی از دلایل متفاوت بودن این نتایج مربوط به ویژگی هایی مانند تکنولوژی، ساختار، اندازه و متفاوت بودن عوامل محیطی داخل و خارج هر سازمان و غیره درصنایعی است که تحقیق در آنها انجام شده است. رشد سریع تکنولوژی، افزایش ریسک پذیری و انعطاف در بازارهای جهانی و تغییرات روزافزون در نیازهای مشتریان، تیم های توسعه محصول جدید را با فشارهای روزافزونی جهت کاهش چرخه زمان تولید، با حفظ جلب رضایت و کیفیت مناسب و قابلیت اطمینان بالا مواجه یافته است. در تحقیق پیش رو ما به بررسی سه متغیر اصلی رضایت مشتری، کیفیت و انعطاف پذیری در بررسی نقش توسعه محصول جدید برای راهیابی بنگاه اقتصادی به کلاس جهانی پرداخته و اثر هر یک از متغیر های پیش رو را مورد سنجش قرار داده و میزان تاثیرگذاری هر کدام را اندازه گیری کرده ایم و هم چنین راه کار هایی برای سازمان هایی که تمایل به ورود به تولید در سطح جهانی را دارند، ارائه داده ایم.

ـ رستمی (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که مسئولیت پذیری اجتماعی به طور فزاینده ای از فرهنگ، اجتماع و اقتصاد حاکم بر جامعه حمایت می کند. و می تواند به ابزار تغییر در ارزشها، رفتارها و عملکرد یک سازمان تبدیل شود. چالش های پیش روی در کسب و کار هر روز، ما را به اهمیت مسئولیت پذیری اجتماعی سازمان ها می رساند. حقیقتا سازمان ها، مسئولیت های گسترده تری از صرفا ایجاد سود دارند که باید آن ها را انجام دهند و باید نسبت به مسئولیت های اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشر دوستانه نسبت به گروه های مربوط به خود متعهد باشند. نگرش جهانی نسبت به بازار و روابط با مشتریان و توسعه کالاها و خدمات در سطح کلاس جهانی بعد از روند روبه رشد جهانی شدن شتاب بیشتری به خود گرفت و ضرورت رقابت در بازارهای بین المللی و انطباق و سازگاری با تغییرات محیطی با رشد ارتباطات و اطلاعات بیش از پیش از سوی سازمانها احساس شد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی می باشد.

ـ صباغی (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که جهانی شدن فعالیت اقتصادی، صنعتی وخدماتی یکی از مهمترین تغییرات در محیط تجاری قرن بیست ویکم است. امروزه رقابت در سطح جهانی به صورت گسترده ای تمام شاخه های تولید محصول از مرحله طراحی تا ورود به بازار مصرف را در برگرفته است. این رقابت مبتنی بر تقاضای ده هاهزار فعالیت کسب و کار و مشتمل بر محدوده وسیعی از فعالیت ها مثل تحقیقات بازار ،توسعه محصول و فرایند تولید و خدمات است. یکی از عوامل موفقیت در کسب مزیت رقابتی برای شرکتها در آینده و ورود به کلاس جهانی ، توسعه ی موفق و مداوم محصولات جدید و بهبود یافته است. در چنین محیط پیچیده و رقابتی بکارگیری فرایند( NPD ) به منظور پاسخ موفق به نیازهای شرکت ها در حوزه کسب و کار جهانی لازم است. یکی از ویژگیهای اصلی تولیدکنندگان کلاس جهانی، توان سازگاری سریع آنها با تغییر نیاز مشتریان و بازار است. هدف از این پژوهش حاضر بررسی ارتباط معنادار بین توسعه ی محصول جدیدو رسیدن به کلاس جهانی( کارخانه سیمان بجنورد)می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی می باشد. جامعه مورد مطالعه درسال ۹۳ ،تمامی کارکنان وکارگران کارخانه سیمان بجنورد ۳۸۰ نفراست که با استفاده از فرمول کوکران نمونه بدست آمده به صورت تقریبی۱۸۳ نفر می باشد.از ۱۸۳ پرسشنامه به ۱۱۰ تا از آن پاسخ داده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه مطرح شده توسط محقق می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS 22و LISREL 8.80 استفاده شده است. یافته¬های پژوهش نشان داد که بین دو متغیر توسعه محصول جدید و کلاس جهانی اطمینان ۹۹درصدرابطه معنی دار وجود دارد. در این تحقیق فرضیه اصلی و سه فرضیه فرعی اول مورد قبول و فرضیه فرعی آخر رد شده است .در این پژوهش توجه زیاد به “طراحی و توسعه محصول جدید” و “کلاس جهانی”و همچنین استفاده از کار گروهی و تیمی، استفاده از تکنولوژی نوین ، به کاربردن دقیق برنامه بازاریابی برای حضور در جایگاه کلاس جهانی پیشنهاد می گردد. عدم همکاری پاسخ دهندگان به دلیل عدم آشنایی با مفهوم کلاس جهانی وکمبود منابع در رابطه با موضوع تحقیق به دلیل جدید بودن جزء محدودیت های این تحقیق بوده است.

ـ صفائی (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که امروزه در بازارهای جهانی، سازمان ها نیاز به مزیت رقابتی برای بقا در تجارت دارند. افزایش کیفیت، ایجاد تولید چابک، توجه به نظر مشتری و تنوع محصول از عوامل موثر در مزیت رقابتی می باشند. سازمان¬ها از مدل های متنوعِ کیفیت استفاده نموده اند اما تنوع در مدل های کیفیت باعث ایجاد فاصله میان بهبود فرآیندها شده است. از این رو؛ سازمان ها نیازمند تکنیک یکپارچه ای از کیفیت می¬باشند. هدف از این تحقیق، ارائه یک مدل یکپارچه می باشد تا مدل های قبلی و جدیدِ کیفیت را در راستای ایجاد تولید چابک یکپارچه نماید. لذا؛ مدل یکپارچه بلوغ ظرفیت با رویکرد تکنیک شش سیگما و تولید چابک معرفی شده است. برای بررسی این مدل، ابتدا ارتباط میان قابلیت های سه مدل (مدل یکپارچه بلوغ ظرفیت، تکنیک شش سیگما، تولید چابک) مورد بررسی قرار گرفته است. با طراحی یک پرسشنامه این ارتباط با استفاده از منطق فازی در سی و یک شرکت از صنعت تولید قطعات خودرو اندازه گیری و فرضیه هایی مطرح و هر فرضیه در آزمون فرض فازی (روش میانگین) با مقدار ۰.۰۱ تایید شده است. روش های Min و Max نیز مورد بررسی قرار گرفتند و فرضیه ها در بازه (۰.۰۰۱۹,۰.۰۱۳) مورد تایید قرار گرفته اند. این موضوع بیانگر این است که ارتباط میان قابلیت های مدل تایید می شود. بنابراین می توان از مدل های کیفیت برای ایجاد تولید چابک استفاده نمود. لذا برای تعیینِ تاثیر مدل های کیفیت در آماده سازی سازمان ها برای ایجاد تولید چابک از منطق فازی استفاده شد. نتایج تحقیق بیانگر این موضوع است که مدل های کیفیت، آمادگی سازمان ها را برای ایجاد تولید چابک با ارزش قطعی ۰.۲۵ افزایش می دهند. در نهایت، میزان کاربرد مدلِ ارائه شده در سازمان ها سنجش شده-است. بدین منظور؛ مولفه های کیفیت شناسایی و پرسشنامه ای پیش ساخته مورد استفاده قرار گرفته است. مولفه های کیفیت در سه مدل مطرح شده از خبرگان صنعت تولید قطعات خودرو و مدیریت مورد پرسش قرار گرفته اند تا رتبه بندی هر مدل با استفاده از AHP فازی مشخص شود. در رتبه بندی حاصل، مدل ارایه شده با مقدار ۶۶.۶% بالاترین اولویت را دارد. همچنین، مدل یکپارچه بلوغ ظرفیت و مدل شش سیگما با مقادیر ۱۹.۷% و ۱۷.۵% در رتبه های بعدی قرار گرفتند.

ـ آراسته (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که برای اینکه ما بتواتیم در دنیای پر متلاطم و متغیر کنونی، شرکت خود را با بهترین کار آیی و اثربخشی مدیریت کنیم. ناگزیر هستیم از آخرین روش‌های مدیریتی استفاده کنیم. از طرف دیگر براثر تولید، آلاینده‌های مضری در محیط آزاد می‌شود که باعث کاهش عمر زمین و انسان می‌شود . برای همین در این پژوهش به دنبال چارچوبی هستیم که بتوانیم تولید شرکت را در حد رضایت‌بخش نگه‌داریم و هم تولید آلاینده‌ها را کم و به روش استاندارد دفن کنیم. جامعه آماری این پژوهش صنعت کاشی استان یزد است. مدیران و کارشناسان کارخانه‌های کاشی یزد از اهمیت خاصی در این پژوهش برخوردار می‌باشند. این پژوهش بر اساس پردازش داده‌های جمع‌آوری‌شده از نمونه متشکل از ۱۰۲ نفر از مدیران و کارشناسان کارخانه‌های کاشی یزد در نیمه دوم سال ۱۳۹۲ و نیمه اول سال ۱۳۹۳ است. نتایج تحقیق نشان داد با توجه به ارتباط معناداری که بین شاخص‌های تولید چابک و شاخص‌های توسعه پایدار وجود داشت چارچوب نهای تولید چابک پایدار ساخته شد.

ـ زنجیرچی و آراسته (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کردند که درمقاله حاضربه بررسی رابطه مدل کلی شاخصهای تولید چابک توسعه پایداردرصنعت کاشی یزد پرداخته است درمقاله حاضر به دنبال پیدا کردن شاخصهای هستیم که بتوانیم رابطه ای بین دومدل هستیم و راه حلهای پیدا کنیم که بتوانیم با کمترین ضرر به محیط زیست بهترین بهره برداری را ازمحیط انجام بدهیم مدل کلی و چگونگی ارتباط این مدل درمتن اصلی مقاله آمده است که درنهایت رابطه تایید میشود.

ـ اکبرزاده (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که تفکر ناب و تولید چابک به‌عنوان دو فلسفه نوین مدیریت زنجیره تأمین مورد توجه قرار وسیعی گرفته اند. تفکر ناب مرتبط با مفاهیمی از جمله مدیریت کیفیت جامع و تولید به موقع بوده و تولید چابک با تولید انعطاف پذیر و مشتری مداری انبوه در ارتباط می باشد. طی سال های اخیر، فلسفه تجاری دیگری به نام ناب-چابک که ترکیبی از دو تفکر ناب و چابک است، به عنوان یکی از گزینه های انتخابی برای زنجیره تأمین سازمان ها ظهور پیدا نموده، به طوری که هم مزایای ناب بودن (حذف انواع اتلاف) و هم انعطاف پذیری تولید چابک را در خود جای داده است. در عصر کنونی این واقعیت باید مد نظر قرار گیرد که موفقیت یک بنگاه اقتصادی در گرو موفقیت زنجیره ی تأمین است. اکثر شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که به منظور ایجاد زنجیره ی تأمین اثربخش و کارا نیازمند به سنجش عملکرد مدیریت زنجیره ی تأمین هستند. با اندازه گیری عملکرد، بخش هایی که عملکرد ضعیفی دارند شناسایی شده و با بهبود در آن بخش ها می توان عملکرد زنجیره تأمین شرکت را ارتقا داد. بنابراین، اندازه گیری دقیق عملکرد در بهبود مدیریت زنجیره تأمین مفید و کمک کننده خواهد بود. لذا سنجش عملکرد زنجیره ی تأمین به موضوعی با اهمیت در مدیریت زنجیره ی تأمین مبدل شده است. تحقیق حاضر درصدد است تا با استفاده از رویکردی ترکیبی از تکنیک های ANP و DEMATEL به ارزیابی مقایسه ای عملکرد استراتژی های زنجیره ی تأمین ناب، چابک و ناب-چابک در شرکت کاله بپردازد. داده‌های اصلی تحقیق، با روش میدانی و از طریق توزیع پرسشنامه و نیز مصاحبه با ۳۲ نفر از خبرگان شرکت کاله، یعنی مدیران ارشد و عمدتاً با تجربه بین ۱۰ تا ۲۵ سال در حوزه مدیریت زنجیره تأمین جمع‌آوری شده‌‌است. در این تحقیق از دو نوع پرسشنامه استفاده شده است که پس از طراحی پرسشنامه ی اولیه و نظرخواهی از خبرگان موضوع (خبرگان در دانشگاه و در شرکت کاله) طی چندین مرحله و اصلاحات نهایی، پرسشنامه های نهایی به صورت حضوری در اختیار مدیران شرکت کاله قرار گرفت. پرسشنامه اول جهت بومی سازی کردن مدل تحقیق در شرکت کاله، در بین خبرگان توزیع شده است. پرسشنامه دوم که در بردارنده سوالاتی در رابطه با درجه اهمیت مولفه ها و زیر مولفه ها و همچنین درجه تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها بر یک دیگر می باشد در بین خبرگان توزیع شده است. لازم به ذکر است که پرسشنامه دوم بر اساس چهار معیار هزینه، کیفیت، زمان انتظار و سطح خدمت (عوامل تعیین کننده عملکرد زنجیره تأمین) طراحی شده است، به طوریکه هشت نفر پرسشنامه با معیار هزینه، هشت نفر پرسشنامه با معیار کیفیت، هشت نفر پرسشنامه با معیار زمان انتظار و هشت نفر پرسشنامه با معیار سطح خدمت را پاسخ داده اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که کیفیت مهمترین معیار برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین بوده و سطح خدمت، زمان انتظار و هزینه در الویت های بعدی قرار دارند. ضمن اینکه، ناب-چابکی مناسب ترین استراتژی برای زنجیره تأمین شرکت کاله است.

