پایان نامه دکتری و کارشناسی ارشد

پروژه سمینار هوش تجاری BI

مقاله مروری مرجع هوش تجاری Business intelligence

مطالعه مروری هوش تجاری در سیستم های اطلاعات سازمانی

اخیرا مقالات، پروژه ها، سمینارها و پایان نامه های زیادی در زمینه موضوعی سامانه هوش تجاری و ابعاد آموزشی آن، نرم افزار هوش تجاری، چیستی و تاریخچه آن نوشته شده است. انجام پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری در موضوع هوش تجاری مستلزم مرور ادبیات هوش تجاری و بررسی مقالات و رساله های این حوزه است. در این نوشتار، با یک سمینار مروری در خصوص سامانه هوش تجاری در سازمان ها و نوع شاخص های بهره وری آن در یک شرکت آشنا میشوید. پی اچ دی پروپوزال از نظرات و پیشنهادات شما در خصوص درج مقالات، پروژه ها و سمینارهای موضوعی متعدد استقبال میکند و آماده همراهی در مشاوره پایان نامه کارشناسی ارشد و رساله دکتری میباشد.

چکیده

در محیط تجاری سریعا در حال تغییر امروز، نیاز به اطلاعات تجاری سودمند برای سازمانها نه تنها به منظور کسب موفقیت بلکه برای بقاء حیاتی می باشد. با توجه به ناتوانایی سیستمهای اطلاعاتی مدیریت در برآورده کردن انتظارات تصمیم گیرندگان سازمانی در عرصه رقابت در سالهای اخیر، فن آوریهای هنر گونه ای نظیر هوش تجاری[i] به یکی از مفاهیم مهم در مدیریت سیستمهای اطلاعاتی تبدیل شده و با فرهنگ سازمانهای پیشرو عجین شده است و در خط مقدم فناوری اطلاعات برای پشتیبانی تصمیم گیری مدیریت قرار دارد.

مقدمه

در تجارت جهان رقابتی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر اطلاعات محور، وجود بینش صحیح و بهنگام از فعالیت ها و شرایط تجارت برای کنترل میزان سلامت و مطابقت با هنجارهای تجاری ضرورت دارد. مسلما اطلاعات برای داشتن این بینش نقشی حساس بازی کرده و می تواند به تنهایی مفید واقع شود مشروط بر آن که راهنمایی کننده، متمرکز، بهنگام و به سادگی قابل دسترس بوده و هر دو جنبه کلان (استراتژیک) و خرد (عملیاتی) شرکت را نشان دهد. سازمانها از طلوع عصر سرمایه داری، اطلاعات مربوط به رقبایشان را گردآوری می کردند. امروزه نیز از نظر بسیاری از صاحبنظران انقلاب واقعی در عرصه کسب و کار در تلاشهایی نهفته است که فعالیتهای اطلاعاتی را موقعیت یابی می کند[ii]. سیستمهای هوش تجاری که جزء پیچیده ترین سیستمهای اطلاعاتی موجود می باشند ابزاری را فراهم می کنند که بر اساس آن نیازهای اطلاعاتی سازمان به شکل مناسبی پاسخ داده شود. BI اطلاعات تجاری را به صورت روز آمد، قابل اطمینان و کافی عرضه می کند و توانایی استدلال و درک مفاهیم نهفته در اطلاعات تجاری را از طریق فرایند کشف و تجزیه و تحلیل اطلاعات امکان پذیر می سازد[iii]. چنین سیستم هایی، اطلاعاتی را ارائه می دهند که ممکن است به عنوان پایه ای برای ایجاد و تغییرات اساسی در یک شرکت خاص به کار روند . از جمله می توان به برقراری زمینه های جدیدی برای همکاری، کسب مشتریان جدید، شناسایی بازارهای جدید و ارائه محصولا ت جدید برای مشتریان اشاره کرد که همگی بیانگر ارزش و اهمیت رویکرد جدید هوش تجاری است .با این وجود بر اساس هنوز در مراحل آغازین است و اغلب تشکیلات اقتصادی از درک موثر آن عاجز هستند[iv]. با عنایت به اینکه ارزیابی موثر یک سیستم اطلاعاتی عنصر اصلی در اجرای موفقیت آمیز سیستم است و در حال حاضر تحقیقات بر روی ارزیابی عملکرد سیستم  هوش تجاری  بسیار کم است معمولا مدیران ناچارند تمام طرفداران و مخالفان را ارزیابی کنند تا بتوانند در ارزیابی عملکرد سیستمهای  هوش تجاری  تعادل ایجاد کنند.

