پی اچ دی پروپوزال
اپلای دکتری

پایان نامه فرضیه پروپوزال نویسی مدیریت

پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری با فرضیه آغاز می شود نه با پرسش

چکیده:

داشتن یک پرسش برای آغاز کار پایان نامه کارشناسی ارشد و یا دکتری مدیریت، مهندسی صنایع، علوم سیاسی، روانشناسی کافی نیست. پژوهش عملا با فرضیه آغاز می شود و نه ضرورت با طرح یک سوال. خلائی که این مقاله در پی پر کردن آن است عبارتست از: ۱- نشان دادن اهمیت فرضیه برای آغاز عملی کار پژوهش، ۲- رابطه فرضیه با مسأله پژوهش، ۳- تمرکز بر فرضیه های پژوهشی در علوم سیاسی و ۴- ساده سازی مباحث مربوط به فرضیه برای دانشجویان دوره کارشناسی علوم سیاسی. کار پژوهش را بدون فرضیه نمی توان آغاز کرد. ممکن است انسان دهها و صدها پرسش در ذهن داشته باشد ولی تنها برای اندکی از این پرسش هاست که حدسی یا گمانی یا فرضی یا نظری در ذهن دارد. تنها در این حالت است که می توان پژوهش را شروع کرد. پرسش به خودی خود عقیم است. پرسش مطلق، بهت و ابهام را در پی دارد؛ اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آنگاه به وجود می آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می بندد و انسان جستجوگر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی یا اثبات یا رد این پاسخ احتمالی وا می دارد. برخلاف آنچه که بسیاری تصور میکنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق می کند. پرسش روی دیگر سکه بهت است. در یک ارزیابی دقیق پرسش صرف یک ابهام گنگ و فلج کننده است. پرسش تردید است و تردید حرکت را از انسان میگیرد این، پاسخ احتمالی است که انگیزه حرکت است و انسان را وادار می کند که از خواب تردید بیدار شود. پرسش نوعی جهل است و جهل (بویژه اگر مرکب باشد) هیچ حرکتی را برای آغاز تحقیق بر نمی انگیزد.

واژگان کلیدی:

فرضیه، پژوهش، نظریه، علوم سیاسی، متغیر مستقل، متغیر وابسته، آغاز پژوهش، پرسش، روش تحقیق.

اشتریان، کیومرث، ۱۳۸۳، پژوهش با فرضیه آغاز می شود نه با پرسش!، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره ۶۵

مقدمه

سخن اصلی این مقاله آن است که داشتن یک پرسش برای آغاز کار پژوهشی کافی نیست. پژوهش عملا با فرضیه آغاز می شود و نه ضرورتا با طرح یک سوال. توجه به واژه های عملا و «آغاز» در این جمله اساسی است. این سخن بدان معناست که یک پژوهشگر با داشتن یک پرسش در مقام بهت و سرگشتگی است. این سرگشتگی می تواند باعث بی تحرکی و خمودگی شود؛ پرسش به خودی خود بهت آور و خنثی است. تنها فرضیه است که پژوهشگر را وادار به حرکت برای تأیید و تکذیب می نماید.

این مقاله از سنخ مقاله های مقدمه ای (Introduction) نیست. از این رو ضرورت در پی آن نیست تا شرحی جامع از مبحث فرضیه در علوم اجتماعی را بیان نماید. چنین کاری هم در تألیفات و هم در ترجمه ها به وفور انجام شده است که در پایان این مقاله به تعداد اندکی از آنها اشاره شده است. هر چند به هر حال ناچاریم به فراخور حال به برخی از مباحث مقدماتی همچون تعریف فرضیه، ویژگی های یک فرضیه «خوب» و…(نیز بپردازیم. خلائی که این مقاله در پی پر کردن آن است عبارتست از: ۱) نشان دادن اهمیت فرضیه برای آغاز عملی کار پژوهش، ۲ (رابطه فرضیه با مسأله پژوهش، ۳) تمرکز بر فرضیه های پژوهشی در علوم سیاسی و ۴ ساده سازی مباحث مربوط به فرضیه برای دانشجویان دوره کارشناسی علوم سیاسی

۱- تعریف فرضیه، ضرورتها و ویژگیها

فرضیه به دو گونه متفاوت تعریف شده است که ما آنها را تعاریف وصفی و تعاریف واقعی می نامیم. مقصود ما از تعاریف و صفی آن دسته از تعاریف است که فرضیه را به گونه ای کم و بیش شاعرانه وصف می کنند: «عصایی در دست یک فرد نابینا»، «یک نورافکن بسیار قوی که پژوهشگر جلوی پای خود روشن میکند» (خورشیدی و قریشی، ۱۳۸۱، صص ۹۲-۸۱). «حالتی یا اصلی که اغلب بی آنکه اعتقادی نسبت به آن موجود باشد، پذیرفته میشود تا بتوان از آن نتایج منطقی استخراج کرد» (فرهنگ وبستر). چنین تعاریفی همچنان که از نامشان پیداست اغلب وصفی و شاعرانه هستند و در عین مفید بودن نمی توانند بیانگر دقیق چیستی فرضیه باشند؛ مثلا در این عبارت که درخت چیست؟ می توان پاسخی شاعرانه داد و گفت درخت قامت بلند تمناست. «تو قامت بلند تمنایی ای درخت» اما این تعریف به ما نمی گوید که درخت رویندهای زنده و معمولا راست قامت است که از چوب و شاخ و برگ و … تشکیل شده است.