ـ کریمی، شاهنده و پرویزیان (۱۳۸۳) در تحقیقی چنین بیان کردند که در شروع قرن جدید روند پر شتاب بسمت تنوع بخشی محصولات تولیدی، کوتاه شدن چرخه عمر محصولات، افزایش تقاضا برای محصولات خاص، شاخه شاخه و تخصصی شدن سریع بازارها و افزایش آگاهی و اطلاعات مشتریان از خصوصیات محصول مورد نظر خود شرکتها را با مسائل متعددی مواجه کرده است. در اثر این تحولات روشهای قدیمی بر پایه تولید انبوه دیگر کارایی نداشته و نیاز به روشهای و فلسفه های نوین که امکان بقا و پیشرفت یک سازمان را در شرایط نامطمئن کنونی تضمین نماید، بخوبی احساس می گردد. در این راستا تولید چابک بعنوان رویکردی جدید که قابلیت پاسخگویی و سرعت عمل را برای یک سازمان در مواجهه با تغییرات احتمالی فراهم می نماید، مطرح گردیده است. در این مقاله ابتدا به مفهوم تولید چابک و مفاهیم مرتبط با آن اشاره شده سپس یک الگو و چارچوب عملی جهت تشکیل سازمانهای مجازی بعنوان یکی از مهمترین ابزارهای مورد نیاز تولید چابک همراه با نتایج همراه با نتایج یک مطالعه موردی در صنایع قطعه سازی داخلی ارائه می گردد.

ـ گلچین پور (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کرد که تغییرپذیری، یکی از مهم ترین قابلیت های سازمانها و موسسات در حوزه رقابتی امروز است. چابکی توانایی سازمان برای تغییر است تا فرصتهایی را که براساس این تغییر ایجاد می‌شود مورد بهره برداری قرار دهد. در این پژوهش متدولوژی مبتنی بر دانشی برای اندازه گیری چابکی سازمان ارائه و به صورت موردی در شرکت سهامی عام صنعتی مینو بکار گرفته شده است. ما برای اندازه‌گیری چابکی در شرکت سهامی عام صنعتی مینو پس از تشکیل کمیته راهبردی چابکی سازمان، ابتدا به شناسایی ابعاد و شاخص های چابکی در درون و برون سازمان پرداخته ، سپس از میان آنها تعدادی را برای اندازه گیری چابکی در آن سازمان برگزیدیم که آن شاخص ها عبارت از توانایی کشف تغییرات، ساختار، رهبری، کیفیت نیروی انسانی، تکنولوژی اطلاعات، ارتباط با مشتریان، ارتباط با تامین کنندگان و انطباق خطوط تولید و محصول با تغییرات، بوده‌اند. این عوامل در داخل جامعه آماری این تحقیق مورد سنجش قرار گرفتند. جامعه آماری این تحقیق مدیران در سطوح مختلف شرکت سهامی عام صنعتی مینو تقریباً ۲۰۰ نفر بوده‌اند. پرسشنامه در سطح جامعه آماری توزیع و توسط اطلاعات بازگشتی سطح فعلی چابکی در این سازمان اندازه گیری گردید. نتایج حاکی از وجود شکافی میان سطح مطلوب و فعلی چابکی سازمان بود. در پایان پیشنهاداتی برای بهبود و ارتقای سطح چابکی با اولویت اجرایی در بخش های مختلف ، عبارت از توجه به کیفیت نیروی انسانی به عنوان نمونه با توانمندسازی کارکنان به طرق مختلف، انطباق بیشتر خطوط تولید و محصول با تغییرات با توجه به چرخه عمر محصولات در بازار، تکنولوژی اطلاعات با سرمایه گذاری بر روی سیستم های اطلاعاتی در جهت اهداف بلندمدت سازمان، بحث رهبری با در نظر داشتن رهبری آینده سازمان، ساختار با تبدیل ساختار عمودی به ساختار مسطح و تیمی، ارتباط با تامین کنندگان با توسعه افقی سازمان ، توانایی کشف و پاسخگویی به تغییرات با توجه دائمی به محیط رقابتی سازمان و ارتباط با مشتریان با توجه به مشتریان منطقه ای و بازارهای جهانی علاوه بر مشتریان محلی و توجه به واحد تحقیق و توسعه، ارائه شده است.

ـ حاج میر فتاح تبریزی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که ارزیابی سیستمهای تولیدی ناب، چابک وتولید ناب ـ چابک براساس فرآیند سلسله مراتبیAHP – شناسایی معیارها و عوامل موثر برر سیستم تولیدی و اجرا و تولید محصولات و تلاش درجهت بهبود آنها و ارائه مدل مناسب از اهداف پژوهش بوده است. ضمن اینکه، کارشناس هایی که دارای سابقه بیش از پنج سال درشرکت، مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر بعنوان جامعه انتخاب و به دلیل محدودبودن تعدادجامعه، کل جامعه آماری درسه شرکت به عنوان نمونه انتخاب گردید. این پژوهش ازنظرهدف از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی،پیمایشی می باشد. در این پژوهش پژوهشگر به دنبال تجزیه و تحلیل عوامل موثر درسیستمهای تولیدی ناب، چابک، و ناب ـ چابک بااستفاده از رویکرد سلسله مراتبیAHP می باشد، تامشخص گردد ارتباط بین معیارهای اصلی وفرعی چگونه است و جامعه آماری درچه مرحله ای از سیستمهای تولیدی ناب، چابک و سیستم تولیدی ناب ـ چابک قراردارد تابرای بهبود یاارتقای آن اقدامات لازم صورت پذیرد. با ارزیابی و بررسی بعمل آمده تعداد پنج شاخص اصلی و۴ معیارفرعی بعنوان عوامل موثر درسیستمهای تولیدی ناب، چابک و ترکیب دوسیستم تولیدی ناب ـ چابک شناسایی گردید ودرنهایت نرخ سازگاری جامعه آماری باشاخصهای اصلی ومعیارهای فرعی فوق الذکر مربوط به سیستم تولیدی نا با دقت ۴۴۰۴/۰ ، تولید چابک بادقت۳۲۷/۰ و سیستم تولید ناب ـ چابک بادقت۴۷۷/۰ باسیستمهای تولیدی سازگاری دارد. سیستم تولید ترکیبی ناب ـ چابک نسبت به سه قاعده قبلی کلی تر و دارای نتایج کاملتری نیز می باشد و برای آنکه این دوسیستم تولیدی بایکدیگر ادغام شوند و اجراشوند، کارشناس ها به این نتیجه رسیده اند که بخشی از زنجیره تأمین عرضه که درگیر با سفارش ـ های مستقیم مشتری است را از بخشی که برمبنای برنامه ریزی فعالیت می کند جدا می کند و این تغییرهای نوسانی سفارشهای مشتری کاهش یابد بیشتر به سمت مشتری نهایی نزدیک می شود درمجموع پارامترهایی چون پیروزی دربازار، ظرفیت اطمینان و تغییر را دربر می گیرد.

ـ گرجی زاده (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که این پژوهش در شرکت های تولیدی استان خوزستان با عنوان بررسی تاثیر عناصر سیستم به هنگام بر تولید چابک و عملکرد مالی شرکت انجام گرفته است. مدل این تحقیق شامل عناصر اولیه سیستم به هنگام (خرید به هنگام و تولید به هنگام ) به عنوان پیشگامی برای تولید چابک و عملکرد مالی به عنوان نتیجه تولید چابک است . این مدل از داده های جمع آوری شده از مدیران مالی و تولیدی و کارشناسان مرتبط کارخانه های تولیدی استان خوزستان استفاده می کند . این مدل از طریق یک روش مدل سازی معادلات ساختاری ارزیابی شده است . و همچنین به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS و LISREL استفاده گردید . نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که به کارگیری عناصر سیستم به هنگامبر تولید چابک تاثیر مثبت و معناداری دارد، همچنینبه کارگیری خرید به هنگام و تولید چابک بر عملکرد مالی تاثیر مثبت و معناداری دارد. اما به کار گیری تولید به هنگام بر عملکرد مالی تاثیر مثبت و معناداری ندارد.

ـ شهرکی و بنی هاشمی (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کردند که با آغاز قرن ۲۱ سازمانهای تولیدی تغییرات اساسی و شدیدی را پیرامون خود تجربه کردند. این تغییرات سازمانهای تولیدی را به سمت چالشهای نوینی هدایت کرده که عدم توجه به آنها بقا و موفقیت سازمانهای تولیدی را به طور فزاینده ای تهدید می کند. بنابراین سازمان ها و شرکت ها باید طوری عمل کنهند تا بتوانند در عین اینکه خود را حفظ می کنند از تغییرات حداکثر منفعت را برده و هرچه بیشتر در راه پیشرفت گام بردارند. دراین مقاله ابتدا مختصری از تحولات صنعت تولید را بیان کرده و سپس به تشریح شیوه های تولید ناب و تولید چابک می پردازیم که سازمان ها از آنها در برابر تغییرات استفاده می کنند. در انتها راهکاری جدید بنام تولید ناب/چابک را معرفی می کنیم که بهترین روش برای غلبه بر تغییرات و پیشرفت سازمان ها است.

ـ مقدسیان (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کرد که هدف این تحقیق بررسی قابلیت کاربرد و پیاده سازی استراتژی تولید ناب- چابک در بخش خدمات (حرفه ای و انبوه) است. برای تحقیق این هدف، از روش مطالعه موردی استفاده شده است. بدین منظور یک رستوران فست فود زنجیره ای به عنوان سازمان خدمات انبوه با استفاده از ابزار مصاحبه و مشاهده و یک بیمارستان تک تخصصی به عنوان سازمان حرفه ای از طریق ابزار مصاحبه و اسناد و مدارک مورد مطالعه قرار گرفته اند. جهت نشان دادن فرآیندها از ابزار نقشه برداری فرآیند استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که قابلیت پیاده سازی رویکرد ناب- چابک در این دو سازمان خدماتی وجود دارد. علی رغم استاندارد بودن محصول در رستوران زنجیره ای، این سازمان اخیراً با تغییر و تنوع در سلیقه مشتری مواجه شده است. بنابراین، برای پاسخگویی به این شرایط و در عین حال کاهش زمان انتظار و هزینه ها باید در رویکرد خود تجدید نظر نماید. شرایط خاص بیمارستان مورد مطالعه نیز آن را مجبور ساخته تا بسیار چابک بوده و در عین حال از رویکرد ناب استفاده نماید. با وجود اینکه پیاده سازی رویکرد ناب- چابک در رستوران زنجیره ای مشابه با بخش ساخت است، اما در بیمارستان مورد مطالعه، به دلیل اهمیت مفاهیم دیگری از قبیل مدیریت موجودی، تا حدودی متفاوت می باشد. این مفاهیم چگونگی تعریف نقطه انفصال را تحت تاثیر قرار می دهند. در این تحقیق تنها یک رستوران فست فود زنجیره ای فست فود مورد بررسی قرار گرفته و رستوران های فست فود دیگری که دارای یک شعبه بوده و ممکن است مشکلات مرتبط با رستوران های زنجیره ای را نداشته باشند، مورد رسیدگی قرار نگرفته اند. همچنین، این تحقیق تنها یک بیمارستان تک تخصصی که مسیرهای درمانی محدودی را داراست، مطالعه می نماید و بیمارستان های عمومی را که مسیرهای درمانی متعددی را شامل می شوند، مورد بررسی قرار نداده است.

ـ علی نیااروشکی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که اولویت بندی عوامل موثر بر چابک سازی فرآیندهای تولیدی در فاز یک مجتمع گاز پارس جنوبی در قرن بیست و یکم سازمان های تولیدی تغییرات زیادی را پیرامون خود مشاهده کردند، شدت این تغییرات به حدی بوده که سازمان های تولیدی را با چالش های جدی مواجه ساخته است و عدم توجه به این تغییرات بقا و موفقیت سازمان ها را تحت تاثیر (تهدید) قرار خواهد داد. در سال ۱۹۹۱ گروهی از محقیقین موسسه یاکوکا در کنفرانسی که در دانشگاه لی های با نام “استراتژی های تولید در قرن ۲۱” برگزار شد، چابک سازی فرآیندهای تولیدی برای غلبه بر این تغییرات پیشنهاد شد. پس از آن مطالعات زیادی در زمینه تولید چابک صورت گرفت و از آنجا که جهت چابک شدن شناسایی عوامل موثر بر آن یک ضرورت است، در صدد برآمدیم تا عوامل موثر بر چابک سازی فرآیندهای تولیدی در ایران شناسایی و اولویت بندی کنیم. این تحقیق در فاز یک پارس جنوبی انجام شد و عوامل موثر بر چابکی در این مجتمع شناسایی و اولویت بندی شد. برای اولویت بندی این عوامل از روش فرآیند تحلیل شبکه ای(ANP) بهره بردیم و برای اعتبار سنجی، از روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی(AHP) استفاده کردیم.