کلیات و تاریخچه هوش تجارى

هوش تجارى یا هوش کسب و کارکه قالب عمده ترى را مانند استفاده هاى تجارى و غیرتجارى (نظامى وغیرانتفاعى) در بر دارد، عبارت است از بُعد وسیعى از کاربردها و فناورى براى جمع آورى داده و دانش جهت ایجاد پرس و جو در راستاى تجزیه و تحلیل بنگاه براى اتخاذ تصمیمات تجارى دقیق و هوشمند. هوش تجارى، نه به عنوان یک محصول و نه به عنوان یک سیستم، بلکه به عنوان یک معمارى و رویکردى جدید موردنظر است که البته شامل مجموعه اى از برنامه هاى کاربردى و تحلیلى است که به استناد پایگاه هاى داده عملیاتى و تحلیلى به اخذ و کمک به تصمیم گیرى براى فعالیت هاى هوشمند تجارى و کسب و کار کمک مى کند. از منظر معمارى و فرایند به هوش تجارى به عنوان یک چارچوب که عامل افزایش کارایى سازمان و یکپارچگى فرایندها که نهایتاً بر فرایندهاى تصمیم گیرى در سطوح مختلف سازمانى متمرکز است، نگریسته مى شود. از نقطه نظر فناورى نیز هوش تجارى یک سیستم هوشمند است که با پردازش دقیق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغزافزار ها به حساب مى آید. ولى به بیان ساده تر هوش تجارى چیزى نیست مگر فرایند بالابردن سود دهى سازمان در بازار رقابتى با استفاده هوشمندانه از داده هاى موجود در فرآیند تصمیم گیرى. تعیین گرایشهاى تجارى سازمان که از پیامدهاى استفاده از هوش تجارى است، موجب مى شود که سازمان بدون اتلاف وقت و هزینه در سایر مسیرها به دنبال اهداف کلان متمرکزشود[v].

کاربرد هوش تجاری در مدیریت سازمان

سیستم های معتبر هوش تجاری، داده های مربوط به سیستم های اطلاعاتی درون شرکت را ترکیب کرده و آن ها را با داده های بدست آمده از محیط مانند آمارها، گزارش های مالی و سرمایه گذاری و پایگاه های اطلاعاتی متفرقه، یکپارچه می کنند. سیستم های هوش تجاری با هدف فراهم آوردن اطلاعات به روز و کافی و معتبر در جنبه های مختلف و متناسب با فعالیت های شرکت به کار گرفته می شوند.

وظایف سیستم هوش تجاری بر پایه ساختار درونی اینگونه سیستم ها تعیین می گردد. در ساختار مورد بحث نمونه هایی همچون موارد زیر وجود دارد:

  • ابزارهای استخراج و انتقال داده؛ این ابزارها اساسا مسئول انتقال داده از سیستم های تعاملی و اینترنت به مخازن داده می باشند.
  • مخازن داده؛ که فضایی را برای ذخیره سازی موضوعی داده هایی که قبلا جمع شده و تحلیل شده اند، فراهم می نماید.
  • ابزارهای تحلیلی؛ این ابزارها به کاربران اجازه دسترسی، تحلیل و مدل سازی مشکلات تجاری و سهیم شدن در اطلاعاتی که در مخازن داده انباشته شده اند، می دهد.
  • ابزارهای گزارش گیری و تحقق و تفحص؛ که قادر به خلق و بکارگیری گزارش های ترکیبی مختلف هستند.
  • نمایش نتایج؛ مواردی همچون ارتباط های چند رسانه ای و گرافیکی که وظیفه شان فراهم کردن اطلاعات است.