بنابراین ضمن اینکه باید پذیرفت که تعاریف وصفی قابل استفاده اند اما در کاربردها باید به محدودیت های آنها و ناقص و ناکافی بودن آنها اذعان داشت.

دسته دوم را از آن رو تعاریف واقعی نامیده ایم که به مشخصات «واقعی» فرضیه اشاره دارند و به گونه ای عینی برای ما ویژگی های یک فرضیه را بر می شمارند؛ مثلا اینکه فرضیه جمله ای یا گزاره ای است خبری که نظری یا قضاوتی را درباره وجود رابطه بین حداقل دو متغیر را بیان می دارد، تعریفی «واقعی» است؛ یعنی بیان می دارد که ویژگی های عینی یک فرضیه عبارت از جمله خبری بودن، حاوی یک قضاوت بودن و داشتن حداقل دو متغیر است. توصیه ما به دانشجویان آن است که پیش از وصف شاعرانه یک فرضیه یا هر مفهوم دیگر در علوم سیاسی حتما به سراغ تعریف «واقعی» آن مفهوم بروند به ویژه این امر از آن رو اهمیت می یابد که در علوم سیاسی با مفاهیمی مواجه هستیم که به علت علاقه یا تنفر از آنها بار ارزشی و ایدئولوژیک پیدا کردهاند و عملا راه را بر شناختی حتی الامکان عینی از آنها بسته است. واژه هایی چون دموکراسی، آزادی، توسعه سیاسی، استبداد و از این دست هستند.

فرضیه گزارهای است که رابطه احتمالی بین دو یا چند متغیر را بیان میکند. (دئوبالد و ون دلن، ۱۳۷۳، ص ۲۴۶) این گزاره در واقع پاسخی است موقت به یک پرسش. از این رو پر بیراه نیست که فرضیه را صرفا یک پاسخ ساده به یک سوال بدانیم اما همانگونه که ذکر آن رفت باید توجه داشته باشیم که این پاسخ ما دارای ویژگی هایی است که اساسی ترین آن عبارتست از پیش بینی یا حدس درباره وجود رابطه بین حداقل دو متغیر. پژوهشگر باید هم و غم خود را مصروف این متغیرها نماید و از فرعیات و موضوعات غیر مرتبط با متغیرهای موجود در فرضیه اجتناب کند. محققی که فرضیه ای را تدوین می کند، فی الواقع می گوید: «فکر میکنم تحقیق را باید در این مسیر هدایت کرد، این راه مطمئن ترین راهی است که به هدف می رسد.» (ریمون کبوی، بوک وان کامپنهود، ۱۳۷۶، ص ۱۱۱)

تفکیک تعریف واقعی از تعریف وصفی در ارتباط با موضوع اصلی این مقاله نقشی خاص دارد. تعریف واقعی رابطه حداقل دو متغیر را جزء اساسی یک فرضیه می داند. این ویژگی فرضیه متضمن یک قضاوت مقدماتی است؛ یعنی بیان می دارد که میان گزینه های موجود کدام یک محتمل تر است. لذا جهت حرکت پژوهشی باید بدان سو باشد. این جهت گیری است که امکان حرکت پژوهشی و آغاز تحقیق را فراهم می سازد. جهت گیری نقطه افتراق یک مطالعه توصیفی از یک پژوهش تبیینی است. توصیف، صرفا به ارایه ویژگی های یک موضوع و شرح و بسط آن می پردازد بدون آنکه ضرورت به روابط علی و معلولی پدیده های مورد توصیف اشاره ای داشته باشد؛ اما یک پژوهش تبیینی نشان می دهد که چه روابط علی و معلولی یا چه همبستگی هایی بین پدیده ها وجود دارد؛ نشان میدهد که یا در صدد است تا نشان دهد که چه عواملی در بروز یک پدیده مؤثر بوده اند. این همان چیزی است که از آن به جهت گیری پژوهش یاد می شود که در فرضیه نمود پیدا میکند.

این ویژگی فرضیه کمتر مورد توجه دانشجویان قرار میگیرد و عملا بسیاری از دانشجویان به هنگام پژوهش، متغیرهایی را که باید مورد تأکید قرار گیرد به فراموشی می سپارند و به کاری توصیفی راجع به موضوع کلی پژوهش می پردازند غافل از آنکه فعالیت پژوهشی باید از ابتدا یک اصل را در نظر گیرد و آن هم تمرکز تمام پژوهش بر فرضیه و دوری جستن از فرضیه از ابتدا تا انتهای کار پژوهشی است.

فرضیه، رابطه بین دو یا چند متغیر تعریف شده را به صورت احتمالی در مورد جمعیت آزمایش معینی بیان میکند. فرضیه جان کلام تحقیق است و عصاره تز و موضوع پژوهش میباشد و اگر کتاب یا مقاله بخواهد در یک یا دو جمله خلاصه شود باید به فرضیه رجوع کرد. باید به این نکته اساسی توجه کرد که در نهایت فرضیه یک نظر و یک حکم است. نظری که یک محقق درباره یک پدیده بیان میکند البته به صورت فنی.

اگر تفکیک موضوع کلی از سوال جزئی را بپذیریم (اشتریان، ۱۳۷۹) فرضیه عبارت است از پاسخ ما به سوال جزئی یک پژوهش. از آنجا که جوهره تحقیق فرضیه است کلیه اقدامات و روش هایی که به کار می بریم، مدارکی که جستجو میکنیم و نیز فصل بندی تحقیق ما با توجه به ربط وثیق آنها با فرضیه تنظیم می شود.