ـ کاوه (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کرد که با آغاز قرن بیست و یکم سازمانهای تولیدی تغییرات اساسی و شدیدی را پیرامون خود تجربه کرده اند. این تغییرات، سازمانهای تولیدی را به سمت چالشهای نوینی هدایت می کند که عدم توجه به آنها بقاء و موفقیت سازمانها را به طور فزاینده ای تهدید می کند. این موقعیت حیاتی منجر به آن شده است که بسیاری از سازمانهای تولیدی در اولویتهای کسب و کار و دیدگاههای استراتژیک خود تجدید نظر کنند و تاکیدات خود را بر سازگاری با تغییرات محیط کسب و کار و پاسخ بسیار سریع به نیازهای بازار و مشتری از طریق روشهای نوین همکاری قرار دهند. سازمانهای تولیدی برای پاسخ به این رویکردهای کسب و کار، رویکرد نوینی به نام تولید چابک را توسعه داده اند. در حال حاضر شرکت ایران خودرو در مرحله رسیدن به تولید ناب که از پیش فرضهای تولید چابک است قرار دارد. هدف از این پژوهش این است که بررسی کنیم شرکت ایران خودرو برای حرکت در مسیر چابکی چه اقداماتی را با چه اولویتی می تواند انجام دهد. از جمله مهمترین این اقدامات که شرکت ایران خودرو نیز هم اکنون در صدد انجام آن می باشد چابک سازی لجستیک بوده و به این دلیل که محدوده لجستیک خارجی آن به شرکت ساپکو واگذار شده است این تحقیق به محدوده لجستیک داخلی می پردازد. ایران خودرو در شرایط رقابتی شدیدی قرار گرفته است و لازمه رقابت در بازار خودرو حرکت از ناب بودن به سوی چابکی می باشد. در این تحقیق ابتدا ادبیات چابکی و لجستیک چابک به طور خلاصه مرور شده و سپس عوامل موثر بر چابکی از مقالات مختلف و متعددی استخراج و جمع بندی شده است. پس از آن پرسشنامه اولیه ای طراحی شده که در آن برای چابکی ابعادی آورده شده و برای هر یک از ابعاد مولفه هایی نام برده شده است. این پرسشنامه از طریق نظرات اساتید دانشگاه و خبرگان لجستیک ایران خودرو اصلاح شده و تنها عواملی که در چابکی لجستیک در محدوده مشخص شده تاثیرگذار هستند انتخاب شده و پرسشنامه نهایی با هفت طیف تنظیم شده است. پس از تائید روایی و پایایی پرسشنامه آنرا بین نمونه آماری تحقیق، توزیع و سپس جمع آوری کرده ام. با استفاده از آزمون میانگین مشخص شد که تمامی ابعادی که در پرسشنامه آورده شده بود میانگین بیشتر از ۴ داشته و بر چابکی تاثیر گذار هستند. سپس با استفاده از تحلیل واریانس نشان داده می شود که میانگین های ابعاد از نظر آماری مساوی نبوده و نیاز به رتبه بندی آنها می باشد. بنابراین از طریق جدول مقایسه چندگانه دانکن این ابعاد اولویت بندی شده اند و در گروههایی قرار گرفته اند. پس از اینکه اولویت ابعاد چابکی مشخص شد لازم است برای کاربردی تر شدن تحقیق مولفه های این ابعاد نیز اولویت بندی شوند که این کار را بوسیله آزمون فریدمن انجام داده ام. سرانجام با توجه به نتایج حاصل از انجام تحقیق، در جهت کاربردی شدن آن، مصاحبه ای با خبرگان بخشهای مربوطه در شرکت ایران خودرو انجام شده و چکیده آن به عنوان پیشنهادات اجرایی در انتهای تحقیق آورده شده است.

ـ خلیلی (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کرد که از آن جایی که ترکیب دو استراتژی ناب و چابک در یک زنجیره به وسیله نقطه انفصال تعیین می شود، تعیین مکان نقطه انفصال در ترکیب این دو استراتژی نقش مهمی در کسب مزیت رقابتی کسب و کارها دارد. در این پژوهش با در نظر گرفتن نقطه انفصال به عنوان نقطه جدایش بین دو استراتژی ناب و چابک، با در نظر گرفتن افزایش بهره وری در کل فرایند تولید و کسب و کار الگویی جهت تعیین مطلوب این نقطه انفصال ارائه شده است. دراین پژوهش ابتدا با در نظر گرفتن پژوهش نیلور و همکاران (۱۹۹۹)، که تغییر این نقطه را در قسمت های یک زنجیره تامین عنوان کرده بودند، تلاش برای یافتن روشی کمی برای تعیین این نقطه مطلوب انجام شده است. سپس با در نظر گرفتن مقایسه ای که در پژوهش کریستوفر و تویل (۲۰۰۱) انجام شده بود، مبنی بر تاکید ناب بر کارایی و چابک بر اثر بخشی، تلاش شد تا روشی برای تعیین این نقطه در نظر گرفته شود به نحوی که، زنجیره تامین مورد بررسی بیشترین سطح کارایی ( در رویکرد استراتژی ناب) و اثربخشی ( در رویکرد استراتژی چابک) و در نتیجه بهره وری ( در کل زنجیره) را دارا باشد. به همین دلیل، ابتدا با بررسی ادبیات در دو زمینه ناب و چابک، معیارهای مناسب ارزیابی انتخاب می شود پس از آن با در نظر گرفتن تعریف کارایی و اثربخشی شاخص های مناسب برای ارزیابی تعریف می شود. ابزار تجزیه و تحلیل در این روش تحلیل پوششی داده ها می باشد. در این پژوهش پس از تعیین میزان کارایی ایستگاه های زنجیره از نظر نابی و چابکی نقطه انفصال مطلوب تعیین شده است، که در این فرایند علاوه بر حالت معرفی شده توسط نیلور و همکاران (۱۹۹۹)، دو حالت دیگر نیز به وجود می آید که تحت عنوان فاصله انفصال و فضای ناب و چابک می باشند. متناسب با این سه حالت استراتژی های مناسب ارائه گردیده است. روش پسشنهادی در این پژوهش در خط مونتاژ محصول دنباله سرشاستی عقب پژوه ۴۰۵ واقع در شرکت همگام خودرو آسیا مورد ارزیابی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل معیارهای ناب و چابک مربوط به این خطوط مونتاژ می باشد که به مدت سه سال در پایگاه اطلاعاتی شرکت ثبت شده بود و پس از آن نتایج حاصل از حل مدل تشریح گردیده است. نتایج حاکی از آن است که در فاصله انفصال ایجاد شده، ایستگاه شماره ۶ از خط مونتاژ مورد بررسی به عنوان نقطه انفصال معرفی می شود. در قسمت تجزیه و تحلیل سایر یافته ها نیز وضعیت کلی این خط در دو استراتژی ناب و چابک بررسی شده و در پایان، راه کارهایی جهت بهبود وضعیت این خط مونتاژ ارائه گردیده است.

ـ خوش رضا، ربانی و عباسی (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کردند که تحقیق حاضر با مقایسه تاثیر رویکردهای پنجگانه استراتژی ناب و چابک به بررسی عوامل می پردازد. معیارهای اندازه گیری عبارتند از : تحویل به موقع، برآورده کردن کامل سفارش، زمان پاسخگویی زنجیره تامین ، هزینه مدیریت تولید. در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ، مدیران و کارکنان شرکت شام شام شیراز می باشد. کل جامعه آماری بالغ بر ۲۲۰ نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد نمونه ۱۳۶ نفر محاسبه گردید. نتایج پژوهش نشان داد که استراتژی زنجیره تامین ناب بر بهبود زمان پاسخگویی به مشتریان و کارایی تولید شرکت موثر می باشد. همچنین پژوهش نشان میدهد که استراتژی زنجیره تامین چابک بر بهبود زمان پاسخ گویی به مشتریان و بر کارایی تولید شرکت موثر می باشد.

ـ اجلی، صفوی، باقی و اصغری (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کردند که این مقاله استراتژی های تأمین کارخانه های تولیدی رارای ارزیابی بین المللی استراتژی تولید بررسی می کند. چهار خوشه بر مبنای ضوابط انتخاب تأمین کنندگان مکانیسم یکپارچه سازگار شده تعریف شده است. دو خوشه مشابه مدل های ناب و چابک هستند در حالیکه دو خوشه دیگر استراتژی های بسیار سنتی هستند، حتی اگر آنها پیشرفت هایی در مقایسه با مدل ذخیره طول بازو، ایجاد نند باز هم سنتی هستند. بنابراین استراتژی ها به عنوان عوامل محتمل الوقوع و ساختاری و عملکرد تولید توصیف می شوند. استراتژی های ناب و چابک با مدل های دیگر از ابعاد مختلف متفاوتند در حالی که هیچ تغییر بارزی بین آنها از لحاظ عملکردی وجود ندارد.

ـ رزمی و صیفوری (۱۳۸۶) در تحقیقی چنین بیان کردند که با ظهور حوزه‌های جدید کسب وکار که تغییر یکی از ویژگی های اجتناب ناپذیر آن به شمار می‌رود، بقاء و موفقیت سیستم‌های تولیدی بسیار سخت‌تر شده‌است. به عبارت دیگر تغییرات محیطهای کسب وکارِ امروز که ناشی از تغییرات نیازهای مشتریان می‌باشد منجر به عدم قطعیت در پارامترهای تصمیم‌گیری می‌شود. لذا لازم است که زنجیره تأمین در مواجهه با این عدم قطعیت ها انعطاف‌پذیر باشد. این مقاله به بررسی الگوهای ناب و چابک در زنجیره تأمین (که هر کدام رویکرد ویژه ای برای عدم قطعیتها ارائه می نمایند) می‌پردازد. واضح است که کارایی و اثربخشی الگوهای ناب و چابک مستلزم داشتن یک درک درست از این دو الگو، تفاوتها، موانع و محدودیتهای آنها در زنجیره‌تأمین می باشد. در این مقاله به تشریح این دو الگو و نقاط تشابه و تقابل آنها در زنجیره‌های تأمین پرداخته شده‌است و چارچوبی ارائه شده که می‌تواند یاری دهنده مدیران و تصمیم گیران در عرصه‌های واقعی دنیای صنعتی امروز باشد.

ـ یونسی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که درسالهای اخیر باتوجه به پیشرفت جدید درتکنولوژی تلفن همراه و رشد سریع شبکه های بی سیم بازار نرم افزارهای تلفن همراه بهدلیل افزایش نیاز کاربران به تنوع وسیعی از برناه های کاربردی درحال گسترش سریع می باشد تغییرات مکرر درنیازمندی ها و مواجه شدن تیم های توسعه با چالشهای محیط پویا باعث گردیدها ست استفاده ازروشهای توسعه نرم افزار چابک به جای روشهای سنتی درفرایند توسعه نرم افزارهای تلفن همراه امروزه اهمیت زیادی پیدا کرده است دراین مقاله متدولوژی برای توسعه نرم افزار های تلفن همراه مبتنی بررویکرد توسعه مدل محور چابک ارایه گردیدها ست که باتعریف سطوح مختلفی از مدلها و تمرکز بیشتر برروی مدلسازی ودرنهایت از ابزارهای تولید کد خودکار کدهای برنامه از روی مدل ایجاد میگردد و تولید کدبرپایه معماری مدل محور صورت میگیرد.

ـ کریمی (۱۳۸۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که تغییرات نوین در دهه گذشته در عرصه فعالیت سازمانها، بویژه مساله توسعه سازمان تجارت جهانی و جهانی شدن اقتصاد باعث تغییرات اساسی در ساختار بازارهای محلی گشته ، بطوریکه نوآوری و تنوع در محصولات تولیدی و سرعت در ارائه آنها به بازار بعنوان معیارهای نوین رقابت ، به معیارهای قدیمی شامل قیمت، کیفیت و تحویل بموقع اضافه شده است. در واقع مفهوم نوین ‏‎Mass Customization‎‏ جاگزین مفهوم قدیمی ‏‎Mass Production‎‏ شده است. این روندها، منجر به ناکارایی روشهای قدیمی مبتنی براصول تولید انبوه گشته و نیاز به روشها و فلسفه های نوین که امکان بقا و پیشرفت یک سازمان را در شرایط نامطمئن و متغیر کنونی تضمین نماید، بخوبی احساس می شود. تولید چابک بعنوان رویکردی جدید برای تحقق این هدف بوده و هدف آن فراهم آوردن بستری می باشد که قابلیت پاسخگویی و سرعت عمل یک سازمان را در مواجهه با تغییرات احتمالی درابعاد مختلف سازمانی مثل بازار ، رقبا، تکنولوژی و عوامل سیاسی/اقتصادی/اجتماعی و همچنین اتخاذ استراتژیهای رقابتی مناسب بهبود بخشد. در این مطالعه ابتدا مفهوم تولید چابک و مفاهیم مرتبط با آن که تاکنون مورد توجه محققین بوده است، تشریح شده و سپس یک چارچوب عملی جهت پیاده سازی مفهوم چابکی در سازمان پیشنهاد گردیده است.