طراحی، پیاده سازی و بکارگیری سیستم های هوش تجاری، همچنین تعیین دامنه عملیاتی و وظایف آن ها مستلزم انتخاب رویکردی مناسب است. ضروری است که برای درک بهتر این فرآیندها ، به چهار مورد اشاره شود:

  • بعد تجاری؛ شامل انتخاب تکنیک ها و روش های مدیریت است که انواع دانش را در بر می گیرد می تواند در ساختمان هوش تجاری بکار رود.
  • بعد وظیفه ای(کارکردی)؛ مبتنی بر تعیین کارکرد سیستم های هوش تجاری در یک شرکت است.
  • بعد تکنولوژیکی؛ مبتنی بر انتخاب ابزارها، روش ها و راه حل های اطلاعاتی برای ساختن سیستم های هوش تجاری می باشد.
  • بعد سازمانی؛ مبتنی بر تعیین روش های اجرا و بکارگیری سیستم های هوش تجاری در شرکت می باشد.

نقش اطلاعات در تجارت

بیشتر سازمان ها، امروزه، در حال پی بردن به این نکته هستند که اطلاعات، خون زندگی اقتصاد دیجیتال است. همچنین کلید موفقیت در عصر اطلاعات، اتخاذ تصمیماتی است که بدون تناقض، بهتر و سریع تر در رقابت پیش دستی کند. تصمیمات تجاری بد و نامناسب یعنی تصمیمات مبتنی بر اطلاعات حداقل یا ناقص، می تواند زیان های میلیون دلاری به بار بیاورد، سهم اصلی و اکثریت بازار شرکت را از دست خارج کند و یا حتی شرکت را ورشکست نماید. محیط کسب و کار امروز مستلزم نوعی پاسخگویی است که بتواند به یک آگاهی بهنگام و دقیق در شرایط بازرگانی دست یابد. کسب و کارها برای موفقیت نیازمند دسترسی سریع و آسان به اطلاعاتی درباره مشتریانشان، امور مالی داخلی آ ن ها، شرایط بازار خارجی و درستی فعالیت های تجاریشان هستند ؛ و این است پاسخ این سؤال که چرا سازمان های امروزی پی برده اند که اطلاعات، خون زندگی اقتصاد دیجیتال است. از روزی که یک شرکت متولد می شود تا روزی که می میرد، داده ایجاد می کند . این داده معمولاً پیرامون دارایی بخش ها، بازاریابی، فروش، منابع انسانی، مدیریت ارتباط با مشتری و غیره گروه بندی می شود، و هر بخش یک وظیفه جدا در شرکت انجام داده و جزایر داده های مرتبط به خود را جمع  آوری می کند . این جزایر داده ها معمولا دور ازیکدیگر و منقطع از هم هستند که این امر، دیدن چشم انداز شرکت و همچنین تحلیل روابط بین وظایف در شرکت را دشوار می سازد. برای شرکتهای زیادی، آینده به طورفزاینده نه تنها نیاز به تحلیل داده های ورودی و داخلی را پیش خواه د آورد بلکه روابط داده های بین مشتریان و نیز تامین کنندگان و شرکای تجاری آنها را ضرور ی خواهد ساخت.

به طور سنتی، در یک سازمان غالبا گزارش دهی جریان روبه بالا را در سلسله مراتب مدیریتی یک کسب و کار طی می کند، بعلاوه در سطوح بالای سازمان، نیاز به اطلاعات موجز و خلاصه شده تر بیشتر است . در نتیجه یا باید اطلاعات چندین بار قالب بندی،خلاصه و گزارش شود،و یا اینکه تصمیم گیر، صرفا سطوحی از جزئیاتی را که نیاز دارد دریافت می کند، به طور مثال مدیر تولید اطلاعاتی از جزئیات را دریافت می کند در حالی که او نیاز دارد داده های مربوط به روندها، الگوها و مدل ها و ضایعات را بداند. برای غلبه بر این مشکل، فناوری فرآیند داده ها که هوش تجاری نامیده می شود، به شرکت ها این کمک را می کند که وظایف تحلیل، تهیه استراتژی و پیش بینی آ نها را مکانیزه و اتوماتیک نماید تا تصمیمات بهتر اتخاذ شود[vi].