از مباحث فوق می توان چنین نتیجه گرفت که یک فرضیه مناسب فرضیه ای است که حداقل دو متغیر دارد که در آن تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته به وضوح بیان شده است. یک فرضیه باید قابل وارسی باشد یعنی بتوان آن را با روش های شناخته شده و استاندارد ارزیابی، تحلیل یا آزمون کرد. فرضیه ای که نتوان آن را وارسی کرد در حد یک حسن ظن یا سوءظن بی مبناست که ناشی از حب و بغض و مهر و کین است

باید توجه داشت که پیش شرط تدوین فرضیه، انجام مطالعات مقدماتی است. فرضیه یک قضاوت مقدماتی است. بدون اطلاعات عمومی نمی توان فرضیه دقیقی تدوین کرد. (دثوباند و ون دان، ۱۷۳، ص ۲۴۷) بدون مطالعات مقدماتی، فرضیه صرفا یک حدس و گمان بی پایه است. هر چند در تعریف فرضیه گفته شده که فرضیه یک حدس و گمان است اما این حدس و گمان نمی تواند بر «هیچ» بنا شود. هر چه مطالعات مقدماتی یک پژوهشگر بیشتر باشد بهتر می تواند فرضیه ای دقیق و مناسب تدوین نماید. وانگهی مطالعات مقدماتی قبل از تدوین فرضیه برای مراحل بعدی به کار پژوهشگر می آید و نباید چنین تصور شود که مطالعات موضوعی قبل از تدوین فرضیه (البته در صورتی که با هدف پیدا کردن و تدوین یک فرضیه باشد) وقت تلف کردن است.

پروپوزال نویسی بدون داشتن آگاهی از روش نوشتن فرضیه ممکن نیست؛ در بخش های مختلف پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری نیز با فرضیه دست به کار هستیم. یک فرضیه در پایان نامه کارشناسی ارشد و دکتری، پروپوزال یا مقاله  خوب باید شفاف و صریح باشد تا بتوان به سادگی آن را فهمید و مورد تفسیرهای فراوان و گاه متناقض قرار نگیرد. چرا که غالبا مفاهیم ظاهر ساده معانی فراوانی دارند (گرد، ویلیام جی؛ هات، کی پال، ص ۴۸) همچنین فرضیه باید آزمون پذیر باشد و رابطه همبستگی بین دو یا چند متغیر را بیان کند. یک فرضیه خوب باید در چارچوب تئوری های معتبر تدوین شود و نه براساس گمانه زنی های بدون مطالعه و در پایان فرضیه باید قابل وارسی باشد و بتوان آن را با داده هایی حتی الامکان عینی بررسی کرد. (کیوی، ریمون؛ کامپنهود، لوک وان، ۱۳۷۶، ص ۱۴۶) قابل وارسی بودن یک فرضیه مستلزم عملیاتی بودن آن فرضیه است تا بتوان آن را به روشی کیفی یا کمی وارسی کرد. عملیاتی بودن نیز مستلزم وجود متغیرهای شفاف و حتی الامکان عینی است تا بتوان مدارک، داده ها و استدلال ها را حول آن متمرکز کرد و جمع بندی نمود و از آن نتیجه ای دال بر تأیید یا تکذیب فرضیه استخراج کرد.

۲- با فرضیه می توان کار پژوهش را آغاز کرد نه با پرسش

کار پژوهش با سوال، حتی با یک سوال دقیق و شفاف، شروع نمی شود. بلکه کار پژوهشی با یک فرضیه آغاز می شود؛ یعنی یک حدس، یک گمان، یک احتمال، یک نظر، یک گزاره. بدیهی است هنگامی که حدسی یا گمانی یا فرضی مطرح می شود به صورت ذاتی و جوهری مسبوق به یک پرسش است؛ یعنی اساسأ تا پرسشی در ذهن نقش نگرفته باشد پاسخی نیز برای آن به وجود نمی آید؛ اما کار پژوهش را بدون فرضیه نمی توان آغاز کرد ممکن است انسان دهها و صدها پرسش در ذهن داشته باشد ولی تنها برای اندکی از این پرسش هاست که حدسی یا گمانی یا فرضی یا نظری در ذهن دارد. تنها در این حالت است که می توان پژوهش را شروع کرد. فرض کنید فردی قصد مسافرت دارد. این فرد تا پیش از آنکه مقصدی برای خود انتخاب نکرده است نمی تواند سفر خود را آغاز کند تنها هنگامی که مقصد را برای خود بر می گزیند، با توجه به دوری و نزدیکی مقصد، به فکر تمهید مقدمات سفر می افتد و سفر خود را آغاز می کند.

پرسش به خودی خود عقیم است. پرسش مطلق، بهت و ابهام را در پی دارد. البته ذهن بشری معمولا در مرحله پرسش مجرد و مطلق نمی ماند و معمولا با افسون و افسانه و اسطوره هم که شده سعی میکند خود را قانع نموده و کنجکاوی خود را ارضا نماید و همین خود می تواند اساس تحقیق و جستجو را پی ریزی کند.