ـ محفوظی موسوی (۱۳۸۸) در تحقیقی چنین بیان کرد که آگاهی مدیران سازمان‌های تولیدی از سطح چابکی فعلی و مورد نیاز یک ضرورت اجتناب ناپذیر فعالیت دردنیای رقابتی امروز و نیز فعالیت درعرصه اقتصاد جهانی و رقابتی است. این آگاهی مستلزم ارزیابی سطح چابکی فعلی و مورد نیاز شرکت است که یک سیستم ارزیابی می‌تواند این موضوع را برای مدیران محقق سازد. این پژوهش که در شرکت‌های فعال صنعت فولاد استان خوزستان انجام گرفته است، شامل دو بخش کلی است. در بخش اول، چابکی تولید فعلی هر یک از شرکت‌های مورد بررسی، محاسبه گردید. در این بخش ابتدا معیارهای چابکی تولید مشخص شده و میزان اهمیت آن‌ها با استفاده از روش میانگین فازی و روش آنتروپی مشخص شد. سپس چابکی شرکت‌های مورد بررسی با توجه به این معیارها و با استفاده از روش میانگین موزون فازی محاسبه شد. در بخش دوم تحقیق، چابکی مورد نیاز این شرکت‌با استفاده از روش شریفی و ژانگ (۲۰۰۰) با اندکی تعدیل و با استفاده از روش‌های maxmax و maxmin سنجیده شد. در پایان سطح چابکی فعلی با سطح چابکی مورد نیاز مقایسه شده و شکاف میان آن‌ها تعیین گردید. با استفاده از روش ارزیابی ارائه شده در این تحقیق و در میان شرکت‌های مورد بررسی (شرکت فولاد خوزستان، گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت لوله سازی اهواز و شرکت فولاد کاویان)، شرکت لوله سازی اهواز بیشترین میزان چابکی تولید را کسب کرد و شرکت فولاد خوزستان کمترین میزان چابکی تولید را به خود اختصاص داد. همچنین گروه ملی صنعتی فولاد ایران، بالاترین رتبه در نیاز به چابکی را کسب کرده و شرکت فولاد خوزستان کمترین رتبه در نیاز به چابکی تولید را کسب کرده است. همچنین نتایج نشان داد که در شرکت فولاد خوزستان بالاترین حد شکاف چابکی وجود دارد و گروه ملی صنعتی فولاد ایران و شرکت فولاد کاویان شکافی برابر با هم را دارا می‌باشند. کمترین حد شکاف چابکی تولید نیز در شرکت لوله سازی اهواز محاسبه گردید.

ـ کشورشاهی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که در این پژوهش سعی شده تا با استفاده از مجموعه متغیرهای کلامی ‌و قوانین اگر-آنگاه فازی، روشی برای ارزیابی چابکی سازمانی و رتبه‌بندی واحدهای تولیدی ارائه شود. در ابتدا با استفاده از روش FAI سطح چابکی ۴ خط تولیدی موتور شرکت خودرو سازی ایران خودرو ( که شامل ۴۰۵، ROA، سمند و وانت می باشد) مورد ارزیابی قرار می گیرد. در این پژوهش از تمامی خبرگان هر خط تولیدی بطور جداگانه و از پرسشنامه ای که در ۴ بعد اصلی همکاری، محیط، کارکنان و تغییر تشکیل شده است در دو سطح اهمیت و وضع موجود اطلاعات جمع آوری می شود. سپس بوسیله تکنیک پرومتی فازی  واحدهای مختلف سازمان رتبه بندی می شود. در ادامه یک سری پیشنهاد داده شد تا بدین وسیله ابزاری در جهت تسهیل فرایند تصمیم گیری و دست یابی به هدف برای مدیران فراهم شود. در واقع با توجه به شرایط موجود و وضعیت مطلوبی که سازمان باید داشته باشد، پیشنهاد مناسب برای برنامه ریزی و تصمیم گیری اتخاذ می شود. رتبه بندی خطوط موتور سازی مورد مطالعه به ترتیب سمند- ۴۰۵- ROA و وانت بودند.

ـ کلانتری (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کرد که رتبه بندی شرکت ها و سازمان ها بر اساس تولید چابک باعث می شود که به جایگاه هر کدام از این شرکت ها در بازار پی ببریم. رتبه بندی شرکت ها بر اساس تولید چابک مشخص می کند که شرکت ها بر اساس مولفه های تولید چابک موفق تر عمل کرده اند و همچنینی کدام یک از آنها نسبت به سایر رقبا در زمینه ی تولید چابک ضعیف تر عمل کرده اند. مزایای حاصل از تولید چابک را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: پیشبرد سریعتر سازمان به سمت هدفهای از پیش تعیین شده؛ خدمت رسانی بهتر،کاهش قیمتها، و ثبات سازمان؛ کسب ارزش در قبال سرمایه گذاری در زمینه فناوری اطلاعات ؛ کاهش حجم بودجه اختصاصی در زمینه فناوری اطلاعات؛ برقراری هماهنگی لازم بین سرویس دهندگان فناوری اطلاعات ؛  توانایی سازمان در تغییر فرایندها و بهبود عملیات کاری؛ پاسخگویی سریعتر سازمان به نیازهای مشتری؛  افزایش رضایت خاطر کارکنان؛ پاسخگویی مناسب به تغییرات؛  توسعه چشمگیر مهارتهای کارکنان؛ افزایش ارزشهای کاری و عملیاتی؛  توجه و تأکید بر کنترل سازمان؛  پیشرفت ساختار فرایندهای سازمانی؛  بهبود کنترل هزینه، و افزایش کارایی سازمان به دلیل کنترل و کاهش هزینه ها.

ـ محمدی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که جهانی شدن بازار و رقابت سریع، نیاز به استراتژی های کاراتر و موثرتر را در برآورده نمودن نیازهای در حال تغییر بازار افزایش داده است . استفاده از روشی جامع تر برای مدیریت ارتباط زنجیره تامین بعنوان روشی برای برآورده نمودن نیازهای در حال تغییر مشتریان به شکلی روزافزون بررسی شده است. این مقاله چارچوبهای چابک و ناب را بعنوان ابزارهایی برای رسیدن به یکپارچگی در زنجیره تامین نشان می دهد. جنبه های مختلف مفاهیم ناب و چابک و کاربردهای آنها در زنجیره تامین بر اساس متون نظری ارائه شده اند. بنابراین این تحقیق در جستجوی نشان دادن و تاکید بر روی تاثیری که مفاهیم ناب و چابک می توانند بر روی زنجیره تامین در کل داشته باشند می باشد . چهار شرکت در رابطه با سطح آگاهی، درک و کاربرد عملی این ابزارها در زنجیره تامینشان بررسی شده اند. بدین منظور اطلاعاتی در یک پرسشنامه همراه با مصاحبه از این چهار شرکت جمع آوری شده اند. نتایج نشان می دهند که ناب و چابک ابزارهایی مهم برای رسیدن به یکپارچگی در زنجیره تامین هستند، اما پاسخ دهندگان هنوز نتوانسته اند به این گذار و تحول برسند تا به مجموعه ای ناب/ چابک به طور کامل دست پیدا کنند. می توان گفت که زنجیره تامین ناب و چابک بیشتر نظری است تا عملی . سطح آگاهی نسبت به تغییرات بازار بالا است اما به نظر می رسد هیچ راه معینی برای رسیدن به یکپارچگی در تامین آن هم با وجود تنوع زیادی که یک شرکت برای رسیدن به رقابت نسبت به شرکت های دیگر به کار می برد وجود ندارد. در کل، پاسخ دهندگان اصول و معیارهای ناب/ چابک را در هماهنگی و همکاری با تامین کنندگان و مشتریان، سیستم کششی تقاضا پیاده سازی می کنند، و ترکیبی از استراتژی ها را استفاده می کنند. هرچند که، اطلاعات مناسب بازار درتلاش برای تطابق معیارهای ناب/ چابک با استراتژی زنجیره تامین لازم هستند. علاوه بر این، همه پاسخ دهندگان نیاز به تغییر را برای ایجاد اطمینان از نیازهای مشتریان تشخیص می دهند اما پاسخ به تغییر از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. همچنین یک تغییر تدریجی از تمرکز سنتی منحصر بر روی هزینه و سود به سوی مدیریت ارتباط با مشتری و رضایت مشتری وجود دارد. در نتیجه، شرکت ها خودشان را بر محور مشتریانی که کالاها و ارزش را از تولید کننده های کالا به سمت خود می کشند، سازماندهی می کنند.

ـ محمدی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که جهانی شدن بازار و رقابت سریع، نیاز به استراتژی های کاراتر و موثرتر را در برآورده نمودن نیازهای در حال تغییر بازار افزایش داده است . استفاده از روشی جامع تر برای مدیریت ارتباط زنجیره تامین بعنوان روشی برای برآورده نمودن نیازهای در حال تغییر مشتریان به شکلی روزافزون بررسی شده است. این مقاله چارچوبهای چابک و ناب را بعنوان ابزارهایی برای رسیدن به یکپارچگی در زنجیره تامین نشان می دهد. جنبه های مختلف مفاهیم ناب و چابک و کاربردهای آنها در زنجیره تامین بر اساس متون نظری ارائه شده اند. بنابراین این تحقیق در جستجوی نشان دادن و تاکید بر روی تاثیری که مفاهیم ناب و چابک می توانند بر روی زنجیره تامین در کل داشته باشند می باشد . چهار شرکت در رابطه با سطح آگاهی، درک و کاربرد عملی این ابزارها در زنجیره تامینشان بررسی شده اند. بدین منظور اطلاعاتی در یک پرسشنامه همراه با مصاحبه از این چهار شرکت جمع آوری شده اند. نتایج نشان می دهند که ناب و چابک ابزارهایی مهم برای رسیدن به یکپارچگی در زنجیره تامین هستند، اما پاسخ دهندگان هنوز نتوانسته اند به این گذار و تحول برسند تا به مجموعه ای ناب/ چابک به طور کامل دست پیدا کنند. می توان گفت که زنجیره تامین ناب و چابک بیشتر نظری است تا عملی . سطح آگاهی نسبت به تغییرات بازار بالا است اما به نظر می رسد هیچ راه معینی برای رسیدن به یکپارچگی در تامین آن هم با وجود تنوع زیادی که یک شرکت برای رسیدن به رقابت نسبت به شرکت های دیگر به کار می برد وجود ندارد. در کل، پاسخ دهندگان اصول و معیارهای ناب/ چابک را در هماهنگی و همکاری با تامین کنندگان و مشتریان، سیستم کششی تقاضا پیاده سازی می کنند، و ترکیبی از استراتژی ها را استفاده می کنند. هرچند که، اطلاعات مناسب بازار درتلاش برای تطابق معیارهای ناب/ چابک با استراتژی زنجیره تامین لازم هستند. علاوه بر این، همه پاسخ دهندگان نیاز به تغییر را برای ایجاد اطمینان از نیازهای مشتریان تشخیص می دهند اما پاسخ به تغییر از یک شرکت به شرکت دیگر متفاوت است. همچنین یک تغییر تدریجی از تمرکز سنتی منحصر بر روی هزینه و سود به سوی مدیریت ارتباط با مشتری و رضایت مشتری وجود دارد. در نتیجه، شرکت ها خودشان را بر محور مشتریانی که کالاها و ارزش را از تولید کننده های کالا به سمت خود می کشند، سازماندهی می کنند.

ـ میرصیافی (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کرد که تولید چابک واژه نوینی است که نشان دهنده تواناییهای یک سازمان در مواجهه باتغییرات مستمر بوده و باعث هزینه های تولیدی کمتر، افزایش سهم بازار، ارضاء نیازمندی های مشتریان، تسهیل و تسریع ارائه محصولات جدید، حذف فعالیتهای فاقد ارزش افزوده و افزایش توان در رقابت تولیدی میشودزنجیره های تامین چابک تغییرات موجوددرتقاضاراسریع،راحت و با قابلیت پیش بینی بالا وبا کیفیت مناسب احساس می کنند و به همین نحو هم به آن جواب می دهند. پس سازمانها برای بدست آوردن مزایای زنجیره تامین چابک ، به شناسایی عوامل و معیارهای چابکی نیازمندندوهمچنین باید قادر به اندازه گیری زنجیره تامین چابک خودباشند.اهدف اصلی پژوهش : هدف اصلی این تحقیق تجزیه وتحلیل ورتبه بندی عوامل موثر برچابکی زنجیره تامین می باشد.

ـ شایسته (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که چابکی به عنوان پارادایم نوین تولید برای تطبیق با تغییرات و شناسایی و بهره گیری موثر از فرصتهایی است که در اثر تغییر به وجود می آید، تعریف شده است. یکی از توانمندسازهای چابکی، فناوری اطلاعات است که به معنای درجه ی کمال سیستم اطلاعاتی، شبکه ارتباطی و استفاده کارکنان و فرایندها از سیستم ها و شبکه های اطلاعات است. ساختار فناوری اطلاعات از چابکی سازمانی پشتیبانی نموده و نقش اساسی در درک و واکنش سریع نسبت به محیط دارد. لذا این تحقیق به مطالعه و تعیین اثر ساختار فناوری اطلاعات بر چابک سازی سازمانی می پردازد. ساختار فناوری اطلاعات شامل سه مولفه قابلیت های سیستمی، گستره نکنولوژی و ائتلاف فناوری اطلاعات می باشد که تاثیر آن را بر چابکی که شامل چهار مولفه سرعت، پاسخگویی، انعطاف پذیری و شایستگی است را مورد بررسی قرار داده ایم. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی، پیمایشی می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه ۱۳۰ نفر از مهندسان، متخصصان و مدیران با حداقل مدرک کارشناسی و سابقه کاری بالای یک سال در گروه بهمن و شرکت بهمن موتور می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۹۷ نفر می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است که پرسش نامه شامل ۴ سوال در مورد اطلاعات فردی و ۴۰ سوال در مورد تاثیر ساختار فناوری اطلاعات بر چابک سازی سازمانی و با طیف ۵ گزینه ای لیکرت (خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد) می باشد. و برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر از دو روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است که در بخش آمار توصیفی از جدول توزیع فراوانی، نممودارها و ویژگی های جمعیت شناختی در قالب جنسیت، سن، تحصیلات و سابقه کاری استفاده شده است و در بخش آمار استنباطی به وسیله آزمون کولموکروف-اسمیرنوف نرمال بودن توزیع نمونه را تعیین و با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون خطی به بررسی فرضیات تحقیق و سایر تحلیل ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در مورد فرضیه های تحقیق نشان می دهد که مولفه های ساختار فناوری اطلاعات بر چابک سازی سازمانی اثر مثبت دارد. به عبارت دیگر با افزایش اثر ساختار فناوری اطلاعات، سازمان به چابکی بالاتری دست پیدا می کنیم.