وضع بقای سازمان بدون سیستم هوش تجاری

مؤسسات برای دو مقصود اصلی نیاز به استفاده از هوش دارند. ابتدا، برای انجام تجزیه و تحلیل که می تواند به آنها در تصمیم گیری بهتر کمک کند . تجزیه و تحلیل به آنها کمک می کند که روندهای فروش را بشناسند و مراقبت ها را برای مشتریان و شکایات مهم فراهم آورند . دوم، کمک زیادی به پیش بینی آینده رفتار مشتری و تقاضای بازار می کند. اندازه سازمان سبک بقای بدون سیستم هوش تجاری را تعیین می کند. برای سازمان های کوچک که دامنه فعالیت هایشان کوچک است، فقدان سیستم هوش تجاری تحمل شدنی است. داده ها می تواند از چندین منبع گردآوری شده و گزارشات معمول مانند فروش ماهانه، سود و تعداد مشتریان جدید و سطح موجودی کالا به کمک سیستم های OLTP ایجاد شود . اما برای یک سازمان بزرگ مانند یک بانک، شرکت ها و سازمان های صادراتی و نیز شرکت های ارتباطات راه دور که نزدیک به یک میلیون مشتری دارند، ارزش این را دارد که تلاش شود تا برگه ها و گزارشات تلفیق و تطبیق شوند. ردیابی الگوها و تغییرات رفتاری، بخش های دارای رشد ثابت و درک پتانسیل بازار در این مورد سخت است . تصمیم گیرندگان همچنین به اطلاعات صورتحساب های متقاطع برای ایجاد استراتژی ها، تحلیل ها و پیش بینی ها نیاز دارند . رئسای کسب و کار می بینند که یک رشد انفجارگونه از داده ها در سراسر سیستم ها وجود دارد[vii]. گزارشات در مراحل متعدد بازرگانی در واحدها و مکان های گوناگون ایجاد می شوند و مسئولین محصول و بازرگانی در می یابند که استخراج اطلاعات مرتبطی که برای ساختن استراتژی ها و پیش بینی های تجاری لازم دارند دشوار است . علاوه بر این، وقتی اندازه شرکت رشد می کند و گسترش جغرافیایی آن افزایش می یابد، طبیعت گزارش ها طولانی و پیچیده می شود. ساده تر بگوییم اینکه کره چشم آنها را می بیند اما تصویر کلانی فراهم نمی شود[viii].

کاربرد هوش تجاری به عنوان یک تکنولوژی اطلاعات

سیستم هوش تجاری گزارش دهی سنتی را با راه های زیر توسعه میدهد:

  1. تعاملی است، وقتی که سؤالات بیشتری در طول تجزیه و تحلیل ظاهر می شود، پاسخ ها می توانند تقریباً به فوریت از طریق دستکاری داد ه ها حاصل شوند.
  2. سلسله مراتبی است، دقیقا مشابه بیشتر ساختارهای تجاری، می تواند ملاحظه سطوح بالایی را فراهم کند، اما ویژگی پرداختن به جزئیات بیشتر را دارد که در مواقع لزوم جزئیات را هم نشان می دهد.
  3. چند بعدی است، این توانایی را دارد که داده ها را در برنامه های متفاوت تحلیل کند ،یک BI  چند بعدی ممکن است به این دلیل طراحی شود که به تحلیل، این توانایی را بدهد که بتواند به ترتیب به نتایج زیر دست یابد:
  • پرداختن بیشتر به جزئیات یک مشتری که نیاز به تحلیل بیشتری دارد.
  • کالاهای خریداری شده به وسیله آن مشتری را نمایش می دهد.
  • متمرکز شدن به بعد زمان بطوریکه سود محصولات بطور ماهانه دیده شود.
  • متمرکز شدن به تشخیص اینکه هر مشتری را کدام فروشنده مدیریت می کند.
  • دیدن بدهی معوقه در حساب[ix]