سوال اساسا همیشه و همه جا با انسان هست. خواه شفاف خواه مبهم، گاه جدید و گاه قدیم، خود آگاه یا ناخودآگاه. به هر حال پرسش های بسیاری در ذهن انسانها و در جامعه بشری وجود دارد؛ اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آن گاه به وجود می آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می بندد و انسان جستجوگر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی با اثبات یا رد این پاسخ احتمالی وا می دارد. برخلاف آنچه که بسیاری تصور میکنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق می کند. پرسش روی دیگر سکه بهت است. در یک ارزیابی دقیق، پرسش صرف یک ابهام گنگ و فلج کننده است. پرسش تردید است و تردید حرکت را از انسان میگیرد این پاسخ احتمالی است که انگیزه حرکت است و انسان را وادار می کند که از خواب تردید بیدار شود. پرسش نوعی جهل است و جهل (به ویژه اگر مرکب باشد) هیچ حرکتی را برای آغاز تحقیق بر نمی انگیزد.

سقف پرواز پرسش در تحقیق، توصیف است. پرسشی که به دنبال آن فرضیه ای نباشد تنها در حد توصیف سلیقهای پژوهشگر باقی می ماند. توصیفی که هر چند خود می تواند به یک فرضیه منتهی شود.

فرضیه نشان می دهد که پژوهشگر کجا می خواهد برود؟ آنچه که ملاک نو آوری یک پژوهش است فرضیه آن است که پرسش را هم در بطن خود دارد یعنی فرضیه متضمن پرسش است ولی عکس آن ضرورت صحت ندارد.

فعالیت ذهن نوعی برقرار کردن رابطه بین پدیده های جهان است. انسان به نظم ذهنی جهان می پردازد یعنی بین پدیده ها ارتباط (ذهنی) برقرار میکند و به تفسیر پدیده های جهان از حیث رابطه بین آنها می پردازد. این تفسیر و این برقراری ارتباط بین پدیده ها از طریق فرضیه پردازی و در سطح کلان تر از طریق نظریه پردازی صورت می گیرد. به بیان دیگر، شاید تنها یک سوال کلان در ذهن انسانها وجود دارد و آن رابطه بین پدیده های هستی است. این سوال کلان به اشکال و و نحوه های گوناگون رخ می نمایاند. در مقابل این سؤال کلان که گویی با انسان زاده شده است، بشر دائما در حال فرضیه پردازی و نظریه پردازی در هستی است. این بیان بدین معناست که فرایند پژوهش از طریق همین فرضیه پردازی ها شروع می شود و نه ضرورتا با پرسشگری. پرسش هست، همیشه و همواره، حتی در ذهن غیر پژوهشگران و بی سوادان؛ اما این سوال ها معمولا به صورت منظم و حرفه ای پیگیری نمی شود؛ اما این یک دانشجوی پژوهشگر است که با تفکر، تعمق و مطالعه به حدس و گمان و فرضیه می پردازد و کار پژوهش را شروع می کند. پس پر بیراه نیست که حتی آغاز یک پژوهش را نه پرسشگری، بلکه «پاسخگویی» بدانیم. چیزی که در وهله اول شاید عجیب بنماید.

انسان انبوهی از پرسش ها را درباره آنچه که در اطرافش میگذرد در انبان ذهن خود دارد. پژوهشگری با پاسخگویی شروع می شود نه با پرسشگری. پژوهشگر پرسشگر نیست پاسخگوست؛ پاسخگویی به مفهوم نظریه پردازی.

این پرسش که چرا مردم تهران در انتخابات شوراها در سال ۱۳۸۱ نسبت به سال ۱۳۷۷ مشارکت کمتری داشته اند؟ می تواند به اشکال گوناگونی پاسخ داده شده و دقیقا به علت همین گوناگونی و تعدد و تکثر پاسخ های احتمالی است که پژوهشگر حیران و سرگردان شده و نمی تواند پژوهش خود را شروع کند. مشکل آنجاست که این حیرانی و سرگردانی گاه سوال شفاف را نیز به ابهام میکشاند.

اما اگر پژوهشگر پرسشی بدین قرار داشته باشد:

آیا افزایش تورم باعث کاهش مشارکت مردم در انتخابات شوراها در سال ۱۳۸۱ در تهران بود است؟ چنین پرسشی عملا یک فرضیه در خود دارد و آن این است که افزایش تورم را باعث کاهش مشارکت مردم می داند. این فرضیه به صورت طبیعی سوال شفافی در بطن خود دارد که همان سوال فوق الذکر است و پژوهشگر را به سراغ آزمون تأثیر تورم بر کاهش مشارکت می کشاند؛ یعنی تأثیر متغیر تورم را بر متغیر مشارکت بررسی می کند. به بیان دیگر، از میان گزینه های بسیار زیادی که در مقابل پژوهشگر وجود دارد مثل ناامیدی مردم از اصلاحات، برخوردهای قضایی با برخی اصلاح طلبان، ضعف عملکرد اصلاح طلبان، ضعف عملکرد اعضای شورا و پژوهشگر متواضعانه و فروتنانه به انتخاب یک گزینه مبادرت می ورزد و فقط تأثیر آن را بررسی می کند و آن هم تورم است. گزینه های متعدد و مختلف پژوهشگر را سردرگم می نماید و به ابهام او می افزاید او نمی داند که تحقیق را از کجا شروع کند؟ و لذا اگر هم حرکت کند ممکن است که همواره در همان جای اول باقی بماند. لازم به یادآوری این نکته مهم است که پژوهشگر گزینه تورم را به بنا به دلایلی انتخاب می کند و این انتخاب به هیچ وجه تصادفی نیست حتما پژوهشگر به دلیل تجربه شخصی یا تفکر و مطالعات حاشیه ای که داشته است این احتمال را بر دیگر احتمالات ترجیح داده است. ترجیح بی دلیل امکان حرکت را از انسان میگیرد. در واقع همان دلایل اجمالی اولیه هستند که انسان را به گمانه زنی و فرضیه پردازی وا می دارند. در پرسش فوق اتفاقا احتمال آن می رود که اغلب پژوهشگران تورم را انتخاب نکنند و با توجه به فضای موجود جامعه اغلب به دنبال یک دلیل «سیاسی» بروند و نه یک دلیل «اقتصادی»؛ مثلا ناامیدی و سرخوردگی مردم از اصلاحات و اموری از این قبیل؛ اما این احتمال نیز وجود دارد که یک پژوهشگر نقطه نظری همچون تورم را برگزیند و بخواهد تورم به وجود آمده در بخش مسکن در آخرین سال فعالیت شورا و نقش شورای شهر تهران در رشد این تورم را به عنوان عاملی در دلسردی مردم تحقیق نموده و کاهش مشارکت را ناشی از آن بداند.