ـ خسروی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که در محیط های کسب وکار امروزی که همراه با تغییر و عدم اطمینان می باشند، شرکت ها می توانند از طریق اتخاذ رویکرد کارآفرینانه عملکرد خود را بهبود بخشند. علاوه بر این، در سالهای اخیر، مفهوم چابکی سازمانی و علی الخصوص تولید چابک به عنوان راهکاری برای مطابقت با تغییرات سریع و عدم اطمینان محیط مطرح گردیده است. این پژوهش به بررسی رابطه بین رویکرد کارآفرینانه و چابکی در شرکت های تولیدی می پردازد. بدین منظور یک مطالعه موردی صورت گرفت که نمونه آماری آن شامل تعداد صد شرکت تولیدی شهر کرمان می باشد. داده های مربوط به رویکرد کارآفرینانه و مولفه های پنج گانه آن شامل نوآوری، ریسک پذیری، پیشگامی، مبارزه رقابتی و استقلال به عنوان متغیرهای مستقل و چابکی به عنوان متغیر وابسته، با استفاده از دوپرسشنامه مجزا جمع آوری گردیده و فرضیات تحقیق بوسیله آزمون ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های حاصل از تحلیل آماری، وجود رابطه معنا دار مثبت بین رویکرد کارآفرینانه و چابکی را تایید می نمایند. همچنین به جز مولفه ریسک پذیری، مابقی مولفه های مربوط به رویکرد کارآفرینانه دارای رابطه مثبت معنادار با چابکی بودند. نتیجه پژوهش حاضر می تواند مدیران و صاحبان کسب و کارهای تولیدی را در ارزیابی وضعیت رویکرد کارآفرینانه و چابکی و در صورت نیاز ارتقاء سطح آنها در جهت بهبود عملکرد شرکت خود یاری نماید.

ـ شهبازخان (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که محیط های رقابتی دنیای امروز تحولات بسیاری را در سازما ن ها و سیستم های تولیدی بوجود آورده است و به منظور ارتقاء بهره وری، مفاهیم، ابزارها و تکنیک های فراوانی توسعه یافته اند. تولید/تفکر ناب که یکی از مهمترین آنها می باشد به سازمانی اشاره دارد که فرایندها را بدون اتلاف منابع به انجام میرساند و یا با صرف منابع کمتری تولید بیشتری را محقق می نماید. اما در بسیاری از بازارهای بی ثبات امروزی جهت حفظ بقای سازمانی و نیز کسب موفقیت، تنها ناب بودن و حذف اتلافات کافی نیست. امروزه دیگر رساندن محصول مناسب، با قیمت مناسب و در زمان مناسب به بازار شرط لازم وکافی برای پیروزی در میدان رقابت نیست. بلکه این فقط شرط بقا در محیط های رقابتی است. در بازارهایی که قیمت فاکتور اساسی ارزش از دید مشتری به شمار می رود زمان بندی هموار و حذف اتلافات ممکن است سبب موفقیت گردد، اما فاکتور اساسی در بسیاری از بازارهای امروزی در دسترس بودن و سطح سرویس است که سبب ظهور الگوهای جدیدی چون چابکی یا پاسخگویی سریع شده است به عبارت دیگر تغییرات محیط های کسب وکار امروز که ناشی از تغییرات نیازهای مشتریان می باشد منجر به عدم قطعیت در پارامترهای تصمیم گیری می شود و لازم است که زنجیره تأمین در مواجهه با این عدم قطعیت ها انعطاف پذیر باشد. سازمان موفق سازمانی است که دارای مزیت های رقابتی در محیط های جدید باشد و به سرعت بتواند خود را با نیازهای مشتری و تغییرات بازار منطبق کند. امروزه این ویژگی تحت عنوان چابکی در سازمان ها، مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. اما توجه به این نکته ضروری است که هر یک از دیدگاه های فوق یعنی ناب بودن و چابکی، دارای مزیت ها و نقاط قوت خاص خود هستند و در شرایط خاصی ماکزیمم کارایی را خواهند داشت. در واقع با توجه به شرایط و ویژگی های مختلف سازمان ها و سیستم های تولیدی، از هر یک از آنها و یا حتی هر دو آنها میتوان سود برد.

ـ خاکی اردکانی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که تغییر و عدم اطمینان، ویژگی اساسی محیط آشفته‌ای است که سازمان‌ها در آن مشغول فعالیت هستند. سازمان‌ها در این محیط، چگونه باید عمل کنند تا بتوانند ضمن حفظ موقعیت خود، از تغییرات بیشترین منفعت را کسب کرده و پیشرفت کنند. سیستم تولیدی چابک (AMS) راه‌حلی جدید برای مقابله با این چالش است. به منظور دستیابی به چابکی در محیط پویای امروز، نیاز به بهره‌گیری از مدل‌هایی است که بتواند وضعیت سازمان را با توجه به تغییرات مداوم و مستمر، شبیه‌سازی کند تا این امر منجر به افزایش توان سازمان جهت پاسخ‌گویی به تغییرات محیطی و اتخاذ تصمیمات مناسب شود. در واقع از آنجا که اجرای سیستم تولید چابک، کاری بسیار زمان‌بر و پرهزینه است، یکی از راه‌های بررسی ابعاد مختلف این سیستم، شبیه سازی می باشد. تکنیک پویایی های سیستم (SD) برای شبیه‌سازی و بررسی این سیستم پیچیده و پویا استفاده می‌شود. با توجه به این که تاکنون پژوهشی در مورد پویایی ارتباط میان عوامل موثر بر چابکی سازمان انجام نشده و همچنین از رویکرد پویایی‌های سیستم نیز استفاده نشده است، در این پژوهش این پویایی، با استفاده از رویکرد توانمند پویایی های سیستم مورد بررسی قرار می گیرد. جامعه‌ی آماری در پژوهش حاضر مدیران و خبرگان شرکت‌های IT مستقر در پارک علم و فناوری یزد می‌باشند و برای تعیین متغیرها و ساخت نمودار علّی- معلولی و پس از آن نمودار جریان از نظرات خبرگان در دسترس و روش نمونه‌گیری تئوریکی استفاده شده است. در نتیجه‌ی اجرای این پژوهش، مدلی پویا از چابکی سازمان برای شرکت های فعال در حوزه‌ی IT طراحی شده که در آن متغیرهای تأثیرگذار بر چابکی و ارتباط و تأثیر و تأثر آن ها بر یکدیگر به خوبی تشریح شده است. این مدل به تحلیل چابکی سازمان پرداخته و ابزاری توانمند برای بررسی سناریوهای مورد نظر، جهت بهبود سطح چابکی در سازمان ارائه می‌دهد. در پایان با استفاده از نمودار جریان، شش سناریو مورد بررسی قرار گرفت و رفتار متغیرهای کلیدی مدل، بر اساس سیاست های افزایش قیمت انجام پروژه، افزایش میزان سرمایه-گذاری، افزایش نوآوری، کاهش هزینه انجام پروژه و افزایش پشتیبانی از پروژه، افزایش تعداد دوره های آموزش، یادگیری و توسعه‌ی مستمر و در نهایت افزایش انعطاف پذیری سازمانی و اجرای همزمان فعالیت ها، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که سناریوهای فوق تأثیر بسزایی در چابکی سازمان دارند و راهکار مناسبی به منظور افزایش و بهبود سطح چابکی سازمان می باشند.

ـ فرخ (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که چابکی به عنوان توانایی یک سازمان برای رشد و شکوفا شدن در یک محیط رقابتی با تغییرات مداوم و غیر قابل پیش‌ بینی بوسیله تولید خدمات و محصولات مورد نظر مشتری می باشد.هدف پژوهش حاضر در مورد شناسایی و بررسی عوامل موثر بر چابکسازی سازمان آموزش و پرورش از دیدگاه مدیران ستادی شهر تهران می باشد؛ در این راستا مولفه‌های چابکسازی که شامل هفت مولفه انعطاف‌پذیری، پاسخ‌گویی، فرهنگ تغییر، سرعت، یک‌پارچگی و پیچیدگی اندک، همکاری متقابل، کارکرد‌های مدیریتی می‌باشد، را با استفاده از پرسشنامه ۳۲ سوالی محقق‌ساخته بر اساس نظرات ریموند کیوی و لوک وان کامپنهود مورد سنجش قرار می دهد . روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و جامعه آماری پژوهش حاضر متشکل از مدیران ستادی شهر تهران در کلیه معاونت ها به تعداد ۶۰۰ می باشد که حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان شامل ۲۳۴ نفر می باشد. در این تحقیق جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده است. آمار استنباطی این تحقیق شامل آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و آزمون فریدمن و تحلیل عاملی می باشد. با توجه به نتایج پژوهش حاضر، کلیه مولفه ها در چابک سازی سازمان آموزش و پرورش تاثیر گذار بوده و بیشترین تاثیر را مولفه کارکردهای مدیریتی دارا می باشد. بر این اساس سازمان آموزش و پرورش شهر تهران می تواند با تغییر ساختار خود، زمینه انعطاف پذیری مدیران را فراهم نماید. زیرا انعطاف پذیری کمترین بعد را در میان ابعاد دارا می باشد. دادن اختیار به مدیران و شریک نمودن آنان در تصمیم گیری ها می تواند هم کارکردهای مدیریتی را افزایش دهد و هم باعث انعطاف پذیری مدیران گردد.

ـ سرابی، تنهافر، گودرزی و اشرفی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کردند که صنعت قطعه سازی موفق نیازمند دانش فنی و تخصصی برای تغییر رویکرد مدیریت و فعالیت های یکپارچه سازی در فرآیندهای زنجیره سازندگان قطعه می باشد. به عنوان مثال : برای خرید ، سفارشات ، بازاریابی ، پاسخ به تقاضای مشتریان ، ارتباط با توزیع کنندگان و خرده فروشان ، تبادل اطلاعات بین شرکای زنجیره تامین نمونه سازی ، طراحی و ساخت ، امور مهندسی و …… تنها می تواند از طریق یکپارچه سازی فرآیندها و توسعه دانش فنی بین سازندگان مختلف پیشرفت نمود . اگر دانش فنی بتواند نیازهای تکنولوژیکی تامین کنندگان وقطعه سازان را در مکان و موقعیت زمانی خود برآورده نماید ، آنگاه می توان زنجیره تامین یکپارچه ای را مدیریت نمود ،که اطلاعات فنی و تخصصی به راحتی بین سازندگان به اشتراک گذاشته شده و ازکنار آن ، خریداران و تامین کنندگان می توانند با برخورداری از منفعت در خوشه توسعه محصولات مشترک با کمترین هزینه و پیشگیری از امور تکراری ، با سیستم های رایج و اطلاعات به اشتراک گذاشته شده به تولید بهینه و سود معقول برسنند . لذا نقش دانشگاه و ارائه دانش فنی و تکنولوژیکی بعنوان عامل تاثیرگذار درزنجیره تامین یکپارچه ، به یک جریان اطلاعاتی پیوسته تبدیل می گردد ، که این جریان در بسیاری از شرکت ها با نبادل دانش فنی می تواند به یک رویکرد دانشمحور تغییر یابد . نقش دانش فنی در توسعه خوشه تامین قطعات باعث سرعت درانجام کار ، کاهش زمان ساخت ،ارتباط موثر بین سازندگان در تبادل تخصص، کاهش زمان نمونه سازی و تست ، اصلاح بموقع طراحی ها و محاسبات و ظرفیت سازی ، روان سازی لجستیک ، چابک سازی زنجیره تامین و …. می گردد . در بررسی و تحقیقات بعمل آمده مشاهده شده که در توسعه خوشه باید از دانش فنی بالایی برخوردار شده و سیستم های سنتی را کنار گذاشته و وارد دنیای تکنولوژیهای جدید شوند . بعبارتی سیستمهای سنتی و تجربی جوابگوی نیازهای امروز صنعت نخواهد بود .

ـ اسفندیاری (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کرد که امروزه بسیاری از شرکتها به منظور کاهش هزینه ها، بهبود خدمات مشتری، و دستیابی به مزیت رقابتی در حال پیگیری تولید ناب و چابک هستند. این در حالی است که افزایش تدریجی پیچیدگی سناریوهای بازار مستلزم روشهای قویتری است که ویژگیهای مهم اصول ناب و چابک را با هم داشته باشد. در همین راستا یکپارچگی راهبردی اصول ناب و چابک تحت عنوان اصول “ناب چابک” متولد شده است، که از مزایای هر دو رویکرد ناب و چابک برخوردار است. لذا سوال اصلی این پژوهش در چارچوب موضوع ناب-چابکی و میزان اهمیت هر یک از توانمندسازهای ناب چابکی در صنایع مختلف جای گرفته است. در این پژوهش بعد از مطالعه مبانی نظری و پیشینه موضوع ناب چابکی، ویژگیها و توانمندسازهای آن شناسایی شده اند و چارچوبی برای اولویت بندی این شاخص ها و همچنین مزایای رقابتی عمده موجود در ادبیات پژوهش، تدوین شده است. از طرف دیگر در این پژوهش تعداد ۱۵۱ شرکت از صنایع غذایی و آشامیدنی، نساجی، مواد و محصولات شیمیایی، و ماشین-آلات و تجهیزات واقع در سه شهرک صنعتی البرز، لیا و کاسپین، در استان قزوین، مبنای پژوهش قرار گرفتند. برای اولویت بندی شاخصها از روش ترکیبی FLinPreRa-FQFD استفاده شده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که مزیت رقابتی «هزینه» به عنوان مهم ترین مزیت رقابتی در هر چهار صنعت می باشد. ویژگی «حساسیت به بازار و مشتری» در صنایع غذایی و آشامیدنی، نساجی، و ماشین آلات و تجهیزات و ویژگی «روابط همکارانه» در صنعت مواد ومحصولات شیمیایی با نظر خبرگان هر صنعت به عنوان مهمترین ویژگیها، شناخته شده اند. همچنین در میان توانمندسازها، توانمندساز «معرفی سریع محصولات جدید و کاهش زمان چرخه تولید» در صنایع غذایی و آشامیدنی و نیز ماشین آلات و تجهیزات و توانمندساز «فرایندها و محصولات مشتری محور» در صنایع نساجی و توانمندساز «ارتباط با شرکا از طریق شبکه» در صنایع مواد و محصولات شیمیایی بالاترین وزن و اولویت را به دست آوردند.