این سطح تحلیل فقط زمانی حاصل می شود که نیازهای اطلاعاتی واحد تجاری به طور کامل مورد رسیدگی قرار گرفته باشد. شرکت ها داده های خام را از منابع گوناگون و نقاط ملموس در سازمان و همچنین از نهادهای مستقل خارجی مثل تأمین و توزیع کنندگان بوجود می آورند. این داده های خام به عنوان اطلاعات در سیستم های OLPT نظیربانک های اطلاعاتی ،ERPها، SCMSها، CRM ها ذخیره می شوند. این اطلاعات می تواند در یک مخزن مر کزی مانند یک انبارداده ذخیره شود تا به استخراج دانش کمک کند .

یک راه حل BI Business intelligence استخراج هوش از مخزن داده ها است. این اطلاعات با نام های مختلفی مانند هوش تولید (محصول)، هوش بازار، هوش رقابتی و غیره شناخته میشود. در یک کسب و کار همه عناوین فوق تحت عنوان چتر هوش تجاری به کار برده می شود . به گونه ای بی ربط این چنین تعریف شده است:BI  فرآیند جمع آوری داده های داخلی در دسترس و داده های خارجی مربوط و تبدیل آنها به اطلاعات مفید برای پشتیبانی شرکت (کسب و کار) در اتخاذ تصمیمات است.

نرم افزار BI با فراهم کردن دسترسی سریع تصمیم گیرندگان به اطلاعات مرتبط که به آنها اجازه می دهد تصمیمات تجاری را بهتر اتخاذ کنند، به سازمان ها کمک می کند  .

 تصمیم گیرندگان اگر با اطلاعات صحیح تقویت شوند کار آتر و مؤثرتر خواهند بود

موارد استفاده BI، شامل فعالیت های DSSها، جستجوهای چند بعدی و گزارش دهی، فرآیند تجزیه و تحلیل online OLAP ، تحلیل آماری، پیش بینی و استخراج داده هاست .

مراحل اجرای سیستم هوش تجاری در سازمان

تنظیم و برنامه ریزی: در این مرحله برنامه ای مدون و زمان بندی شده برای جمع آوری اطلاعات در سازمان ایجاد می شود.

جمع آوری اطلاعات : منابع زیادی برای کسب داده ها و اطلاعات برای هر سازمان وجود دارد . در این قسمت باید منابع مختلف اطلاعاتی مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد تا اطلاعات کاربردی و مناسب برای سوالات و نیازهای سازمان به دست آید.

پردازش داده ها: در این قسمت داده های خام به شکلی که قابلیت تحلیل را داشته باشند، تبدیل می شود. این کار می تواند به صورت ایجاد پایگاه داده ه ا، افزودن داده ها به پایگاه داده فعلی یا استفاده از نمودارها و گراف ها باشد. این مرحله را به اصطلاح مرحله استخراج، دگرگونی یا بارگذاری نیز می نامند.

تحلیل و تولید : در این مرحله از نر م افزارها و ابزارهای کاوش اطلاعات (داده کاوی، پردازش تحلیلی و تراکنشی بر خط) برای دسته بندی داده ها و تحلیل آنها استفاده شده و نتیجه به شکل گزارشات دقیق و چند منظوره ارائه می شود.

انتشار: در این مرحله نتایج به شکل گزارشات تحلیلی و چند بعدی به درخواست کننده ارائه می شود . ارایه نتایج غالبا به شکل یک داشبورد اطلاعاتی منعکس می شود[x].