به هر حال فرضیه یک نظر است (نظری صورت بندی شده به شکل فنی) و پژوهشگر باید به این نکته توجه کند که آیا می تواند نظر خود را فرضیه خود را اثبات نماید یا خیر؟ آیا می تواند دلایل، شواهد و قراین کافی برای به کرسی نشاندن نظر خویش و دفاع از آن ارایه نماید؟ به بیان عامیانه فرضیه خربزه ای است که هر کس بخورد باید پای لرزش هم بنشیند یعنی عاقبت کار و زحمت جمع آوری دلایل و شواهد را هم به جان بخرد.

ضرب المثلی عامیانه می گوید: «جیک جیک مستونت بود فکر زمستونت بود». دانشجوی تازه کار و سرمست باید وقت «جیک جیک مستون» و شور و غوغای اولیه کار پژوهشی به فکر زمستون بی منبعی و بی دلیلی و فقدان مدارک و شواهد هم باشد.

پس پژوهش، پایان نامه، مقاله، سمینار علمی پژوهشی کارشناسی ارشد و دکتری فقط با طرح یک سوال شروع نمی شود. طرح سوال لازم است ولی به هیچ وجه کافی نیست این فرضیه است که امکان شروع کار را فراهم می کند و نقطه عزیمت را برای سفر نشان می دهد.

همچنان که گفته شد سوال در حکم قصد سفر است و فرضیه در حکم مقصد. وقتی مشخص شود که مقصد شما دور است یا نزدیک، راه و روش نیز تا حدودی مشخص می شود. اگر قصد حرکت از تهران به مشهد را دارید راهها و ابزارهای گوناگونی در برابر شما وجود دارد که با راههای رفتن به خانه همسایه کاملا متفاوت است؛ اما اگر صرفأ «قصد سفر» داشته باشید ولی هیچ گاه ندانید که کجا میخواهید بروید طبیعی است که سفر خود را هیچ گاه آغاز نخواهید کرد. اگر هم سفر بروید این احتمال وجود دارد که پس از مدتی سرگردانی باز هم به جای اولیه خود برگردید یعنی عملا هیچ سفری انجام نداده اید.

مثال هایی از فرضیات در علوم سیاسی به مثال های ذیل که فرضیه هایی در زمینه علوم سیاسی هستند توجه کنید:

١- همگام با افزایش آزادی و آگاهی داخلی، به خصوص در کشورهایی که فاقد سنت و زیر ساخت لازم برای تحلیل و جذب داده های کثرت گرایانه هستند، انسجام سیاسی و فرهنگی رو به کاهش می رود. (ماندل، ص ۱۶۳)

۲- هر چه کشورها توجه بیشتری به ملاحظات محیطی جهانی در مقایسه با گذشته نمایند، احساس مشارکت عمومی مردم در سیاستگذاری محیطی و نفوذ محلی بر راه حل های ملی، کمتر می شود. (ماندل، ص ۱۴۴)

۳- هر چه رقابت اقتصادی بین المللی افزایش یافته و انتخاب مواد خام، نیروی کار، محل تولید و بازارها متنوع تر گردد، احتمال اینکه یک حکومت یا شرکت بر اقتصاد جهانی سلطه پیدا نماید کاهش پیدا میکند. (ماندل، ص ۱۲۳)

۴- هر چه هویت تهدیدات و دشمنان مبهم تر گردد، آمادگی نظامی نیز کاهش یافته و نارضایتی عمومی از هزینه های نظامی، بیشتر می شود. (ماندل، ص ۱۰۴)

در فرضیه نخست آزادی متغیر مستقل است که بر متغیر وابسته یعنی انسجام سیاسی و فرهنگی تأثیرگذار است. افزایش آزادی به کاهش انسجام سیاسی و فرهنگی می انجامد.

در مثال دوم ملاحظات جهانی متغیر مستقل است که به مشارکت عمومی که متغیر وابسته است تأثیر می گذارد. فرض بر این است که کشوری که توجه به ملاحظات جهانی دارد مثلا به اتحاد با کشورهای بزرگ اهمیت و اولویت می دهد مشارکت مردمی را کاهش داده و ملاحظات و ترجیحات شهروندان خود را در اولویت قرار نمی دهد بلکه ترجیحات و اولویتهای قدرت های خارجی را اهمیت می بخشد.