ـ سلیمی (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که با افزایش تغییر در محیط کسب و کار و رقابتی تر شدن آن ، سازمان های تولیدی نیازمند سیستمی هستند که بتوانند به تمامی نیازهای مشتریان پاسخگو باشند. چابکی مفهوم جدیدی است که پاسخگویی و رقابت پذیری شرکت را افزایش می دهد و می توان آن را به عنوان توانمندی بقا و پیشرفت در یک محیط رقابتی (که ویژگی اساسی این محیط تغییر و عدم اطمینان است) تعریف نمود که به صورت سریع و موثر به بازار های در حال تغییر بر اساس خواسته مشتری عکس العمل نشان می دهد. اهدف این تحقیق عبارت است از:

  • شناسایی عواملی که بر چابکی سازمان موثرند.
  • تعیین رتبه متغیرهای چابکی در سازمان صدا وسیما.
  • تعیین اینکه ایا سازمان صداو سیما سازمانی چابک است یا خیر.

این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری داده‌ها توصیفی، و از حیث دسترسی به پارامترهای جامعه مورد مطالعه پیمایشی می‌باشد. فرضهای تحقیق بر اساس نظر مدیران و مسئولین در سطوح عالی و میانی آزمون خواهدشد.در این تحقیق از نرم افزارهای آماری(spss ) برای آزمون فرضیات استفاده خواهدشد. نتایج این تحقیق شامل موارد زیر است:

  • آشنایی بیشتر مدیران و مسئولین با عوامل چابک‌سازی سازمان و برنامه‌ریزی مناسب برای ایجاد چابکی در سازمان.
  • آشنایی مدیران و مسئولین با روشها و رویه‌های مناسب برای چابک‌سازی سازمان.
  • کسب آگاهی مدیران در سطوح مختلف نسبت به ویژگیها و موقعیت فعلی سازمان خویش.

 آزمون میانگین یک جامعه آماری فرض ما در این تحقیق عبارت است از: H0: µ، ۳         سازمان از نظر هر کدام از متغیر ها چابک نیست  H1:µ>3       سازمان از نظر هر کدام از متغیر ها چابک است با توجه به نتایج بدست آمده ، مشاهده می شود که در تمام داده ها عدد معناداری آزمون (۰۰/۰) کوچکتر از سطح معناداری در نظر گرفته شده (۰.۰۵) است، بنابراین فرض صفر رد می شود و فرض مقابل پذیرفته می شود و می توان گفت که سازمان از نظرتمام متغیرها چابک است. ازمون تحلیل واریانس فریدمن H0 : بین وضعیت موجود هر یک از متغیرهای چابکی در سازمان صداوسیما تفاوت معناداری وجود ندارد. H1 : بین وضعیت موجود هر یک از متغیرهای چابکی در سازمان صداوسیما تفاوت معناداری وجود دارد. مقدار عدد معناداری بدست آمده (۰.۰۰۰) از سطح معناداری پذیرفته شده(۰.۰۵) کمتر می باشد , لذا فرض صفر رد می شود و می توان گفت متغیرهای چابکی در سازمان صدا و سیما رتبه ی یکسانی ندارند.

ـ مشفق نیا (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که فنون استراتژیک از میدان جنگ به علوم مدیریتی راه پیدا کرده است میتوان از استراتژی حمله رعد آسا(Blitzkrieg) به عنوان ابزار فوق الذکر استفاده نمود. استراتژی حمله رعدآسا که توسط آلمان در بازسازی اقتصاد خود پس از جنگ جهانی اول و همچنین در جنگ جهانی دوم مورد استفاده قرار گرفت دارای ۶ مولفه سرعت، خلاقیت، تکنولوژی، نیروی انسانی، مشارکت و انعطاف پذیری می باشد. و از طرفی چابکی به عنوان پارادایم نوین تولید برای تطبیق با تغییرات و شناسایی و بهره گیری موثر از فرصتهایی است که در اثر تغییر به وجود می آید، تعریف شده است. در این تحقیق به مطالعه و تعیین اثر استراتژی حمله رعد آسا بر چابک سازی سازمانی می پردازد. و بیان می کند که با اجرای استراتژی حمله رعد آسا سازمانی فراتر از یک سازمان چابک خواهیم داشت. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی، پیمایشی می باشد. جامعه آماری مورد مطالعه ۱۳۰ نفر از مهندسان، متخصصان و مدیران با حداقل مدرک کارشناسی و سابقه کاری بالای یک سال در گروه بهمن و شرکت بهمن موتور می باشد که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران ۹۷ نفر می باشد. برای جمع آوری اطلاعات از روش کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است که پرسش نامه شامل ۴ سوال در مورد اطلاعات فردی و ۴۰ سوال در مورد تاثیر استراتژی حمله رعدآسا بر چابک سازی سازمانی و با طیف ۵ گزینه ای لیکرت (خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد) می باشد. و برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاضر از دو روش آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است که در بخش آمار توصیفی از جدول توزیع فراوانی، نممودارها و ویژگی های جمعیت شناختی در قالب جنسیت، سن، تحصیلات و سابقه کاری استفاده شده است و در بخش آمار استنباطی به وسیله آزمون کولموکروف-اسمیرنوف نرمال بودن توزیع نمونه را تعیین و با استفاده از آزمون رگرسیون خطی به بررسی فرضیات تحقیق و سایر تحلیل ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های پژوهش در مورد فرضیه های تحقیق نشان می دهد که استراتژی حمله رعدآسا بر چابک سازی سازمانی اثر مثبت دارد. به عبارت دیگر با اجرای استراتژی حمله رعدآسا، سازمان به یک سازمان چابک مبدل می گردد.

ـ محمدخانی و زارع مهرجردی (۱۳۹۲) در تحقیقی چنین بیان کردند که در این مطالعه به این سوال پاسخ داده می شود که مناسب ترین استراتژی تحت شرایط ریسک و با هدف، کاهش هزینه ها از طریق ایجاد تناسب میان عرضه و تقاضا، در زنجیره تامین شرکت تولید کننده قطعات خودرو کدام است؟ برای این منظور، سه استراتژی مدیریت موجودی توسط فروشنده، برنامه ریزی پیش بینی و بازپرسازی جمعی و استراتژی ناب چابک که از استراتژی های ایجاد تناسب میان عرضه و تقاضا هستند، بر مبنای دو شاخص هزینه و شکاف میان عرضه و تقاضا از طریق شبیه سازی مونت کارلو، مورد ارزیابی و مقایسه قرار می گیرند. با اجرای شبیه سازی در برنامه کریستال بال و تحلیل واریانس چند متغیره از نتایج، مشخص شد که در سطح اطمینان ۹۰ و ۹۹ درصد،استراتژی ناب چابک نسبت به دو استراتژی دیگر به میزان بالاتری شکاف میان عرضه و تقاضا را کاهش داده است.اما از لحاظ شاخص هزینه،در سطح اطمینان ۹۰ درصد، استراتژی برنامه ریزی پیش بینی و بازپرسازی جمعی، هزینه را به میزان بیشتری کاهش می دهد، و در سطح اطمینان ۹۹ در صد هر دو استراتژی ناب چابک و برنامه ریزی پیش بینی و بازپرسازی جمعی به یک میزان هزینه را کاهش می دهند.

ـ خسروی (۱۳۹۰) در تحقیقی چنین بیان کرد که هزاره سوم و دهه اخیر، عصر تغییرپذیری و عدم اطمینان محیطی است. پیشرفت دانش و فناوری به ویژه در حوزه الکترونیک و رایانه به قدری سریع است که تحلیل گران این پدیده را یک شگفتی بزرگ می دانند. نیروی انسانی چابک که برگرفته از ضرورتهای تولید چابک است، راه حلی است که می تواند ضمن داشتن انعطاف پذیری در برابر تغییرات شدید محیط ، واکنش سریعی را در برابر الزامات محیطی در خود ایجاد کند. بسیاری از صاحب نظران معتقدند قبل از شروع چابکی در سازمان ، ضرورت دارد که نیروی انسانی قابلیت های ویژه ای در خود ایجاد نموده یا توسعه دهد. ضمن آنکه لازم است با استفاده از برخی عوامل سازمانی و مدیریتی ، مسیر دستیابی به قابلیت های چابکی نیروی انسانی از طریق تواناسازهای چابکی نیروی انسانی، تسهیل گردد. روش شناسی پژوهش این پژوهش در دسته بندی پژوهش های« آمیخته اکتشافی » جای دارد.جامعه آماری این پژوهش مدیران تصمیم ساز مجموعه شرکت های صنایع الکترونیک ایران می باشد(به تعداد ۳۴۰ نفر )که باتوجه به جدول مورگان و کوهن ، تعداد نمونه ۱۸۷ نفر برآورد شده است. نمونه گیری باشیوه طبقه ای(نمونه برداری متناسب) به میزان ۵۵ درصد از هرطبقه (شرکت ) انجام شده است. هدف و فرایند دستیابی به الگوی پژوهش هدف این پژوهش شناخت معماری سیستم های مدیریت منابع انسانی است که در چابکی سازمان نقش آفرینی می کنند. هریک از این سیستم ها دارای فلسفه ، سیاست ، شیوه یا رویه خاص خود هستند. جهت دستیابی به این معماری ، در ابتدا الگویی مبتنی بر نظریات چابکی نیروی انسانی طراحی شد. این الگو سه بخش عمده را در بر داشت : تواناسازهای چابکی نیروی انسانی ، قابلیت های چابکی نیروی انسانی و سیستم های مختلف چابکی نیروی انسانی. با استفاده از روش دلفی خبرگان قسمت اول ودوم الگو یعنی تواناسازها و قابلیت ها مورد بررسی قرار گرفت تا در دور چهارم در مورد ابعاد و شاخص ها توافق نسبی حاصل شد. ابعاد تواناسازهای چابکی نیروی انسانی بر اساس رتبه بندی شامل : ۱- مهندسی شغلی ۲- قواعد و رویه های سازمانی ۳- اختیار سازمانی ۴- هماهنگی ۵- ساختار. و همچنین ابعاد قابلیت های چابکی نیروی انسانی نیز براساس رتبه بندی شامل : ۱- فرهنگ توانمند سازی ۲- سیستم اطلاعات ۳- مدیریت دانش ۴- شایستگی ۵- هوشمندی و آگاهی . نتیجه با استفاده از نتایج این دو قسمت و با روش مصاحبه سیستم های مختلف مدیریت منابع انسانی نقش آفرین در چابکی، مورد شناسایی قرار گرفت. این سیستم ها عبارتنداز : ۱) سیستم معماران چابک دانشگرا: شامل گروههای پژوهشگران و محققان ، کمیته های خلاقیت و هسته های دانش ، گروههای تحقیق و توسعه ، معماران چابک سازمانی (IT ) 2) سیستم معماران تولیدگرا شامل : مدیران چند مهارته و جسور ، متولیان فرایندهای تولید ۳) سیستم معماران فرایندگرا شامل : مشاوران خبره و تحلیل گران سازمانی ۴) سیستم معماران خدمت گرا: برنامه ریزان و مدیران منابع انسانی ، و گروههای پیمانکار از طریق پرسشنامه ، الگوی معماری مدیریت منابع انسانی بارویکرد چابکی نیروی انسانی ، با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن و معادلات ساختاری مورد ارزیابی و پایش قرار گرفت که نهایتا به تایید رسید. ضمن آنکه هر یک از ابعاد و شاخص های موجود در الگو ، از طریق آزمون فریدمن به ترتیبی که در بالا گفته شد، رتبه بندی شد.