تاثیر ابعاد محتوایی سازمان (فرهنگ، تکنولوژی، استراتژی) بر اثر بخشی هوش تجاری با توجه به نقش تعدیل کننده اطلاعات و  دانش در عصر حاضر که عصر دانایی نامیده می شود، سازمان ها شاهد محیطی هستند که هر روز پویاتر و چالش برانگیزتر می شود؛ بطوریکه سازمان ها به سرمایه های نامشهود که همان دانش نامیده می شود به عنوان یک عامل مهم و حیاتی می نگرند. سیستم های هوش تجاری، فرصتی را برای مدیریت اثر بخش یک شرکت فراهم می کنند، هر چند که آن ها نیازمند تحلیل گران، طراحان و کاربرانی با فرهنگ سازمانی واطلاعات تجاری سطح بالا می باشند. مهارت های لازم برای تعیین و طرح ریزی(فرآیندها و ساختارهای سازمانی) و تسهیم دانش، بخشی از فاکتورهایی هستند که پیشرفت منظم سیستم های هوش تجاری را تعیین می کنند.  مدیریت دانش به عنوان یک سیستم می تواند سازمان ها را برای رسیدن به این هدف یاری کند. مدیریت دانش به سازمان ها کمک میکند تا اطلاعات مهم را یافته، گزینش، سازماندهی و منتشر سازد و استفاده از آن در مسایل کلیدی سازمان نیز همچون یادگیری پویا، حل مشکلات و تصمیم گیری ضروری به نظر می رسد. هوش تجاری نیز از مفاهیم نوین در عرصه سازمان و مدیریت است که می تواند با تکیه بر فناوری اطلاعات و از طریق نرم افزارها و ابزارهای مختلف، گزارشات تحلیلی و چند بعدی را برای مدیران در زمان کوتاه تهیه کند.  سه متغیر فرهنگ سازمانی، استراتژی سازمانی و تکنولوژی سازمانی که به عنوان ابعاد محتوایی سازمان محسوب می شوند. علاوه بر تاثیر مستقیم بر اثربخشی یک سیستم هوش تجاری در سازمان، می تواند از طریق نقش متغیر تعدیل کننده مدیریت دانش نیز بر اثربخشی این سیستم تاثیر گذار باشد. سیستم مدیریت دانش می تواند رابطه بین ابعاد محتوایی سازمان و اثربخشی هوش تجاری را تقویت کند، بنابراین استفاده از آن می تواند اثربخشی هوش تجاری را در سازمان افزایش دهد[xi].

هوش تجاری، تصمیم گیری و عملکرد سازمان

هدف اصلی هوش تجاری این است که به شرکت کمک کند که عملکرد خود را بهبود بخشد و مزیت رقابتی خود را در بازار ارتقاء دهد. هوش تجاری از طریق این ارزیابی که آیا فعالیت ها به واقع منجر به پیشروی شرکت ها به سوی اهدافشان می شود یا خیر در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری می دهد. هم اکنون مدیران بازرگانی برای اتخاذ تصمیمات بهتر، به حقایق مفید و مرتبط دم دستشان نیاز دارند، اما اغلب فاصله و شکاف عمیقی بین اطلاعات مورد نیاز مدیران بازرگانی و حجم عظیم داده هایی که واحد تجاری در عملیات هر رو زه اش گردآوری می کند وجود دارد .واحدهای تجاری برای پر کردن این شکاف، سرمایه گذاری کافی برای توسعه و رشد سیستم های هوش تجاری انجام می دهند تا داده های خام ثبت شده را به اطلاعات مفید تبدیل کنند. مؤثرترین کار سیستمBI، تدارک امکان دسترسی ها و پردازش حجم عظیمی از داده ها و تحویل زیر مجموعه های مرتبط، به صورت و آنی به مدیران تجاری است آن هم در شکلی که آنها می توانند به راحتی بازگو کنند . تصمیم گیری و تحلیل مبتنی بر واقعیت سیستم هوش تجاری در حال اثرگذاری در تمامی سازمان ها و به طور اساسی است، چرا که ما در جهانی زندگی می کنیم که به طور فزاینده ای در حال اشباع شدن از اطلاعات است و فناوری برای تسهیل این امر نیز در دسترس است[xii].