. بدینسان پژوهشگر می تواند حرکت پژوهشی خود را با این متغیرها آغاز کند. اگر به جای این فرضیه ها پژوهشگر می خواست پژوهش خود را بدون توجه به فرضیه و با پرسش های ذیل شروع کند یا هیچگاه حرکت نمی کرد یا این که به موضوعات متنوعی می پرداختن

۱- نقش آزادی در کشورهایی که فاقد سنت و زیرساخت لازم برای تحلیل و جذب دادهای کثرت گرایانه هستند چیست؟

۲- نقش ملاحظات محیطی جهانی در سیاست داخلی کشورها چیست؟

این دو پرسش فاقد متغیر وابسته شفافی هستند از این رو دانشجویان را به عرصه های مختلف و متنوعی سوق می دهند و عملا دانشجو به انشانویسی رو می آورد. (برای مثال های بیشتر ر.ک: دئوبالد و ون دلن، ۱۳۷۳، صص ۲۵۰-۲۵۲ و رابرت ماندل ۱۳۷۹)

٣- کارکردهای فرضیه

با توجه به آنچه که گفته شد کارکردهای فرضیه را می توان به قرار ذیل برشمرد:

نخستین کارکرد فرضیه آن است که از میان انبوه متغیرهایی که می توانند در یک موضوع خاص تأثیر گذار باشند پژوهشگر بر دو یا چند متغیر خاص متمرکز می شود و از کلی گویی و کلی نگری برحذر می ماند. مشکلی که اغلب دانشجویان با آن مواجهند مشکل تمرکز است. اغلب دانشجویان یک موضوع را انتخاب نموده و راجع به آن هر چه که می خواهد می نویسند بدون آنکه بر متغیرهایی خاص متمرکز شوند. یک فرضیه دقیق و دارای متغیرهایی محدود می تواند این مشکل دانشجویان را حل نماید.

کارکرد دیگر فرضیه آن است که پرسش تحقیق را شفاف می نماید. پژوهشگر ممکن است از ریزه کاری های پرسش خود مطلع نباشد و لذا ممکن است با طرح یک پرسش نتواند بر متغیرهایی خاص تمرکز نماید. در مثال پیش هنگامی که «نقش ملاحظات جهانی در سیاست داخلی کشورها» به عنوان پرسش پژوهش در نظر گرفته می شود معلوم نیست که ۱- منظور از ملاحظات جهانی چیست و ۲- سیاست داخلی کشورها، چه متغیری را شامل می شود و ۳- اصولا مراد پژوهشگر از واژه «نقش» چیست؟ از این روست که دانشجوی تازه کار با انبوهی از گزینه ها در برابر این سه پرسش مواجه است؛ اما هنگامی که برای همین پرسش، فرضیه پیش گفته یعنی اتحاد با کشورهای خارجی مشارکت سیاسی داخلی را کاهش می دهد طرح شود مشکل فوق حل می شود و دانشجو بر متغیرهای مشخصی متمرکز می شود و می تواند کار پژوهشی خود را عملا آغاز نماید و مقصود و منظور سوال خود را به گونه ای شفاف مشخص نماید.

بنابراین کار ویژه فرضیه این است که سوال ما را شفاف می کند، ممکن است در صورت بندی سوال تحقیق پژوهشگر دچار ابهامات و مشکلاتی باشد و یا ممکن است پاسخ های متفاوتی به سوال تحقیق داده شود. می توان به یک پرسش (هر چند دقیق) پاسخ های متفاوتی ارائه کرد؛ اما فرضیه به یک پاسخ مشخص اکتفا می کند و به آن می پردازد؛ بنابراین می بینیم که نقش فرضیه ها در ساماندهی پژوهش نه تنها کمتر از سوال نیست چه بسا این نقش اساسی تر و مهم تر نیز باشد.

در مثال های قبل مشاهده شد که یک پژوهشگر می تواند ظاهرأ سوال دقیقی را ارائه کند اما هنگامی که فرضیه ای در پایان نامه کارشناسی ارشد یا دکتری را در پاسخ همان سوال مطرح میکرد میدیدید که پژوهشگر هنوز دچار ابهام است. دادن پاسخ بی ربط به یک سوال دقیق نشان دهنده آن است که پژوهشگر سوال خود را دقیقه نفهمیده است حتی اگر خودش طراح سوال بوده باشد. فرضیه به پژوهشگر کمک می کند متغیرهای اساسی که ممکن است در پرسش تحقیق تصریح نشده باشند را مشخص کند. یک فرضیه مناسب فرضیه ای است که متغیرهای مستقل و وابسته آن کاملا مشخص و شفاف باشد. با توجه به اینکه در فرضیه، متغیرهای مستقل و وابسته مطرح می شود، نقش فرضیه برای پژوهش مهم تر از سوال تحقیق است. یک فرضیه خوب در واقع سوال را نیز در بطن خود دارد.