ـ افشار (۱۳۹۳) در تحقیقی چنین بیان کرد که هدف از این تحقیق، بررسی تطبیقی متغیرهای چابکی مورد توجه در” بخش تولیدی” و “بخش خدمات هتل‌داری” و تعیین اوزان این متغیرها به گونه‌ای که بهترین تمایز را میان این دو بخش از نظر چابکی ایجاد نماید می‌باشد. از آنجا که در زمینه چابکی شرکت‌های تولیدی، مطالعات زیادی انجام گرفته‌ است و متغیرهای چابکی آن‌ها شناخته شده می‌باشد و از طرفی دیگر نیز، تاکنون تحقیقی در زمینه چابکی هتل‌‌ها و تعیین متغیرهای حائز اهمیت برای آن‌ها صورت نگرفته است بنابراین، در این تحقیق متغیرهای مورد توجه شرکت‌های تولیدی چابک از ادبیات موضوع استخراج گردید و سپس در هتل‌های چابک مورد آزمون قرار گرفت تا مشخص شود آیا این متغیرها در هتل‌های چابک نیز همانند شرکت‌های تولیدی چابک مورد توجه قرار می‌گیرند یا خیر. در واقع این موضوع بررسی گردید هتل‌ها جهت چابک‌سازی خود چه متغیرهایی را مورد توجه قرار داده و روی آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌نمایند و چه تفاوتی در این زمینه بین این دو گروه وجود دارد و کدام متغیرها یا ترکیب کدام متغیرها منجر به ایجاد این اختلاف شده‌اند. برای جمع‌آوری داده‌ها از دو پرسش‌نامه استفاده شده است. نمونه آماری تحقیق شامل ۱۲۲ شرکت تولیدی فعال مستقر در شهرک صنعتی طوس و ۴۵ هتل سه، چهار و پنج ستاره مستقر در شهر مشهد می‌باشد. از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شد. تحلیل پرسش‌نامه‌های جمع آوری شده نیز به روش‌های تحیل واریانس چند متغیره، آزمون t مستقل و تحلیل تشخیصی و بوسیله نرم افزار “SPSS” صورت پذیرفت. در نهایت با توجه به نتایج تحقیق، مشخص شد تفاوت معنی‌داری بین بردار میانگین‌های متغیرهای چابکی دو گروه وجود دارد. متغیرهایی که باعث بروز این اختلاف شده بودند شامل آموزش و پرورش مستمر، فرهنگ تغییر، مشارکت و همکاری، پاسخ‌گویی، انعطاف‌پذیری، سرعت و شایستگی بودند که میانگین آن‌ها در هتل¬ها بیشتر از شرکت¬های تولیدی می‌باشد. میانگین چهار متغیر منابع انسانی منعطف و چندمهارته، تیم‌سازی، فناوری پیشرفته و تلفیق و یکپارچگی نیز، در دو گروه هتل‌ها و شرکت‌ها با هم برابر بود. همچنین بر اساس نتایج آزمون تحلیل تشخیصی، ترکیب متغیر آموزش و پرورش مستمر با ضریب تشخیص ۶۵۸/۰ و متغیر انعطاف‌پذیری با ضریب تشخیص ۵۵۳/۰، بیشترین تمایز را در چابکی دو گروه شرکت‌های تولیدی و هتل‌ها ایجاد می‌کند و به عبارتی، منجر به ایجاد بیشترین اختلاف هتل‌ها و شرکت‌های تولیدی در زمینه چابکی می‌شود.

ـ پیشدار (۱۳۸۹) در تحقیقی چنین بیان کرد که شرایط دنیای پر تغییرکنونی به گونه ای شده است که همگان دریافته اند تنها مزیت رقابتی یک سازمان در آینده این است که مدیران آنها بیاموزند چگونه باید زودتر از رقبایشان یاد بگیرند، و این همان مفهوم چابکی است. چابکی سازمان در دنیای پر تغییر امروزی اهمیتی فزاینده دارد. بسیاری از خبرگان چنین ادعا می کنند که موفق ترین سازمان های آینده، آنهایی هستند که چابک ترند. به همین دلیل در پژوهش پیش رو سعی می شود میزان چابکی سازمان راهبران فناوری اطلاعات با استفاده از متدولوژی پرسشنامه اندازه گیری شده و همچنین مشخص گردد که آیا در رتبه بندی شورای عالی انفورماتیک به موضوع چابکی توجه می شود یا خیر. البته یکی از یافته های اصلی این پژوهش را نیز می توان حول این موضوع قرار داد که با بهبود رتبه سازمان از نظر شورای عالی انفورماتیک، سطح چابکی سازمانی بالا نمی رود و چنین به نظر می رسد که این دو موضوع مستقل از یکدیگر هستند. پس از بررسی های صورت گرفته، مشخص شد که سطح چابکی هر سه سازمان مورد نظر متوسط و بالاتر از آن است. شاید یکی از مسبب های چنین نتیجه ای را بتوان در صنعت مورد بررسی جستجو نمود. اما در هر حال هر سه سازمان در یکسری از متغیرهای مورد نظر پرسشنامه سنجش چابکی نتوانسته اند امتیازی بالاتر از حد متوسط به دست آورند که از آن جمله می توان به اجرای آموزش چندجانبه در سطح قابل توجه اشاره نمود. درمورد خود صنعت نرم افزار نیز باید گفت نرم افزار در تمام جنبه های مختلف دنیای امروز نقش اساسی دارد و همین امر نشانگر نیاز به وجود متدولوژی های مناسب برای تولید نرم افزار می باشد. متدولوژی های مهندسی چابک بتازگی در این صنعت پدید آمده و راهی متفاوت از متدولوژی های سنتی را در پیش گرفته اند. اما فاکتورهای موثر بر موفقیت آنها هنوز به درستی بررسی نشده است. به همین جهت، بر اساس ادبیات موجود، لیستی از عوامل بلقوه حیاتی از فاکتورهایی که می توانند زمینه ساز موفقیت یک پروژه چابک باشند تهیه شد و برای بیش از ۱۰۰ نفر از خبرگان صنعت نرم افزار خارج از کشور که در زمینه چابکی تخصص دارند ارسال گشت تا به این وسیله و با بهره گیری از تکنیک TOPSIS مشخص گردد که کدام یک از این دوازده عامل اهمیت بالاتری در موفقیت پروژه ها خواهند داشت. از بین تمام افراد منتخب تنها ده تن پاسخ های خود را ارسال نمودند که مبنای پژوهش بر اساس نظرات آنها قرار گرفته و منجر به این نتیجه شده است که تعهد بالای مدیریت، فاکتوری است که بیشترین تاثیر را بر موفقیت پروژه های نرم افزاری چابک می گذارد و برخوردار نبودن پروژه از ماهیت حیاتی، همان فاکتوری است که از کمترین تاثیر در این زمینه بهره مند می باشد.

ـ قاسمی صاحبی (۱۳۹۱) در تحقیقی چنین بیان کرد که در سال‌های اخیر، زنجیره‌ی تأمین و مدیریت آن و به خصوص چابکی زنجیره تأمین، بخش عمده‌ی آثار تألیفی در زمینه مباحث نوین مدیریت را به خود اختصاص داده است. از طرف دیگر، عدم استفاده از علوم نوین در سازمان‌ها نیز وضعیت عدم تعادل جدیدی را برای آن-ها به‌وجود آورده است که در این میان، تنها سازمان‌هایی می‌توانند به حیات خود دهند که بتوانند خود را با این شرایط سازگار کرده و مزیت رقابتی خود را حفظ کنند. تحقیقات نشان می‌دهد یکی از رمزهای حفظ مزیت رقابتی و بقاء سازمان، کمک کارشناسان خبره در زمینه‌ی زنجیره‌های تأمین و مدیریت آن می‌باشد. در برنامه‌ی چهارم توسعه نیز به اهمیت نقش دانش به‌عنوان اصلی‌ترین عامل ایجاد ارزش در اقتصاد نوین اشاره شده است. در این میان، اگر چه مدیریت زنجیره‌ی تأمین در هر شرکت تولیدی از اهمّیت برخوردار است امّا این مهم در شرکتهای تولیدی صنعتی که فلسفه‌ی وجودی آن‌ها، صرفاً اشتغال‌زایی و تولید داخلی نبوده و در اقتصاد کشور و بازرگانی و صادرات نقش مهمّی ایفا می‌کند، از اهمیت بیش‌تری برخوردار می‌باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی چابکی زنجیره‌ی تأمین در شرکت پیشرانه ساری در ۵ فصل تدوین شده است. در فصل اول این پژوهش با عنوان کلیات تحقیق، پس از تعریف مسأله موجود، اهداف و کاربردهای حاصل از انجام تحقیق ارائه‌شده و در ادامه روش تحقیق، نحوه‌ی جمع‌آوری داده‌ها، جامعه و نمونه‌ی آماری مورد نظر تعیین می‌شود. فصل دوم مروری بر ادبیات تحقیق می‌باشد که از پنج بخش به شرح ذیل تشکیل شده است. بخش اوّل به بررسی تاریخچه، مفاهیم، تعاریف چابکی و مفهوم آن پرداخته است. در بخش دوم این فصل، مفهوم زنجیره‌ی تأمین و انواع آن معرّفی و صفات و خواص انواع زنجیره‌های تأمین با یکدیگر مورد مقایسه قرار گرفت. زنجیره‌ی تأمین چابک بخش‌ سوم این فصل را به‌خود اختصاص می‌دهد. به‌طوری که دیدگاه دانشمندان مختلف در مورد متغیّرهای زنجیره‌ی تأمین چابک، مدل‌های مفهومی دست یابی به آن و هم‌چنین نقش نقطه‌ی جدایش در آن و نیز قابلیت‌های کلیدی چابکی مورد بررسی قرار گرفت. در بخش چهارم از این فصل نیز که پیشینه‌ی تحقیق را تشکیل می‌دهد، به مروری بر مطالعات انجام‌شده در زمینه‌ی چابکی زنجیره‌ی تأمین در دو قسمت مطالعات داخلی و مطالعات خارجی می‌پردازد. تاریخچه‌ی شرکت بزرگ پیشرانه نیز بخش نهایی این فصل را تشکیل می‌دهد. در فصل سوم از این تحقیق جامعه‌ی آماری، روش تحقیق، ابزار گردآوری داده‌ها و پایایی و روایی آن مورد بررسی قرار گرفته و تکنیک‌های فازی مورد استفاده در این پژوهش تشریح شده است. نتایج حاصل از ارزیابی چابکی زنجیره‌ی تأمین با استفاده از رویکردهای پایگاه قانون‌های فازی و شاخص چابکی فازی که به‌کمک محاسبات انجام‌شده و وارد‌کردن قوانین فازی در نرم افزار MATLAB صورت‌گرفته نیز در فصل چهارم آورده‌شده است. در نهایت نیز، نتیجه‌گیری و پیشنهادات فصل پنجم تحقیق را به خود اختصاص می‌دهد.

منابع

نیک رنجبر، سعید، فارسیجانی، حسن، حاجی کریمی، عباسعلی، ۱۳۹۳، بررسی و تحلیل دیدگاه مدیران شرکت های خودروسازی ایران از تولید ناب، کنفرانس بین المللی ابزار و تکنیک های مدیریت، مرکز همایش های دانشگاه تهران

امیرخانی، امیرحسین، فقیه، محمدباقر، ۱۳۹۱، بررسی میزان ناب بودن شرکت ایران خودرو بر اساس مدل جکسون و جونز، مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، دوره ۴، شماره ۳

ووماک، ج. (۱۳۸۷). تفکر ناب. مترجم آزاده رادنژاد. چاپ پنجم. اصفهان: نشر آموزه.

ووماک، ج. (۱۳۸۱). تولید ناب، مترجم آزاده راد نژاد. چاپ ششم. اصفهان: انتشارات آموزه.

شفیعی رودپشتی، میثم، میرغفوری، سیدحبیب الله، ۱۳۹۰، ارزیابی تولید ناب با رویکرد سلسله مراتبی (مورد: صنایع کاشی و سرامیک استان یزد)، فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات مدیریت صنعتی، سال نهم، شماره ۲۲

سیدحسینی، سیدمحمد، بیات ترک امیر، ارزیابی عوامل تولید ناب در سازمان های تولیدی غیر پیوسته (سفارشی) (مطالعه موردی: گروه صنعتی سدید)، مدرس علوم انسانی، دوره ۹، شماره ۲، ۱۳۸۴

محقر، علی، مروتی شریف آبادی، علی، ۱۳۸۵، مدلسازی روش تولید به هنگام با استفاده از رویکرد پویایی سیستم، فصلنامه ی مدرس علوم انسانی، ویژه نامه مدیریت

حسینی، سیدتقی و همکاران، ۱۳۸۳، تعیین تعداد کانبان در سیستم تولید JIT (تولید بهنگام) با شرایط پویا، فنی و مهندسی مدرس، شماره هیجدهم

صارمی، محمود، اژدری، بهنام، ۱۳۸۸، اثر توانمندی های چابکی بر عملکرد تولیدی در شرکت های سازنده قطعات و مجموعه های خودرو با رویکرد شبکه های بیز (Bayesian Networks)، فصلنامه ی مدرس علوم انسانی، دوره ۱۳، شماره۲

باقرزاده، محمدرضا و همکاران، ۱۳۸۹، بررسی وضعیت قابلیت های چابکی در سازمان های دولتی (مطالعه موردی اداره کل پست مازندران)، (پژوهشگر) فصلنامه مدیریت، سال هفتم، شماره ۱۸

جعفرنژاد، احمد، احمدی، احمد، ملکی، محمدحسن،۱۳۹۰، ارزیابی تولید ناب با استفاده از رویکرد ترکیبی از تکنیک های  ANP و  DEMATEL در شرایط فازی، فصلنامه علمی ـ پژوهشی مطالعات مدیریت صنعتی سال هشتم، شماره ۲۰

طلوعی اشلقی، عباس، معتدل، محمدرضا، احتشام رائی، رضا، ۱۳۸۸، ارائه مدل تحلیلی در استقرار نظام تولید ناب (مطالعه موردی: صنعت چرم و کفش استان تهران)، (پژوهشگر) فصلنامه مدیریت، سال ششم، شماره ۱۳

فارسیجانی، حسن، میرقادری، سیدهادی، ۱۳۸۴، ارائه متدولوژی نوین بازسازی فرآیندهای سازمانی برای بهبود عملکرد رقابتی، سومین کنفرانس بین المللی مدیریت

فارسیجانی، حسن، چالش های نوین مدیریت صنایع در قرن ۲۱ جهت دستیابی به رقابت در کلاس جهانی، مجله مدیریت، شماره ۴۵، مهر و آبان ماه ۱۳۷۹

فارسیجانی، حسن، شعبانی، امیر، ترابی پور، سیدمحمدرضا، ۱۳۸۹، بررسی نقش عوامل حیاتی در طراحی محصول جهت رسیدن به تولید در کلاس جهانی (مورد کاوی: صنعت خودروسازی)، مجله میثاق مدیران

فارسیجانی، حسن، کشاورز دستک، سمیه، ۱۳۸۹، بررسی نقش زیرساخت های سازمانی در رسیدن به تولید درکلاس جهانی (مورد کاوی: شرکت تولیدی سدید)، پژوهش های مدیریت، سال سوم، شماره دهم

فارسیجانی، حسن، ( ۱۳۸۶ )کلاس جهانی سازمان ها و مدیریت کیفیت جامع (چاپ اول)، تهران، انتشارات مرکز آموزش وتحقیقات صنعتی ایران.