پیشنیازهای ارزیابی هوش تجاری در سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان

در مرور ادبیات سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان، مکانیزاسیون، یکپارچه سازی و استانداردسازی اطلاعات، سیستم ها و فرآیندهای سازمان به عنوان قابلیت های اصلی این سیستم ها بیان شد، در کل می توان راه های زیر را در پشتیبانی سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان از کل یک سازمان بیان نمود:

  • این سیستم ها سازمان را از طریق یکپارچه سازی جریان اطلاعات و در دسترس قراردادن این جریان در هر جای سازمان پشتیبانی می کنند. این سیستم ها، فرآیندها، وظایف و کارکردهای اصلی سازمان (مانند حسابداری، مالی و تدارکات) را یکپارچه می کنند.
  • این سیستم ها به عنوان یک مخزن اصلی و مشترک داده در سازمان ایفای نقش می کنند. همچنین، مشخص می سازند که سازمان میبایست چگونه کسب وکار خود را براساس مدل مرجع تجربیات برتر هدایت نماید.
  • این سیستم ها، تعداد سیستم های اطلاعاتی جزیره ای را کاهش داده و جای سیستم های قدیمی را می گیرند و در نهایت، مستقیماً کارکرد اصلی سازمان را انجام می دهند وهسته کسب وکار را در یک سازمان به عهده می گیرند.

بسیاری از سازمان ها که امروزه سیستم های سازمانی مانند سیستم های برنامه ریزی منابع سازمان را پیاده سازی نموده اند، هنوز از کمبود هوش تجاری در فرآیندهای تصمیم گیری خود رنج می برند. مدل ها و روش های ارزیابی و سنجش هوش تجاری در سیستم های سازمانی می تواند در تشخیص سطح هوش سیستم ها و ایجاد فضای مناسب پشتیبانی تصمیم گیری مفید باشند. در واقع، ارتباط اصلی هوش تجاری با سیستم های سازمانی در این نکته نهفته است که هدف ثانویه این سیستم ها ایجاد فضای پشتیبانی تصمیم گیری برای مدیریت بوده و هوش تجاری می تواند در بطن این سیستم ها قرار گرفته و این هدف را برآورد. بر مبنای نظریۀ آلتر[xiii] میتوان یک حوزه شکاف تحقیقاتی را ترسیم نمود. از یک سو سازمانها معمولاً سیستمهای نرم افزاری عملیاتی در جهت تأمین مواد اولیه، تولید و توزیع محصول و خدمات, مدیریت مشتریان و حسابداری و امور مالی و مدیریت منابع انسانی و بسیاری از حوزه های دیگررا انتخاب، خریداری و استفاده می کنند و از سوی دیگر، سازمان ها به جای خرید سیستم های جداگانه ای به نام DSS از سیستم های سازمانی خود، انتظارات مدیریتی نیز دارند. در نتیجه میزان پشتیبانی تصمیم گیری این سیستم ها یا هوش تجاری این سیستم ها می بایست بررسی شود[xiv].

روش شناسی ساخت سیستم های هوش تجاری

ساخت واجرای سیستم های هوش تجاری، مستلزم سازمان هایی است که فرهنگ کار در آنها با اطلاعات و فناوری های آن هماهنگی داشته باشد. در این رابطه به موارد زیر می توان اشاره کرد:

  • تحقیق مداوم و مستمر درباره نیازهای اطلاعاتی سازمان (نیازهای فعلی و آتی ).
  • همکاری توأم با اعتماد بهره گیران سازمانی مانند: (تصمیم گیرندگان و کارکنان عملیاتی سازمان) با بخش های IT و مراکز مدیریت دانش.
  • به اشتراک گذاری اطلاعات
  • توانایی در انجام فراتحلیل ها و استفاده از آنها برای مدیریت مناسب[xv].

نتیجه گیری

هوش تجارى یک سیستم هوشمند است که با پردازش دقیق داده ها، نقطه دخالت سخت افزار و نرم افزار در مغزافزار ها به حساب مى آید. استفاده از هوش تجاری به عنوان یک سیستم مستقل اما مرتبط در محور سیستم های اطلاعات سازمان از اهمیت بارزی در یکپارچه سازی و پیشبرد یکپارچه اهداف سازمانی داراست. هوش تجاری اطلاعات تجاری را به صورت روزآمد، قابل اطمینان و کافی عرضه می کند و توانایی استدلال و درک مفاهیم نهفته در اطلاعات تجاری را از طریق فرایند کشف و تجزیه و تحلیل اطلاعات امکان پذیر می سازد. چنین سیستم هایی، اطلاعاتی را ارائه می دهند که ممکن است به عنوان پایه ای برای ایجاد و تغییرات اساسی در یک شرکت خاص به کار روند. از جمله می توان به برقراری زمینه های جدیدی برای همکاری، کسب مشتریان جدید، شناسایی بازارهای جدید و ارائه محصولات جدید برای مشتریان اشاره کرد که همگی بیانگر ارزش و اهمیت رویکرد جدید هوش تجاری است. هوش تجارى در پی کوتاه نمودن مسیر هاى پرس و جو در داخل اطلاعات است و خود مستقلا و بدون نیاز به اطلاعات مناسب قادر به ارایه پیشنهاد یا راهکار نیست؛ از این رو بکارگیری آن در بستر سیستم های اطلاعات سازمان راهکار و رویکرد مناسبی جهت پیشبرد اهداف سازمانی خواهد بود.

[i] Buisness Intelligence (BI)

[ii] Gilad, B., Gilad, T. (1986), SMR Forum: Business IntelligencetheQuiet Revolution, Sloan Management Review, Vol. 27, No. 4, pp. 53–۶۱.

[iii] Azoff, M., Charlesworth, I. (2004), the New Business Intelligence. A European Perspective, Butler Group, White Paper.

[iv] Wang ,(2005).Bussiness intelligence.Taiwan:Dr Master Culture Limited Company

[v] سازور، اعظم، حسینی، میرزا حسن، فرهمند، مژگان، ۱۳۹۰، ارائه الگویی برای بهبود هوش تجاری در بازاریابی صنعت بیمه الکترونیک (مطالعه موردی: شعب بیمه نوین در شهر تهران)، بهبود مدیریت

[vi] محقر، علی، کارولوکس، حسینی، فرید، منشی، آصف علی،۱۳۸۷، کاربرد هوش تجاری به عنوان یک تکنولوژی اطلاعات استراتژیک در بانکداری: بازرسی و کشف تقلب، نشریه مدیریت فنآوری اطلاعات

[vii] Gupta, S.D., (2003), “A strategy for intelligence”, Network magazine, http://www.networkmagazineindia.com/archives.shtml .

[viii]  محقر، علی، کارولوکس، حسینی، فرید، منشی، آصف علی،۱۳۸۷، کاربرد هوش تجاری به عنوان یک تکنولوژی اطلاعات استراتژیک در بانکداری: بازرسی و کشف تقلب، نشریه مدیریت فنآوری اطلاعات

[ix] Stephens, D., (2002), “Business Intelligence-The business case”. http://www.bi-solutions.co.uk.

[x] حقیقت منفرد، جلال، شعبان مایانی، محبوبه، ۱۳۹۰، بررسی اثر ابعاد محتوایی سازمان بر اثر بخشی هوش تجاری با توجه به نقش مدیریت دانش مطالعه موردی: بانک سامان

[xi] محمودی ، مهدی، ۱۳۸۷، سیستم های هوش تجاری کلیدی برای مدیریت سازمان، مجله مدیریت سازمان دانشگاه پیام نور

[xii] Gupta, S.D., (2003), “A strategy for intelligence”, Network magazine, http://www.networkmagazineindia.com/archives.shtml .

[xiii] Alter, S. (2004). A work system view of DSS in its fourth decade. Decision Support Systems, 38(3), 319-327.

[xiv] غضنفری، مهدی، جعفری، مصطفی، تقوی فرد، محمد تقی، روحانی، سعید،۱۳۸۷، نیازمندی های ارزیابی هوش تجاری در ERP: مطالعه موردی سازمان توسعه تجارت ایران، فصلنامه اقتصاد و تجارت نوین

[xv] Olszak, Celina. M, and Eweio Ziemba, Approach to Building and Implementing Business Intelligence System, Inter disciplinary Journal of Information, Knowledge and Management, Volume 2,2007.