کارکرد دیگر فرضیه که در ادامه کارکرد قبلی قابل طرح است آن است که پژوهشگر تکلیف خود را با انبوه داده هایی که به صورت کلی با موضوع تحقیق او مرتبط است مشخص می نماید یعنی صرفا به سراغ داده هایی که با متغیرهای تعیین شده در فرضیه مطرح است می رود. (کیوی ریمون؛ کامپنهود، لوک وان، ۱۳۷۶، ص ۱۱۱)

فرضیه حتی می تواند گرایش روش تحقیقی پژوهشگر را نیز مشخص نماید نوع متغیرها می تواند پژوهشگر را به سوی انتخاب روش پژوهش کمی با کیفی، تحلیل تاریخی یا مقایسه ای یا… سوق دهد؛ مثلا این فرضیه که مشارکت سیاسی مردم ایران در انتخابات عمومی همچون ریاست جمهوری نسبت به انتخابات محلی همچون شوراهای شهر بیشتر است متضمن این معناست که پژوهشگر می تواند از روش های کمی مقایسه ای برای آزمون فرضیه خود بهره گیرد. اگر فرضیه ای دارای تم و بیان می باشد به خودی خود پژوهشگر را ناچار به اتخاذ روشهای کمی می نماید؛ مثلا هنگامی که می گوییم نظام آموزش عالی ایران در بخش صنعت انطباقی با نیاز بخش های صنعتی ندارد، طبیعی است که باید به دنبال داده ها و آمارهای موجود از جمله آمار نقصان های آموزش عالی، آمار نیازهای بازار و اموری از این قبیل رفت. یا هنگامی که میخواهیم از طریق یک فرضیه بایدها و نبایدهایی را در پایان تحقیق به دست آوریم؛ اجمالا باید توجه داشته باشیم که در چهارچوب نظریه های هنجاری و روش های هنجاری باید عمل کرد یعنی باید و نبایدهای ارزشی که از مستقلات عقیله نشات می گیرند مطرح نماییم تا بتوان در نهایت از آن ارزشها و هنجارها توصیه ها و باید و نبایدها را استخراج کرد؛ و یا اگر در پاسخ به این سوال که علل وقوع انقلاب اسلامی ایران چیست، فرضیه ای مطرح شود مبنی بر اینکه «علل اقتصادی و شکاف بین فقیر و غنی و به طور کلی نابرابری های اقتصادی از جمله علل اصلی وقوع انقلاب ایران است.» اثبات این فرضیه مستلزم آن است که به سراغ یک تحلیل اقتصادی که از آمارهای کمی بهره مند است برویم. بدیهی است برای اثبات چنین فرضیه ای به سراغ علل فرهنگی، گسست فرهنگی نسل ها و غیره نخواهیم رفت؛ یعنی از روش تبیین فرهنگی برای اثبات یک فرضیه اقتصادی استفاده نخواهیم کرد.

فرضیه پایان نامه، ابزارهای مورد نیاز در تحقیق را تعیین و تصریح می کند مانند مصاحبه، پرسشنامه و… مثلا هنگامی که به عدم انطباق نظام آموزشی با بخش صنعت نظر داریم محقق می تواند به این بیندیشد که می تواند پرسش نامه ای تهیه کند خطاب به فارغ التحصیلانی که در بخش صنعت مشغول به کار هستند و از آنها سوال کند که آیا رشته دانشگاهی آنها با کاری که به آنها محول گردیده است انطباق دارد یا خیر؟

فرضیه می تواند به صورت کلان فصل بندی های تحقیق ما را مشخص کند؛ مثلا برای فرضیه ای که علل انقلاب ایران را اقتصادی میدانند طبیعی است که یکی از فصل ها باید اختصاص به بیان نابسامانی های اقتصادی آن روزگار داشته باشد و در فصل دیگر چگونگی تبدیل آن نابسامانی ها اقتصادی به عمل سیاسی مورد بحث قرار گیرد یعنی چگونگی تأثیر گذاری نابسامانی اقتصادی بر رفتار سیاسی انسان ها مطالعه شود.

۴- رابطه فرضیه و نظریه در پایان نامه نویسی

طرفداران گرایش پژوهش فرضیه محور در علوم اجتماعی که رهیافتی قیاسی در علوم اجتماعی را پی می گیرند بر این باورند که استنتاجات قیاسی و تئوری ها می توانند مبنایی برای فرضیه ها باشند. (مانهایم و ریج ۱۳۷۷، صص ۴۹-۵۳؛ دثوبالد و ون دلن، ۱۳۷۳، ص ۲۴۹، Ted Palys, 1992, P.57) تئوری، همچون فرضیه یک رابطه را بین دو یا چند متغیر پیشنهاد می دهد. فرضیه چیزی جز بیان شفاف، عینی، محدود و مصداقی یک نظریه نیست. یک پژوهش قیاسی تئوری محور است و فرضیه منبعث از آن بیان می دارد که در رابطه با دو یا چند متغیر خاص طبق تئوری اگر X محقق شود، لزوما باید Y اتفاق بیفتد. به بیان دیگر، فرضیه در یک مصداق خاص به جای تئوری می نشیند و بایدهای علی دو یا چند متغیر را از قول تئوری بیان می دارد. تفاوت در آن است که تئوری مجموعه ای از فرضیه هاست که منطقأ و موضوع به هم مرتبطند. (کیوی، ریمون؛ کامپنهود، لوک وا، ۱۳۷۶)