فارسیجانی، حسن، فلاح حسینی، علی، ۱۳۹۱، شناسایی و اولویت بندی عوامل موثر دستیابی مدیریت زنجیره تامین به کلاس جهانی و ارائه راهکارهای مناسب، چشم انداز مدیریت صنعتی، شماره ۶

فارسیجانی، حسن، ۱۳۸۹، روش های تولید و عملیات در کلاس جهانی، انتشارات سمت

فارسیجانی، حسن، ذبیحی جامخانه، محسن، افضلیان، مهدی، ۱۳۹۲، تبیین مفهومی”تولید درکلاس جهانی” از دیدگاه مدرنیسم و پست مدرنیسم، چشم انداز مدیریت صنعتی، شماره ۹

کرایب، یان، ۱۳۷۸. نظریه های اجتماعی مدرن از پارسونز تا هابرماس. ترجمه عباس مخبر، تهران.

فارسیجانی، حسن، ۱۳۸۹ . روش های تولید و عملیات در کلاس جهانی. تهران، سمت.

صفایی قادیکلائی، عبدالحمید، آقاجانی، حسنعلی، درگاهی، هادی، ۱۳۹۱، ارایه رویکردی ترکیبی از تکنیک های تصمیم گیری چند معیاره فازی به منظور اولویت بندی استراتژی های دست یابی به تولید در کلاس جهانی (مطالعه موردی: صنایع فولاد استان مازندران)، مجله تحقیق در عملیات و کاربردهای آن، سال نهم، شماره دوم، پیاپی ۳۳

فارسیجانی، ح.، ( ۱۳۸۹ ). روشهای تولید و عملیات در کلاس جهانی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها.

گودرزی، غ. ر.، ( ۱۳۸۳ ). طراحی مدل تصمیم گیری استراتژیک یک زنجیرهی تامین قطعات در ابعاد تولید در مقیاس جهانی. رساله ی دکتری، دانشگاه تربیت مدرس.

صفایی قادیکلایی، ع.، ( ۱۳۷۸ ). اصول استفرار تولید در مقیاس جهانی در شرکتهای خودرو ساز، رسالهی دکتری، دانشگاه تربیت مدرس.

درگاهی، ه.، فلاح، ی.، اسماعیلی، ف.، ( ۱۳۹۰ ). کاربرد تکنیکهای تصمیمگیری چند معیاره در رتبهبندی موانع تجارت الکترونیک با تلفن همراه (مورد مطالعه: شهرستان قائمشهر)، تهران، دومین کنفرانس بینالمللی شهروند الکترونیک و تلفن همراه

فارسیجانی، ح.، تیموریان، م.، ( ۱۳۸۸ ). بررسی عوامل موفقیت انتقال تکنولوژی برای رسیدن به کلاس جهانی(مورد کاوی: شرکت هپکو). و چشم انداز مدیریت، شماره ۳۲ ، صص ۱۵۱- ۱۶۸.

Dennis, P. (2002). Lean Production Simolified. USA Productivity Press.

Womack, J.P. & Jones, D.T. (1996). Lean thinking: Banish wastw and create wealth in your corporation. New York, NY: Simon & Schuster.

Feld, W.M., lean manufacturing, tools, techniques, and how to use them, the st. lucie press & apices services Resource management. 2011.

McLachlin, R., Management Initiatives and Just-In-Time Manufacturing. Operations Management 15 (4), 271– ۲۹۲, (۲۰۱۳)

Meier, H.S. & Forrester, P.L. A Model for Evaluating the Degree of Leanness of Manufacturing Firms. Integrated Manufacturing Systems, 13(2), 104-109. 2002.

Shah, R. & Ward. P.T. Lean manufacturing: context, practice bundles, and performance. Journal of Operations Management, 21, 129–۱۴۹. ۲۰۰۳.

Stevenson W.J.; Operations management; Mc Grow Hill, New York: 2004.

Aghazadeh S.M.; “JIT inventory and competition in the global environment: a competitive study of American and Japanese values in auto industry”; Cross Cultural Management, No. 10, 2003.

Russel R., TaylorB.; Operations management; Prentice Hall, New jersey, 2000.

GOPAL K. KANJI& MIDI ASHER ,“ ۰۱۱ METHODS FOR TOTAL QUALITY MANAGEMENT”, SAGE PUBLICATIANS, 1996.

Meredith, M. and Francis, D. Journey towards agility: the agile wheel explored. The TQM Magazine, Vol. 12, No. 2, pp. 137-143, 2013.

Ren, J., Yusuf, Y. Y., and Burns, N. D. The effects of agile attributes on competitive priorities: a neural network approach. Integrated Manufacturing Systems, Vol. 14, No. 6, pp. 489-497, 2003.

Jayaram, J., Dorge, C., and Vickery, S. K. The impact of human resource management practices on manufacturing performance. Journal of Operations Management, 18, pp. 1-20 ,1999.

Joshi, M.P., Kathuria, R., and Porth, S. J. Alignment of strategic priorities and performance: an integration of operations and strategic management perspectives. Journal of Operations Management, 21, pp. 353-369 , 2003.

Devaraj, D., Hollingworth, D. G., and Schroeder, R. G. Generic manufacturing strategies and plant performance. Journal of Operations Management, 22, pp. 313-333 , 2004.

Holweg, M., “the geneology of lean production”, journal of operation management, 25 , 2007.

Karlsson, C., Ahlestrom, P. ,“Assessing changes towards lean production”, International Journal of Operations & Production Management, 16(2), 1996.

Pettersen, Jostein., Defining lean production:some conceptual and practical issues, The TQM journal, 2 (2), 2009.

Shah, R., Ward, P.T., Lean manufacturing: context, practice bundles, and performance, Journal of Operation Management, 21 (2), 2003.

Shah, R., Ward, P.T., Defining and developing measures of lean production, Journal of Operations Management, 25(4), 2007.

Spear, S., Bowen, H.K., Decoding the DNA of the Toyota Production System, Harvard Business Review, 77 (9/10). 1999.

Gunasekaran, A. Goyal, SK. Martikainet T, 1993, ” A Modeling and Analysis of JIT Manufaturing Systems “, International Journal of Production Econmics, Vol 32,No-1,Aug 1993, PP23-37.

Mohammad Jalali, Rafael Moras and Richard Dudeck, 1993, ” A study of JIT application under stochastic demand and supply arrivel “, production planning and control, pp 246-285,1993.

Farsijani, H , 2002, “Evolutionary methods for design of global worldclass manufacturing for the worldmarket” International conference on new technological innovation for the 21st century, Hiroshima University, 1419 July, Japan

kym, Thorne & Malcom, Smith, “competitive advantage in world class organizations”, Management Accounting Journal, March 2000

Smith , Steve ، World- class Competitiveness،[۱۹۹۵] ،[on line]، <Managing Service Qulity, Vol .5, No.5، pp. 36-42> ،[۲۰۰۹/۶/۱۲].

Salaheldin,I.S،The Implementation of World Class manufacturing techniques in Egyption manufacturing firms ، [۲۰۱۲]

Flynn , B. S. et al،World- Class Manufacturing project. Overview and Selected Results، [۱۹۹۷]،[on line]،< International Journal of Operations and Production Managment . Vol.17 , No.7 ،pp. 671-685 >[2009/6/15].

Sang M .Lee and Bonn,O. K،Developing the information

 systems architecture for world – class organizations ،[۱۹۹۶] ، [on line]، <Managment Decision , Vol.34 , No.2 ، pp . 46-52 > ،[۲۰۰۹/۷/۱۰].

Rubrich, L., and Watson, M. (2004), Implementing World Class Manufacturing. , Second Edition (Includes Lean Enterprise).

Schonberger. R, (1986). World Class Manufacturing: the lesson of simplicity applied, the free press, New York.

Safaei Ghadikolaei, A., Baboli, A. M., Elyasi, Z., Akbarzadeh, Z., (2011). Comparison of Comparitive World-Class Manufacturing in the Iranian and Indian Automotive industries With PVA Algorithm (Case Study: Irankhodro company). European Journal of Scientific Research., 61, 273- 281.

Eid, R., (2009). Factors affecting the success of world class manufacturing implementation in less developed countries, The case of Egypt. Journal of Manufacturing Technology Management, 20(7).

Sangwan, K. S., Digalwar, A. K., (2008). Evaluation of world-class manufacturing systems: a case of Indian automotive industries, Int. J. Services and Operations Management, 4(6).

Salahedin, S. I., Eid, R, (2007). The implementation of world class manufacturing techniques in Egyptian manufacturing firms: An empirical study. Industrial Management & Data Systems., 107(4), 551-566.

  Cohn, S., Roussel, J. (2014). Strategic Supply Chain Management: Five Disciplines for Top Performance. Mc Grew-Hill: New York.

   سایمونز، ر. ( ۱۳۹۳ ). نظا مهای کنترل و سنجش عملکرد برای اجرای استراتژی. مترجم: مجتبی اسدی، تهران ،گروه پژوهشی صنعتی آریانا.

   شاهرودی، ک. و صانعی، ف. ( ۱۳۹۰ ). مدیریت راهبرد صنعتی. رشت: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی.

  Christopher M (2000). The Agile supply chain: Competing in volatile Markets, Industrial Marketing Management; 29.

  Tolon W.J (2011). Virtual situation room: Connecting people across enterprises for supply chain agility, Computer Aided Design; 32.

   جعفرنژاد احمد، شهائی بهنام ( ۱۳۹۰ ). چابکی سازمانی و تولید چابک، تهران، مؤسسه کتاب مهربان نشر

  Christopher M, Towill D.R (2002). An integrated model for the design of agile supply chains, International Journal of physical Distribution and logistics; 31(4).

  Agarwal A, Shankar R, Tiwari M.K (2007). Modeling agility of supply chain, Industrial Marketing Management; 36.

  Bal J, Wilding R, Goundry J (1999). Virtual teaming in the agile supply chain, International Journal of Logistics Management; 10 (2).

   تیزرو، علی و همکاران، ۱۳۹۰، ارائه مدل چابکی زنجیره تأمین مورد مطالعه: شرکت سهامی ذوب آهن، دانشکده مدیریت دانشگاه تهران، مدیریت صنعتی، دوره ۳، شماره ۷

  Zhang Z, Sharifi H. (2000); “A Methodology for Achieving Agility in Manufacturing Organisations”, International Journal of Operations & Production Management, Vol. 20 No. 4, pp. 496-512. Archive of SID

  Lou P, Zhou Z, Chen Y.P, Ai W.(2004); “Study on Multi-Agent-Based Agile Supply Chain Management”, Int J Adv Manuf Technol, pp. 23: 197–۲۰۳.

  Swafford P.M, Ghosh .S, Murthy .N (2006); “The Antecedents of Supply Chain Agility of a Firm: Scale Development and Model Testing”, Journal of Operations Management, 24, pp.170–۱۸۸.

  Christopher M. (2000); “The Agile Supply Chain Competing in Volatile Markets”, Industrial Marketing Management, 29, pp. 37–۴۴.

  Lin CT., Chiu H., Tseng Y.H., (2006); “Agility Evaluation Using Fuzzy Logic”, International Journal of Production Economics, 101, pp. 353- 368.

  Baker, P. (2008); “The Design and Operation of Distribution Centres Within Agile Supply Chains”, International Journal of Production Economics, 111(1), pp. 27-41.

  Zhang Z, Sharifi H. (2000)«A methodology for achieving agility in manufacturing organizations», International Journal of Operations & Production Management, Vol. 20 No.4: 496- 512. .

   جعفرنژاد، احمد و همکاران، ۱۳۸۹، ارائه روشی برای اندازه گیری چابکی زنجیره تأمین با استفاده از ترکیب تئوری گراف، رویکرد ماتریسی و منطق فازی، فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی، شماره ۵۴

  Lambert DM, Cooper M C. (2010); “Issues in Supply Chain Management”, Industrial Marketing Management, pp. 65–۸۳.

  Agarwal A, Shankar R, Tiwari M.K (2007). Modeling agility of supply chain, Industrial Marketing Management; 36.

  Iacocca Institute (1991). 21 st Century Manufacturing Enterprise Strategy, An Industry Led View, Iacocca Institute, bethlem, PA; 1& 2.

  White A, Daniel EM, Mohdzain M. (2005)«The role of emergent information technologies and systems in enab.1ing supply chain agility», International Journal of, Inforn1ationManagement 25: 396 410.

  Zhang, Q., Cao, M. (2011). Supply chain collaboration: Impact on collaborative advantage and firm Performance. Journal of Operations Management, 29(3): 163–۱۸۰.

[۱] lean