اگر یک تئوری علت رفتار انسان را ناشی از منافع آنها بداند یک فرضیه منبعث از آن می تواند مثلا علت رای دادن مردم آمریکا به جورج دبلیو بوش را ناشی از منافع اقتصادی آنها بداند. رابطه فرضیه با تئوری رابطه عموم و خصوص مطلق است. (دثوبالد و ون دلن، ۱۳۷۳، ص ۲۷۴) فرضیه ها در تحقیق علمی بسیار مهم اند چرا که تئوری ها را با داده ها مرتبط می کنند (تئوری را با داده های عینی مواجهه می دهند). تئوریها ساختها را روابط بین پدیده ها را به صورت مجرد بیان میدارند در حالی که فرضیه ها تئوری را بر وضعیت های عینی تطبیق می دهند و بنابراین ابزارهایی هستند که تئوری را با واقعیت های عینی مواجهه می دهند تا بتوان اعتبار تئوری را ارزیابی کرد. (۱۹۹۲, P.57 Ted Pays,) از آنجا که در ارتباط با موضوعات مختلف اجتماعی، پژوهشگران، بسیاری از پرسش های کلان نظری را پاسخ گفته اند هر چند به گونه ای احتمالی و غیر قطعی و پیشنهاداتی را ارایه داده اند، به دانشجویان اکیدا توصیه می شود که فرضیه خود را مبتنی بر نظریات موجود انتخاب نمایند هر چند که کاملا امکان دارد که تئوری های موجود گاه از تبیین برخی مسائل به ویژه مسائل بومی و خاص جامعه ایران ناکارآمد باشند.

مثلا در پاسخ به این پرسش کلان که علت افزایش هزینه های دولتی چیست، صاحب نظران علوم سیاسی نظریه هایی همچون نظریه مدرنیزاسیون، نظریه صنعتی شدن، نظریه دولت رانتی و … ارایه داده اند. این نظریه ها به اندازه کافی در ادبیات مربوطه شرح و بسط داده شده اند و می توانند بنیانی قوی برای پاسخگویی به ابعاد وسیعی از مسئله مورد نظر ما فراهم آورند. فرضیه هایی که از بنیانهای تئوریک و شناخته شده بهره می برند با سرعت بیشتری به پیش می روند و دانشجو می تواند سریع تر کار پژوهشی خود را آغاز کند.

نتیجه

این مقاله در پی آن بود تا اهمیت فرضیه برای «آغاز عملی» کار پژوهش، رابطه فرضیه با مسأله پژوهش و نمونه هایی از فرضیه های پژوهشی در علوم سیاسی را نشان دهد. فرضیه قضاوتی مقدماتی و نظری اولیه درباره وجود رابطه بین دو یا چند متغیر است که پژوهشگر را به تکاپو برای رد یا تأیید آن وا می دارد. این تکاپوی جهت دار سرآغاز پژوهش است. فقدان چنین قضاوت و نظری به منزله آن است که پژوهشگر هیچ جهتی را برای خود برگزیده است. کار ویژه اصلی فرضیه در همین نکته نهفته است. آغاز یک پژوهش نه «پرسشگری» بلکه «پاسخگویی» است.

این ویژگی آغازکنندگی فرضیه کمتر مورد توجه دانشجویان قرار گرفته است چرا که عملا بسیاری از آنان پژوهش خود را با یک پرسش (آن هم اغلب نادقیق) «آغاز» میکنند. از این رو به هنگام پژوهش متغیرهایی را که باید مورد تأکید قرار گیرد به فراموشی می سپارند و به کاری توصیفی راجع به موضوع کلی پژوهش می پردازند. (اشتریان، ۱۳۷۹)

پرسش های بسیاری در ذهن انسان ها و در جامعه بشری وجود دارد؛ اما جرقه پژوهش و انگیزه تحقیق آن گاه به وجود می آید که پاسخی احتمالی و ابتدایی در ذهن نقش می بندد و انسان جستجوگر را به تکاپو برای وارسی یا ارزیابی یا اثبات یا رد این پاسخ احتمالی وا می دارد. برخلاف آنچه که بسیاری تصور میکنند این پرسش نیست که انسان را وادار به تحقیق میکند بلکه جرقه یک پاسخ احتمالی (نظر) است که سرآغاز یک پژوهش جهت دار است.

کتابنامه:

 اشتریان، کیومرث، (۱۳۷۹)، «مهندسی سوال پژوهش»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، ش ۵۰

خورشیدی، عباس، قریشی سبد حمیدرضا، (۱۳۸۹)، راهنمای تدوین رساله و پایان نامه تحصیلی (از نظریه تا عمل).

 دئوبالد بی؛ ون دلن. (۱۳۷۲)، مبانی پژوهش در علوم تربیتی، ترجمه بعقوب نجفی زند، نشر قومس

ریاحی، غلامحسین، آشنایی با اصول و روش تحقیق، نشر اشراقبه.

یوی، ریمون، کامپنهود، لوک وان، (۱۳۷۶)، روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمه عبدالحسین نیک گهر، انتشارات توتیا، چاپ دوم.

گود، ویلیام جی، هات، کی پال، روش ها در تحقیق اجتماعی.

ماندل، رابرت، (۱۳۷۹)، چهره متغبر امنیت ملی، پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ دوم

 مانهایم و ریچ، (۱۳۷۷)، روش های تحقیق در علوم سیاسی تحلیل تجربی، ترجمه لیلا سازگار، مرکز نشر دانشگاهی

میلر، دلبرت، (۱۳۸۰)، راهنمای سنجش و تحقیقات اجتماعی، ترجمه هوشنگ نایبی، نشر نی.

هومن، حیدعلی، (۱۳۷۶)، پایه های پژوهش در علوم رفتاری (شناخت روش علمی)، نشر پارسا، چاپ

Pallys Ted. (1992), Research Decisions, Quantitative and Qualitative Perspectives. HBJ, Toronto, London.

ارزیابی کیفیت محتوا

پیشنهاد پی اچ دی پروپوزال برای شما: